تا زمانی که زنان امنیت ندارند، جامعه امن نیست

در روز جهانی منع خشونت علیه زنان، ما بار دیگر صدای زنانی می‌شویم که در سکوتِ قانون، در سایه‌ی بی‌پناهی و در دل ساختارهای تبعیض‌آمیز، هر روز خشونت را زیسته‌اند. زنانی که در جامعه‌ای زندگی می‌کنند که هنوز «حقِ زیستن بدون خشونت» را برای آنان مسلم نمی‌داند و قوانینش، به‌جای حمایت، آنان را بارها و بارها تنها گذاشته است.
در ایران، خشونت علیه زنان تنها یک رویداد فردی نیست؛ یک واقعیت ساختاری و قانونی است. زنانی که مورد خشونت خانگی قرار می‌گیرند، نه پشتوانه‌ قانونی کافی برای گزارش و پیگیری دارند، نه تضمینی برای امنیت پس از گزارش. در حالی‌که سال‌هاست لایحه‌ «حمایت از زنان در برابر خشونت» میان نهادهای مختلف معطل مانده و هنوز به تصویب نهایی نرسیده، زنان هر روز قربانی خلأهای قانونی می‌شوند که از آنها در برابر خشونت جسمی، روانی، جنسی، اقتصادی و اجتماعی حفاظت نمی‌کند.
قتل‌های موسوم به «ناموسی» در سال‌های اخیر بار دیگر عمق بحران را روشن کرده‌اند؛ قتل‌هایی که در آنها زن، نه تنها توسط نزدیک‌ترین افراد زندگی‌اش کشته می‌شود، بلکه قانون با مجازات‌های سبک و تبعیض‌آمیز، این چرخه‌ خشونت را بازتولید می‌کند. قتل رومینا، مونا حیدری، غزل رخشاویی و ده‌ها زن بی‌نام دیگر، یادآور این حقیقت تلخ‌اند که جان زنان به‌دلیل ساختارهای حقوقی تبعیض‌آلود، بی ارزش است.
خشونت علیه زنان در سکوت شکل نمی‌گیرد؛ در سایه‌ قوانینی که اجازه‌ ازدواج کودک را می‌دهند، در زیر سقفی که زن برای خروج از آن به اجازه نیاز دارد، در فرهنگی که خشونت را «حق تربیت»، «حق مرد» یا «حفظ آبرو» می‌نامد، و در دستگاه‌های قضایی و انتظامی که گاهی خود تبدیل به بخشی از چرخه‌ خشونت می‌شوند.
امروز مطالبه‌ ما روشن است: تصویب فوری قانون حمایت از زنان در برابر خشونت و اصلاح ساختارهای قانونی‌ای که زنان را بی‌دفاع می‌گذارد. این امر تنها با حذف قوانین تبعیض‌آمیز و لغو هرگونه معافیت قانونی برای قتل‌های ناموسی و اصلاح جدی مجازات‌ها ممکن می‌شود. در کنار آن، باید پناهگاه‌های امن و دسترسی واقعی زنان به حمایت قضایی، روانی و اجتماعی فراهم شود و آموزش فراگیر درباره‌ حق زنان برای زندگی عاری از خشونت در برنامه‌ریزی‌های رسمی کشور جای گیرد. این حداقلِ ضرورتی است که برای امنیت و کرامت زنان باید فوراً محقق شود.
روز جهانی منع خشونت علیه زنان فقط یک مناسبت نیست؛ یادآور این است که امنیت زنان، شاخص بنیادی سلامت و عدالت یک جامعه است. تا زمانی که زنان در خانه، خیابان، محیط کار و در متن قانون ایمن نباشند، نمی‌توان از جامعه‌ای سالم، پیشرفته یا عادلانه سخن گفت.

