برنامه تفضیلی و عملیاتی 1405

برنامه تفضیلی و عملیاتی 1405 

جامعه بیش از هر زمان دیگری نیازمند «همدلی» است؛

در روزهایی که فشارهای اقتصادی، ناامنی‌های روانی و خستگی جمعی بر زندگی مردم سایه انداخته، جامعه بیش از هر زمان دیگری نیازمند «همدلی» است؛ اما آنچه بیش از پیش خود را نشان می‌دهد، دو قطبی شدن، مرزبندی‌های تند و ناتوانی در تحمل دیگری است.

گویی هرکس ناگزیر است در یکی از دو سوی یک خط بایستد؛ یا «با ما» یا «بر ما».

در چنین فضایی، تفاوت در اندیشه نه به عنوان فرصتی برای گفت‌وگو، بلکه به عنوان تهدیدی برای حذف تلقی می‌شود. این در حالی‌ست که هیچ جامعه‌ای با حذف صداهای متفاوت، به بلوغ فکری و اجتماعی نمی‌رسد.

واقعیت این است که در شرایط دشوار، روان انسان‌ها آسیب‌پذیرتر می‌شود. اضطراب، خشم، ناامیدی و احساس بی‌قدرتی می‌تواند به شکل‌گیری قضاوت‌های سریع، برچسب‌زنی و طرد دیگری منجر شود. اما همین‌جا نقطه‌ای‌ست که باید آگاهانه مکث کرد.

هر انسانی، روایتی دارد؛ تجربه‌ای زیسته که بر نگاه و انتخاب‌هایش اثر گذاشته است. ما لزوماً قرار نیست با این نگاه‌ها موافق باشیم، اما می‌توانیم آن‌ها را بفهمیم.

همدلی به معنای پذیرش عقاید دیگران نیست؛ بلکه به معنای به رسمیت شناختن «انسانِ» پشت آن عقیده است. ما می‌توانیم مخالف باشیم، نقد کنیم، حتی مرزبندی داشته باشیم—اما بدون تحقیر، بدون حذف، بدون نفرت.

جامعه‌ای که در آن افراد نتوانند دیگری را تحمل کنند، به تدریج به جزایر جداافتاده‌ای تبدیل می‌شود که هیچ پلی میان‌شان وجود ندارد. در چنین شرایطی، نه گفت‌وگویی شکل می‌گیرد و نه راه‌حلی جمعی برای عبور از بحران‌ها.

دگردوستی، یعنی توان دیدن رنج دیگری—حتی اگر شبیه ما فکر نکند. یعنی اینکه بدانیم درد، مرز ایدئولوژیک نمی‌شناسد. وقتی فشار بر زندگی مردم زیاد می‌شود، آنچه می‌تواند ما را حفظ کند نه یکدستی فکری، بلکه پیوند انسانی است.

شاید وقت آن رسیده که به جای تلاش برای «قانع کردن» یکدیگر، کمی بیشتر برای «فهمیدن» وقت بگذاریم.نه برای اینکه شبیه هم شویم، بلکه برای اینکه در عین تفاوت، کنار هم بمانیم.

امروز صدای زنگ آیفون ساختمان، فقط صدای یک پروژه آزمایشی نبود؛ صدای پایان یک مسیر یادگیری و آغاز قدمی تازه برای ورود به بازار کار بود.

امروز صدای زنگ آیفون ساختمان، فقط صدای یک پروژه آزمایشی نبود؛ صدای پایان یک مسیر یادگیری و آغاز قدمی تازه برای ورود به بازار کار بود.دو نفر از نوجوانان دوره برق‌کشی ساختمان، گواهی پایان دوره خود را دریافت کردند و توانستند پروژه عملی آیفون را با موفقیت انجام دهند.
در ادامه این مسیر، با پیگیری و گفت‌وگو با یکی از فعالان این حوزه، فرصتی برای کارآموزی نوجوانان نیز فراهم شد تا تجربه عملی بیشتری کسب کنند.
ما در مهروماه باور داریم توان‌افزایی نوجوانان و آموزش مهارت‌های کاربردی، یکی از مهم‌ترین راه‌ها برای ساختن آینده‌ای مستقل و امیدوارکننده است؛ آینده‌ای که در آن نوجوانان بتوانند با اعتمادبه‌نفس وارد بازار کار شوند و مسیر زندگی خود را بسازند.

