ما برگشتیم با یاد 120 کودکی که دیگر در کلاس هایشان حاضر نمی شوند، کودکان میناب را فراموش نمی کنیم

باز هم چند زن دیگر کشته شدند.زن جوانی در کرج به‌خاطر مهریه با شلیک گلوله توسط همسر سابقش به قتل رسید. زن مترجمی در غرب تهران به شکل مشکوکی جان باخت. زنی دیگر در آتش سوخت و حالا فرضیه قتل و صحنه‌سازی مطرح شده است. دختر جوانی در شهرکرد، پس از درخواست خودروی اینترنتی، قربانی خشونتی مرگبار شد.و ما باز هم داریم این خبرها را کنار هم می‌گذاریم، جزئیات هولناکشان را می‌خوانیم و بار دیگر از مسئولان می‌خواهیم که بالاخره برای امنیت زنان اقدام مؤثر و فوری انجام دهند؛ اما هر سال، پیش از آنکه پاسخی واقعی داده شود، خبر زن‌کشی‌های تازه از راه می‌رسد.
چند زن دیگر باید کشته شوند تا «خشونت علیه زنان» به عنوان یک بحران فوری و عمومی به رسمیت شناخته شود؟چند پرونده دیگر باید با عنوان‌هایی مثل اختلاف خانوادگی، قتل ناموسی، مهریه، سوءظن یا جنایت‌های «شخصی» بسته شوند تا بالاخره پذیرفته شود که این قتل‌ها فردی و استثنایی نیستند، بلکه نتیجه ساختاری هستند که در آن امنیت زنان اولویت ندارد؟
زنانی که بارها تهدید می‌شوند، اغلب هیچ پناهگاه امن، حمایت حقوقی مؤثر یا امکان واقعی برای نجات خود ندارند. قوانین بازدارنده نیستند، روندهای حمایتی ناکارآمدند و مجازات‌ها تناسبی با عمق این خشونت سیستماتیک ندارند. هنوز هم در بسیاری از موارد، زن باید آن‌قدر در معرض تهدید بماند تا خبر قتلش منتشر شود و تازه بعد از مرگش همه از «پیگیری پرونده» حرف بزنند.
سال‌هاست درباره لایحه منع خشونت علیه زنان صحبت می‌شود؛ لایحه‌ای که آن‌قدر دستخوش تغییر و حذف شد که بسیاری معتقدند روح اولیه‌اش از بین رفت. با این همه، حتی همان نسخه تغییر یافته نیز هنوز به قانونی اجرایی و مؤثر برای حمایت از زنان تبدیل نشده است. در شرایطی که زنان هر روز بیشتر در معرض خشونت قرار می‌گیرند، نبود قانونی شفاف، بازدارنده و حمایتی، خود بخشی از بحران است.
چرا هنوز قانونی جامع و اجرایی برای حمایت فوری از زنان در معرض خشونت وجود ندارد؟چرا تهدید، تعقیب، خشونت خانگی و آزارهای مداوم پیش از قتل جدی گرفته نمی‌شوند؟چرا امنیت زنان باید وابسته به شانس، سکوت یا تحمل باشد؟
این فقط مطالبه مجازات قاتلان نیست؛ مطالبه پیشگیری است.مطالبه امنیت است.مطالبه آموزش، حمایت، پناهگاه، خط‌های امدادی مؤثر، مداخله فوری و قوانینی است که جان زنان را ارزشمند بدانند، نه اینکه بعد از هر قتل فقط وعده بررسی داده شود.
آنچه هر روز بیشتر می‌شود، نگرانی و ناامیدی نسبت به امنیت زنان و دختران این سرزمین است؛ زنانی که باید بتوانند در خانه، خیابان، محل کار، خودرو، یا حتی در مسیر خرید دارو، احساس امنیت داشته باشند. “جامعه‌ای که نتواند امنیت و حقوق زنان را تضمین کند، هر روز بخشی از انسانیت خود را از دست می‌دهد.