هفتمین بازارچه خوراک و صنایع دستی

با هم می‌توانیم روشنایی را به زندگی زنان و کودکان در معرض آسیب برگردانیم. این جمعه با حضور برندهای گوناگون کنار هم می‌ایستیم تا دوباره جرقه امید را روشن کنیم و سهمی—حتی کوچک—در ساختن فردایی امن‌تر داشته باشیم. حضور شما می‌تواند تفاوت ایجاد کند.
جمعه، ۷ آذر

ساعت ۱۱ صبح تا ۸ شب

آدرس: شهرک غرب، خیابان ایران‌زمین، خیابان مهستان، خیابان گلستان جنوبی، برج‌های مهستان، بلوک A3

لطفاً در اطلاع‌رسانی این رویداد همراه ما باشید و دیگران را هم دعوت کنید.
برای اطلاعات بیشتر، با روابط عمومی مهروماه تماس بگیرید یا در واتس‌اپ پیام دهید:

۰۹۳۰-۳۱۷۵۶۸۰

با برندهای همراه با مهروماه در این رویداد در اینستاگرام مهروماه آشنا شوید

دست در دست هم برای فردایی روشن

دست در دست هم برای فردایی روشن

روز جمعه منتظر حضور سبز شما هستیم تا بار دیگر امید را در دل زنان و کودکان در معرض آسیب بنشانیم.

جمعه، ۷ آذر

ساعت: ۱۱ صبح تا ۸ شب

آدرس: شهرک غرب، خیابان ایران‌زمین، خیابان مهستان، خیابان گلستان جنوبی، برج‌های مهستان، بلوک A3

در اطلاع‌رسانی این رویداد همراه ما باشید

برای کسب اطلاعات بیشتر لطفا با روابط عمومی مهروماه تماس بگیرید یا در واتس اپ پیام دهید

۰۹۳۰-۳۱۷۵۶۸۰

📄بیانیه مشترک سازمان‌های مردم‌نهاد فعال در حوزه حقوق کودک

📄بیانیه مشترک سازمان‌های مردم‌نهاد فعال در حوزه حقوق کودکبه مناسبت ۲۰ نوامبر / سالروز تصویب کنوانسیون حقوق کودک
ما، جمعی از سازمان‌های مردم‌نهاد ایرانی فعال در حوزه حقوق کودک، هم‌زمان با سالروز تصویب کنوانسیون حقوق کودک، نگرانی عمیق خود را از تداوم نقض حقوق بنیادین کودکان در کشور اعلام می‌کنیم. با وجود پیوستن ایران به کنوانسیون از سال ۱۳۷۲، اجرای کامل مفاد آن همچنان با چالش‌های جدی روبه‌روست.


مهم‌ترین نگرانی‌ها:
۱. تهدید حق بقا و سلامت: فقر، سوء‌تغذیه، کمبود خدمات درمانی و بحران‌های زیست‌محیطی، سلامت و رشد کودکان را به خطر انداخته است.
۲. محرومیت از هویت قانونی: بسیاری از کودکان فاقد اوراق هویتی از حقوق اساسی خود مانند آموزش و خدمات درمانی محروم‌اند.
۳. نابرابری در دسترسی به آموزش: تبعیض، فقر، ترک تحصیل و اختلاف شدید میان مناطق مختلف، حق آموزش برابر و باکیفیت را نقض می‌کند.
۴. گسترش خشونت و کودک‌همسری: انواع خشونت علیه کودکان همچنان رایج است و کودک‌همسری به‌عنوان نقض جدی منافع عالیه کودک ادامه دارد.
۵. نادیده‌گرفتن منافع عالیه کودک: تصمیمات مهم درباره کودکان اغلب بدون توجه کافی به شرایط و منافع واقعی آنها اتخاذ می‌شود.
۶. استثمار کودکان : کودکان کار در معرض شدیدترین اشکال بهره‌کشی و خشونت قرار دارند و حمایت کافی از آنها وجود ندارد.
مطالبات ما:
۱-اجرای کامل و شفاف مفاد کنوانسیون و گزارش‌دهی منظم به نهادهای بین‌المللی
۲-تضمین آموزش برابر و رایگان و با کیفیت برای همه کودکان بدون تبعیض
۳- ارائه شناسنامه به کودکان بدون شناسنامه بلوچ و کودکان متولد از مادر ایرانی و اعطای تابعیت به کودکان مهاجر متولد در ایران
۴-ایجاد نظام حمایتی مؤثر برای مقابله با خشونت علیه کودکان و حذف کودک‌همسری
۵-رعایت منافع عالیه کودک در تمام تصمیمات و فرایندها
۶-تدوین برنامه ملی برای کاهش و حذف کار کودک با مشارکت جامعه مدنی
۷-کودکان حق زندگی و رفاه و آرامش دارند و تضمین حقوق آنان یک وظیفه قانونی، اخلاقی و انسانی است.