روز معلم گرامی باد. معلمی یعنی ایستادن و تلاش برای آینده کودکان

روز معلم، فرصتی برای قدردانی از کسانی است که حتی در سخت‌ترین شرایط، چراغ یادگیری را روشن نگه می‌دارند.سپاس از معلمانی که آموزش کودکان را نه فقط یک شغل، بلکه مسئولیتی انسانی و عمیق می‌دانند؛ بویژه معلم‌های “مهروماه” که در میان بحران‌ها هم امید، دانایی و آینده را در دل کودکان زنده نگه می‌دارند.

روز جهانی کارگر گرامی باد. کارگران؛ ستون های اصلی هر جامعه

روز جهانی کارگر، یادآور شان و کرامت انسانی کارگرانی است که ستون‌های اصلی هر جامعه را می‌سازند. اما امروز در شرایط پس از جنگ و در سایه نابسامانی‌های اقتصادی، بیش از هر زمان دیگری، زندگی بر کارگران سخت و طاقت‌فرسا شده است.کاهش شدید قدرت خرید، تورم فزاینده، و افزایش بیکاری، به ویژه در شرایط پس از جنگ، نه تنها معیشت کارگران را با تهدید جدی مواجه کرده، بلکه به گسترش نگران کننده پدیده “کودکان کار” نیز دامن زده‌است. افزایش گرانی، توان معیشتی را به شدت کاهش داده و کارگران، به ویژه کارگران روزمزد، بیشترین فشار را تحمل می‌کنند. افزایش بیکاری، تعدیل‌های گسترده و رکود تولید در کشور، زنجیره‌ای از مشکلات را رقم زده که نتیجه‌ آن چیزی جز سقوط سطح زندگی مردم، خصوصا جامعه کارگری نیست.در چنین شرایطی، نبود یک نظام حمایتی پایدار و کارآمد بیش از پیش خود را نشان می‌دهد.
حمایت‌های مقطعی و کوتاه مدت، اگر چه ممکن است برای مدتی فشار را کاهش دهند، اما به دلیل نداشتن پشتوانه‌ای ساختاری، نمی‌توانند امنیت اقتصادی ایجاد کنند. کارگران بیش از هر چیز به ثبات نیاز دارند، به سیاست‌هایی که بتواند اشتغال پایدار، قدرت خرید واقعی و دسترسی به حداقل‌های یک زندگی آبرومند را تضمین کند.
مسئله کارگران تنها دستمزد نیست، بلکه مجموعه‌ای از عوامل درهم تنیده است. از بازار کار گرفته تا سیاست‌های اقتصادی و نظام حمایتی. تا زمانی که این نگاه جامع شکل نگیرد، فاصله میان زندگی کارگران و استانداردهای یک معیشت قابل قبول، همچنان رو به افزایش خواهد بود.
حمایت موثر از اقشار آسیب‌پذیر، ایجاد فرصت‌های شغلی پایدار، مهار تورم و طراحی نظام‌های حمایتی کارآمد دیگر انتخاب نیست، بلکه ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است.
روز جهانی کارگر، فرصتی است برای بازنگری در مسیر طی شده و تعهدی دوباره به عدالت اجتماعی.