زن کشی تجاوز به انسانیت است؛ سکوت نکنیم

باز هم چند زن دیگر کشته شدند.زن جوانی در کرج به‌خاطر مهریه با شلیک گلوله توسط همسر سابقش به قتل رسید. زن مترجمی در غرب تهران به شکل مشکوکی جان باخت. زنی دیگر در آتش سوخت و حالا فرضیه قتل و صحنه‌سازی مطرح شده است. دختر جوانی در شهرکرد، پس از درخواست خودروی اینترنتی، قربانی خشونتی مرگبار شد.و ما باز هم داریم این خبرها را کنار هم می‌گذاریم، جزئیات هولناکشان را می‌خوانیم و بار دیگر از مسئولان می‌خواهیم که بالاخره برای امنیت زنان اقدام مؤثر و فوری انجام دهند؛ اما هر سال، پیش از آنکه پاسخی واقعی داده شود، خبر زن‌کشی‌های تازه از راه می‌رسد.
چند زن دیگر باید کشته شوند تا «خشونت علیه زنان» به عنوان یک بحران فوری و عمومی به رسمیت شناخته شود؟چند پرونده دیگر باید با عنوان‌هایی مثل اختلاف خانوادگی، قتل ناموسی، مهریه، سوءظن یا جنایت‌های «شخصی» بسته شوند تا بالاخره پذیرفته شود که این قتل‌ها فردی و استثنایی نیستند، بلکه نتیجه ساختاری هستند که در آن امنیت زنان اولویت ندارد؟
زنانی که بارها تهدید می‌شوند، اغلب هیچ پناهگاه امن، حمایت حقوقی مؤثر یا امکان واقعی برای نجات خود ندارند. قوانین بازدارنده نیستند، روندهای حمایتی ناکارآمدند و مجازات‌ها تناسبی با عمق این خشونت سیستماتیک ندارند. هنوز هم در بسیاری از موارد، زن باید آن‌قدر در معرض تهدید بماند تا خبر قتلش منتشر شود و تازه بعد از مرگش همه از «پیگیری پرونده» حرف بزنند.
سال‌هاست درباره لایحه منع خشونت علیه زنان صحبت می‌شود؛ لایحه‌ای که آن‌قدر دستخوش تغییر و حذف شد که بسیاری معتقدند روح اولیه‌اش از بین رفت. با این همه، حتی همان نسخه تغییر یافته نیز هنوز به قانونی اجرایی و مؤثر برای حمایت از زنان تبدیل نشده است. در شرایطی که زنان هر روز بیشتر در معرض خشونت قرار می‌گیرند، نبود قانونی شفاف، بازدارنده و حمایتی، خود بخشی از بحران است.
چرا هنوز قانونی جامع و اجرایی برای حمایت فوری از زنان در معرض خشونت وجود ندارد؟چرا تهدید، تعقیب، خشونت خانگی و آزارهای مداوم پیش از قتل جدی گرفته نمی‌شوند؟چرا امنیت زنان باید وابسته به شانس، سکوت یا تحمل باشد؟
این فقط مطالبه مجازات قاتلان نیست؛ مطالبه پیشگیری است.مطالبه امنیت است.مطالبه آموزش، حمایت، پناهگاه، خط‌های امدادی مؤثر، مداخله فوری و قوانینی است که جان زنان را ارزشمند بدانند، نه اینکه بعد از هر قتل فقط وعده بررسی داده شود.
آنچه هر روز بیشتر می‌شود، نگرانی و ناامیدی نسبت به امنیت زنان و دختران این سرزمین است؛ زنانی که باید بتوانند در خانه، خیابان، محل کار، خودرو، یا حتی در مسیر خرید دارو، احساس امنیت داشته باشند. “جامعه‌ای که نتواند امنیت و حقوق زنان را تضمین کند، هر روز بخشی از انسانیت خود را از دست می‌دهد.

کتابخوانی در دل طبیعت

در برنامه‌ای در دل طبیعت، گروهی از نوجوانان انجمن‌های مختلف که همگی از اعضای گروه نقد کتاب مربوط به “جایزه مهرکتاب” هستند این‌بار دور هم جمع شدند تا درباره کتابی که از قبل خوانده بودند گفت‌وگو کنند؛از احساسات و برداشت‌هایشان گفتند، نقد کردند، سؤال پرسیدند و نویسنده کتاب؛ خانم پروین پناهی نیز همراهشان بود تا از دنیای داستان و شخصیت‌ها بیشتر بگوید.ساعتی پر از گفت‌وگو، تخیل و یادگیری در کنار طبیعت.

خلاصه گزارش فعالیت های “موسسه مهر و ماه” – سال 1404

خلاصه گزارش فعالیت های “موسسه مهر و ماه” – سال 1404

بیانیه جمعی سازمان‌های مردم‌نهاد و فعالان حقوق کودک درباره محدودسازی اینترنت و نابرابری دیجیتال