 

۱- موسسه شکوفایی استعدادهای کودکان مهر

۲- موسسه ندای ماندگار دروازه غار

۳- گروه تلاشگران یاری همدل

۴- انجمن یاری کودکان در معرض خطر

۵- موسسه یاریگران کودکان کار پویا

۶- انجمن حمایت از حقوق کودکان

۷- موسسه مهروماه

۸- گروه فرهنگی اجتماعی کیانا

۹- انجمن درخت کوچک زندگی

۱۰- انجمن پرنده درخت کوچک

۱۱- انجمن حمایت از کودکان کار

۱۲- انجمن دوستداران کودک پویش

۱۳- انسان دشواری وظیفه

۱۴- موسسه نوید زندگی کوشا

۱۵- انجمن پژوهش‌های آموزشی پویا

🔸قابی از دل “هرات” که امید را معنا می‌کند

ستاره، یکی از دختران توانمند مهروماه بود؛ دختری که سال‌ها در تیم داوری جشنواره کتاب مهر همراه‌مان بود و کتاب خواندن برایش نه یک سرگرمی، بلکه شیوه‌ای از زیستن بود. اما روزی رسید که مجبور شد ایران را ترک کند و به سرزمینی بازگردد که آن را «وطن» می‌نامند؛ سفری ناگزیر، نه انتخابی.
با این‌همه، ستاره در برابر جبر روزگار تسلیم نشد. مدت کوتاهی پس از رفتنش، تصمیم گرفت چراغ کوچکی از فرهنگ را در جایی روشن کند که سال‌ها از آن دور مانده بود: یک کتابخانه محلی کوچک به نام «کتابخانه دختران هرات». از ما خواست برایش کتاب بفرستیم و ما هم، با وجود همه دشواری‌ها و موانع، دست از تلاش نکشیدیم تا سرانجام چند کارتن کتاب را در نظر گرفتیم که به دستش برسانیم و همچنان در حال تجهیز این کتابخانه هستیم.
امروز آن قفسه کوچک، تنها چند کتاب نیست؛ نمادی از امید است. آغازی دوباره در سرزمینی که گویی با نور و آگاهی سر سازگاری ندارد.
در هفته کتاب و کتاب‌خوانی، تلاش ستاره و همه دخترانی را ارج می‌نهیم که با وجود محدودیت‌ها، مسیرشان را می‌سازند، می‌خوانند، می‌آموزند و شعله امید را نه فقط در دل خود، که در دل دیگران نیز زنده نگه می‌دارند.
به امید روزی که تمام دختران و زنان، در هر گوشه جهان، بی‌هیچ مانعی به منابع آموزشی دسترسی داشته باشند و با آگاهی‌ای که به دست می‌آورند، نوید جهانی برابر را برای همه ما به ارمغان بیاورند.
«ستاره»ُ نام مستعاری است برای حفظ حریم شخصی این دختر توانمند

🔸انتخابات همیار دانش‌آموز؛ تمرینی برای مشارکت

انتخابات همیار دانش‌آموز با شور و شوق زیادی در مهروماه برگزار شد و نشان داد بچه‌ها چقدر دلشان می‌خواهد در کارهای موسسه نقش داشته باشند. مدت‌هاست می‌بینیم که آن‌ها داوطلبانه در کارهای مختلف کمک می‌کنند؛ از کمک‌معلم شدن گرفته تا فعالیت‌های دیگر، و واقعاً هم تأثیر مثبتش را در رفتار و یادگیری‌شان دیده‌ایم.
به همین دلیل تصمیم گرفتیم این مشارکت را در قالب «طرح همیار دانش‌آموز» سامان‌دهی کنیم. از میان داوطلبان، با رأی بچه‌ها چند نفر انتخاب شدند و حالا گام بعدی برگزاری جلسه‌ای است که در آن اول خودشان مشاهده کنند، فکر کنند و از زاویه نگاه کودکانه‌شان ایده بدهند—چون ممکن است چیزهایی را ببینند که ما نمی‌بینیم.
این رویکرد دقیقاً مطابق حق کودکان برای ابراز نظر و مشارکت است؛ حقی که در پیمان‌نامه حقوق کودک بر آن تأکید شده و ما می‌خواهیم واقعاً در مؤسسه اجرا شود، نه فقط در حرف.
قرار است همیارها خودشان فعالیت‌ها را برنامه‌ریزی و میان دانش‌آموزان تقسیم کنند؛ از کار در کتابخانه گرفته تا کمک‌معلمی یا فعالیت‌های بهداشتی و محیط‌زیستی—به‌ویژه با توجه به وضعیت نامناسب کوچه‌ها و اطراف مؤسسه. آن‌ها می‌توانند سفیران کوچک ما برای بهتر شدن محیط باشند.
در جلسات آینده، دوستانی هم همراه‌مان خواهند بود تا این مسیر را با بچه‌ها پیش ببریم. هدف ما فقط تقسیم کار نیست؛ هدف این است که بچه‌ها احساس کنند صاحب صدا هستند و می‌توانند تغییر ایجاد کنند.

🌿دست در دست هم برای فردایی روشن

در هفتمین بازارچه سالانه مهروماه، فرصتی دوباره فراهم شده تا با خرید از محصولات سالم و خانگی، صنایع‌دستی و تولیدات زنان کارآفرین، در توانمندسازی زنان و حمایت از کودکان سهمی داشته باشیم.▫️کلیه عواید این بازارچه صرف آموزش و توان‌افزایی زنان و کودکان خواهد شد.
بیایید در کنار هم، آینده‌ای روشن‌تر بسازیم. 🌱

🤝وعده ما جمعه ۷ آذر ۱۴۰۴ساعت ۱۱ صبح تا ۸ شب
📍آدرس: شهرک غرب، ایران زمین، خیابان مهستان، خیابان گلستان، برج‌های مهستان، بلوک A3
📲برای کسب اطلاعات بیشتر لطفا با روابط عمومی مهروماه تماس بگیرید یا در واتس اپ پیام دهید۰۹۳۰-۳۱۷۵۶۸۰