بیانیه جمعی سازمان‌های مردم‌نهاد و فعالان حقوق کودک درباره محدودسازی اینترنت و نابرابری دیجیتال
ما، جمعی از سازمان‌های مردم‌نهاد و فعالان حوزه حقوق کودک، نگرانی و اعتراض خود را نسبت به تداوم محدودسازی، قطع و طبقاتی‌سازی اینترنت اعلام می‌کنیم؛ روندی که بیش از همه، کودکان و نوجوانان، به‌ویژه در مناطق محروم را متضرر کرده و شکاف آموزشی، اجتماعی و اقتصادی را عمیق‌تر می‌کند.
امروز دسترسی آزاد و برابر به اینترنت، دیگر یک امکان لوکس نیست، بلکه بخشی از حقوق بنیادین همگان و به‌ویژه کودکان و نوجوانان است؛ حقی مرتبط با آموزش، دسترسی به اطلاعات، مشارکت اجتماعی، رشد فردی و توانمندسازی. محروم‌کردن کودکان و نوجوانان از اینترنت جهانی، به معنای محروم‌کردن آنان از فرصت یادگیری، مهارت‌آموزی، خلاقیت، ارتباط با جهان و آمادگی برای آینده است.
جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۷۳ به پیمان‌نامه حقوق کودک پیوسته و متعهد به اجرای آن شده است. بر اساس مواد ۱۳، ۱۷ و ۲۸ این پیمان‌نامه، کودکان و نوجوانان حق دارند به اطلاعات، منابع آموزشی و امکانات یادگیری دسترسی داشته باشند و دولت‌ها موظف به تسهیل این دسترسی‌اند. همچنین حق دسترسی آزاد و برابر شهروندان به اطلاعات، از الزامات توسعه عادلانه و مشارکت اجتماعی در جهان امروز است. با این حال، محدودسازی اینترنت و ایجاد دسترسی تبعیض‌آمیز، عملاً این حقوق را نقض می‌کند.
در سال‌های اخیر، آموزش غیرحضوری و استفاده از منابع آنلاین به بخشی جدایی‌ناپذیر از فرآیند آموزش تبدیل شده است. در شرایطی که نظام آموزشی کشور خود با مشکلاتی چون کمبود امکانات، نابرابری آموزشی، کمبود معلمان متخصص و فقر منابع یادگیری روبه‌روست، قطع یا محدودسازی اینترنت جهانی، این مشکلات را دوچندان می‌کند و کودکان و نوجوانان مناطق محروم را بیش از دیگران از آموزش باکیفیت دور نگه می‌دارد.
هرچند در بسیاری از مناطق محروم، دسترسی به اینترنت و زیرساخت‌های ارتباطی همچنان دشوار و محدود است، اما محرومیت از اینترنت جهانی، به‌طور چشمگیری از کیفیت، جذابیت و غنای منابع کمک‌آموزشی می‌کاهد. کودکان و نوجوانان، به‌ویژه در آموزش غیرحضوری، بیش از گذشته به محتوای متنوع، به‌روز و تعاملی نیاز دارند و معلمان و فعالان آموزشی نیز برای استفاده از روش‌های نوین تدریس و منابع آموزشی متناسب با نسل جدید، به اینترنت جهانی وابسته‌اند. محدودسازی اینترنت، نه‌تنها فرصت یادگیری را محدود می‌کند، بلکه نابرابری آموزشی و شکاف میان گروه‌های برخوردار و فرودست را با سرعت بیشتری گسترش می‌دهد.
از سوی دیگر، قطع و اختلال گسترده اینترنت تنها بر آموزش اثر نمی‌گذارد، بلکه بر معیشت خانواده‌ها و امنیت اقتصادی آنان نیز تأثیر مستقیم دارد. بسیاری از والدین، کسب‌وکارها و مشاغل خود را بر بستر اینترنت بنا کرده‌اند و آسیب به معیشت خانواده‌ها، مستقیماً زندگی، امنیت روانی و فرصت‌های رشد کودکان را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
وقتی اینترنت آزاد و باکیفیت به امتیازی برای گروهی محدود تبدیل می‌شود، تبعیض آموزشی، اجتماعی و اقتصادی به شکلی ساختاری بازتولید می‌شود. هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند از عدالت آموزشی و برابری فرصت‌ها سخن بگوید اما همزمان دسترسی برابر مردم به دانش، اطلاعات و ارتباط با جهان را محدود کند.
ما تأکید می‌کنیم که دسترسی آزاد، امن و برابر به اینترنت، بخشی از حقوق بنیادین همگان و ضرورتی انکارناپذیر برای آینده کودکان و نوجوانان در جهان امروز است و هر سیاستی که به محرومیت دیجیتال، گسترش شکاف آموزشی و تعمیق نابرابری منجر شود، آثار بلندمدت و جبران‌ناپذیری بر جامعه خواهد داشت.
ما خواهان پایان‌دادن به محدودیت‌های گسترده اینترنت، توقف روند طبقاتی‌سازی دسترسی دیجیتال و تضمین حق برابر همه شهروندان، برای دسترسی آزاد و باکیفیت به اینترنت جهانی هستیم.
۱_ انجمن پژوهشی های آموزشی پویا

۲_ انجمن حمایت از حقوق کودکان

۳_ انجمن حمایت از کودکان کار

۴_ انجمن پرنده درخت کوچک

۵- انجمن حمایت از کودکان و نوجوانان توانیاب

۶- انجمن حمایت ویاری آسیب دیدگان اجتماعی ( احیا ارزش ها)

۷- انجمن دوستداران کودک پویش

۸- انجمن دوستداران کودک کرمان

۹- انجمن یاری کودکان در معرض خطر

۱۰- گروه تلاشگران یاری همدل

۱۱- موسسه انسان دشواری وظیفه

۱۲- موسسه درخت کوچک زندگی

۱۳- موسسه توانمندسازی مهروماه

۱۴- موسسه توانمندسازی ندای ماندگار دروازه غار

۱۵- موسسه شکوفایی استعدادهای کودکان مهر

۱۶- موسسه کنشگران فرزانه (اجتماعی)

۱۷- موسسه نوید زندگی کوشا

۱۸- موسسه یاریگران کودکان کار پویا

برنامه تفضیلی و عملیاتی 1405

برنامه تفضیلی و عملیاتی 1405