روایت عارف؛ روایت تغییر، دیده شدن و امید

عارف (اسم مستعار) پسرک کلاس دومی موسسه است.اولین‌بار که دیدمش، چشماش پر از خشم بود.با همه درگیر می‌شد، می‌زد، فریاد می‌کشید.هیچ‌کس نمی‌تونست باهاش کنار بیاد.دنیایی که ازش اومده بود، پر از درد بود، پر از ترس.برای همین، یاد گرفته بود قبل از اینکه زخمی بشه، خودش زخمی کنه.
یه روز بعد از یه دعوای حسابی، وقتی سعی کردم آرومش کنم، گفتم:«یادته گفتم قبل از هر کاری نفس عمیق بکش؟»وسط حرفم پرید و گفت:«خانم، من با این چیزا خوب نمی‌شم… من باید بزنم تا حالم خوب شه!»اون جمله، صدای تمام زخماش بود.
از همون‌جا شروع کردیم.قدم به قدم، بازی به بازی، تا کم‌کم یاد گرفت خشمش رو زمین بذاره.ما براش شدیم پناه.جایی که بتونه بازی کنه، خودش باشه، بدون ترس، بدون قضاوت.و کم‌کم خبر رسید: «عارف دیگه مثل قبل بچه‌ها رو نمی‌زنه.»همین جمله برای من یعنی یه دنیا تغییر.
اما لحظه‌ واقعیِ تغییر یه روز معمولی اتفاق افتاد.زنگ تفریح بود. داشتم از حیاط رد می‌شدم که عارف و دوستاش با ذوق از در بیرون دویدن.اون نفر اول بود.تا منو دید، با تمام وجود دوید سمتم، منو بغل کرد و گفت:«خانم، ما خیلی شما رو دوست داریم. دلم براتون تنگ شده بود!»
با اینکه همون صبح دیده بودمش، اون جمله دلم رو لرزوند.اون لحظه فهمیدم همه‌ این بچه‌ها فقط دنبال یه چیزن:یه پناه امن.یکی که بشنوه‌شون،باهاشون بازی کنه،بهشون بگه «تو دیده می‌شی، تو ارزشمندیو حالا داریم می‌بینیم دنیای عارف چقدر قشنگ‌تر شده؛به‌جای دعوا، بازی می‌کنه،به‌جای خشم، محبت می‌کنه،و روزها براش روشن‌تر و آروم‌تر شدن.با تمام وجودم می‌گم: من این تغییر رو دیدم.و این یکی از قشنگ‌ترین صحنه‌های زندگی من بود.
این روایت رو امروز خودم نوشتم،چون دلم خواست یادآوری کنم که بچه‌ها فقط به «امنیت» نیاز دارن،به جایی که شنیده بشن،به کسی که پناهشون باشه.کاش دنیا رو برای بچه‌ها جای امن‌تری بسازیمبا مهربونی، با شنیدن، با پناه بودن.

🔻فقر؛ بحرانی که آینده کودکان را نشانه گرفته است

انتشار آمار تازه از سوی هادی موسوی‌نیک، عضو هیأت علمی مرکز پژوهش‌های مجلس، مبنی بر اینکه حدود ۲۶ میلیون نفر از مردم ایران (۳۰ درصد جمعیت) در فقر مطلق زندگی می‌کنند و حدود ۴ میلیون نفر حتی توان تأمین غذای روزانه خود را ندارند، نه صرفاً یک هشدار اقتصادی، بلکه زنگ خطری برای بنیان‌های اجتماعی، امنیت آینده و کرامت انسانی جامعه است. وقتی ضریب جینی (ضریب جینی که یکی از شاخص‌های اصلی سنجش نابرابری درآمدی است) حدود ۰.۳۹ اعلام می‌شود، به این معناست که شکاف طبقاتی در ایران نه تنها گسترده است، بلکه به مرحله‌ای رسیده که توان بازتولید سلامت اجتماعی را تهدید می‌کند.
فقر امروز، بحران فردا نیست؛ بحران اکنون است در چهره‌ کودکان
کودکان اولین قربانیان خاموش فقر هستند. فقر در ایران دیگر تنها به معنای نان شب نیست؛ به معنای سلب حقِ رشد، یادگیری، سلامت و امنیت روانی کودکان است. وقتی خانواده‌ای درگیر فقر مطلق است، اولین چیزی که حذف می‌شود «کودکی» است.
اثراتی که فقر بر کودکان می گذارد:
۱. سوء‌تغذیه و آینده‌های از دست‌رفتهدر خانواده‌هایی که درآمدشان کفاف غذای روزانه را نمی‌دهد، رشد جسمانی کودکان دچار اختلال می‌شود: کم‌خونی، کوتاه‌قدی، ضعف سیستم ایمنی و کاهش تمرکز تنها بخشی از پیامدهای قابل مشاهده است. اما آسیب اصلی در جایی شکل می‌گیرد که دیده نمی‌شود—در مغز کودک، جایی که فقر سلول‌های عصبی را خاموش و توان یادگیری را کاهش می‌دهد.
۲. ترک تحصیل و بازتولید چرخه فقروقتی فقر وارد خانه می‌شود، مدرسه اولین جایی است که کودکان از آن حذف می‌شوند. کودکان در سن ۹ تا ۱۴ سالگی به بازار کار رانده می‌شوند؛ بی‌آنکه مهارتی آموخته باشند. این یعنی تولید نسلی درگیر با مشکلات اقتصادی، اجتماعی و روانی و هویتی که تبدیل به کارگران ارزان، بدون پشتوانه اجتماعی می شوند که فقر را به نسل بعد منتقل خواهند کرد.
۳. فقر عاطفی و فرسایش روانفقر فقط سفره را کوچک نمی‌کند؛ آرامش را می‌گیرد. کودکانی که هر شب صدای دعوای والدین بر سر اجاره خانه، نان و بدهی را می‌شنوند، با احساس ناامنی، شرم و بی‌ارزشی بزرگ می‌شوند. آنان به‌تدریج نسبت به جامعه بی‌اعتماد یا پرخاشگر می‌شوند. فقر، نخست روان کودک را می‌بلعد و سپس آینده او را.
۴. رشد حاشیه‌نشینی و شکل‌گیری طبقه‌ی فراموش‌شدهدر حاشیه شهرها، کودکانی زندگی می‌کنند که نامشان در هیچ آماری ثبت نشده است؛ نه در مدرسه‌اند، نه بیمه دارند، و نه حتی در چشم سیاست گذار دیده می‌شوند. این کودکان، اگر از تحصیل جا بمانند، اگر هر روز با خشونت خانگی، اعتیاد یا سوءاستفاده مواجه شوند، جامعه‌ای می‌سازند که در آن خشم انباشته و بی‌اعتمادی اجتماعی به‌صورت انفجارهای ناگهانی بروز می‌کند.
۵. زنانه و کودکانه شدن فقردر بسیاری از خانواده‌ها کودکان نه تنها مصرف‌کننده، بلکه نان‌آور خانواده‌اند. کار کودکان در خیابان، کارگاه‌ها، زباله‌گردی یا ازدواج‌های زودهنگام دختران، چهره‌ آشکار این فقر است. این وضعیت نه فقط نقض حقوق کودک، بلکه تخریب سرمایه انسانی کشور است.
فقر، فقط درد اقتصادی نیست؛ تهدیدی علیه حافظه جمعی و آینده اجتماعی ماست. وقتی یک‌سوم جامعه درگیر فقر مطلق است، ما با «بحران معیشت» روبه‌رو نیستیم؛ با فروپاشی تدریجی امکان رؤیا دیدن روبه‌رو هستیم. نسلی که فرصت خیال‌پردازی، بازی، آموزش و ساختن خود را از دست می‌دهد، در آینده نمی‌تواند جامعه‌ای سالم، خلاق یا حتی پایدار بسازد.
فقر نه مسأله افراد، بلکه مسأله ساختارهاست؛ و اگر امروز نادیده گرفته شود، فردا نه تنها اقتصاد که اخلاق، امنیت و همبستگی اجتماعی را نیز خواهد بلعید.

مهر و ماه به روایت تصویر در مهر 1404

با آغاز سال تحصیلی جدید، موسسه مهروماه دوباره سرشار از شور و نشاطی شد که کودکان برای آموختن با خود به موسسه می‌آورند و سرشار از امیدی شد که در چشمان زنان موج می‌زد. با همراهی و حمایت شما اولین ماه از فصل پاییز را سپری کردیم و با امید به ساختن روزهایی بهتر برای زنان و کودکان در معرض آسیب ادامه می‌دهیم. در این ویدئو با عناوین تعدادی از فعالیت.هایی که در مهر ماه انجام دادیم آشنا می‌شوید‌.