🔻آموزش کودکان که با مجازی شدن‌های پی‌در‌پی عملا کودکان را به حال خود رها کرده

🔻آموزش کودکان که با مجازی شدن‌های پی‌در‌پی عملا کودکان را به حال خود رها کرده

بار دیگر با توقف کامل آموزش حضوری این بار به دلیل نگرانی‌های امنیتی در جنگ، مدارس ناچار شدند آموزش را از طریق سامانه شاد، مدرسه تلویزیونی و بسته‌های آموزشی دنبال کنند؛ این اولین بار نیست که کودکان تحت چنین شرایطی قرار است “آموزش” ببینند. آموزش مجازی تقریبا از زمان کرونا آغاز شد که بُعد جهانی داشت. اما مدارس در ایران به بهانه‌های مختلف چون آلودگی هوا، سرما، گرما، کمبود گاز، کمبود برق و … از اولین جاهایی هستند که یا تعطیل می‌شوند یا آموزش مجازی را در پیش می‌گیرند. طبق گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، آموزش مجازی با افت شدید کیفیت و کاهش بیش از ۶۰ درصدی ساعات آموزش همراه بوده است.
هنگامی که مدارس را تعطیل می‌کنیم، درواقع به شرایط نامناسب و به اصلاح دو سر باخت می‌رسیم، زیرا بدون راهکاری‌های اساسی مشکلات ماندگار خواهد بود و دانش‌آموزان نیز با کیفیت نامطلوبی آموزش می‌بینند و عملا در با تعطیلی و مجازی کردن مدارس صورت مساله پاک می شود.
البته در زمان جنگ بسیار طبیعی است که مدارس تعطیل شوند اما حتی در شرایط جنگی هم می‌توان فضاهای امنی با پروتکل‌های تدوین شده برای آموزش کودکان فراهم کرد. اما امروز که ۲۰ روز از اعلام آتش‌بس می‌گذرد همچنان مدارس به صورت مجازی برگزار می‌شود در حالیکه در این مدت آموزش و پروش با یک برنامه منسجم می‌توانست کودکان را راهی مدرسه کند تا کودکان و نوجوانان نیز فرصتی برای تعامل و دوستی و یادگیری و همدلی را داشته باشند اما گویا این موارد در اولویت برنامه‌های دولت نیست و با مجازی کردن عملا هیچ نقشی در آموزش کودکان ندارند.
محدودیت‌های فناوری، ضعف زیرساخت اینترنت و ناتوانی برخی خانواده‌ها در تهیه ابزارهای هوشمند باعث شده دست‌کم ۲ میلیون دانش‌آموز از آموزش مجازی محروم بمانند و خطر تعمیق شکاف آموزشی افزایش یابد. مرکز پژوهش‌های مجلس در گزارشی تاکید کرده است که کاهش تعامل معلم و دانش‌آموز، افت کیفیت ارزشیابی، و حذف بخشی از کارکردهای اجتماعی مدرسه، عمق یادگیری کودکان را به طور جدی تهدید می‌کند.
علاوه بر اینها، مشکلاتی که برای برگزاری کلاس‌های آنلاین وجود دارند، معلم‌ها، والدین و بیشتر مادران را از پا درآورده. در شرایط عادی، کودکان زمانی که قرار است صرف آموزش رسمی شود را در مدرسه سپری می‌کنند و والدین قرار نیست این وظیفه را نیز به دوش بکشند.استمرار آموزش در شرایط بحرانی یکی از مولفه‌های مهم تاب‌آوری اجتماعی به شمار می‌آید.در مقابل، هرگونه توقف در روند آموزش پیامدهای آموزشی قابل‌توجهی به دنبال دارد.
آثار منفی وقفه در آموزش در سال‌های تحصیلی آینده نیز نمایان خواهد شد. به همین دلیل، یافتن راهکارهایی برای ادامه آموزش در شرایط بحران از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و دولت و آموزش و پروش باید برای حل این بحران برنامه‌های اساسی داشته باشند تا کودکان این سرزمین بیش از این آسیب نبینند.

بسته های عیدانه

اگرچه در میانه جنگ بودیم و همه در تکاپوی این بودند که به جاهای امن‌تر بروند و جان خود را حفط کنند و برخی هم خانه خودشان برایشان امن‌ترین جا بود و ماندند اما در این میانه بهار هم از راه رسید، کودکان مهروماه و خانواده‌هایشان مثل هر سال دلخوش به بسته‌های عیدانه‌ای بودند که قبل از سال نو از طرف موسسه و با حمایت حامیان‌مان تهیه می‌کردیم.

امسال هم در تلاطم جنگ و ناامنی، کنار همکارانمان تلاش کردیم تا امسال هم بسته‌های عیدانه کودکان را به آنها برسانیم. بسته‌ای که می‌توانست در آن روزهای تلخ و ترسناک کمی دنیای کودکان را رنگی کند. برای ۱۵۰ خانواده‌ نیز بن‌های خریدی در نظر گرفته شده بود که می‌توانستند از مواد غذایی مورد نیازشان را از طریق فروشگا‌ها تامین کند تا شاید از فشار اقتصادی کمرشکن این روزهایشان کم کند.

صلح را به جهان کودکان بازگردانید

صلح را به جهان کودکان بازگردانید


متاسفانه چند روزی است که کشور عزیز ما ایران در آتش یک جنگ تمام عیار می‌سوزد. زیرساخت‌ها در معرض تهدید قرار گرفته و هموطنان بی دفاع و بی‌گناه هر روزه قربانی این جنگ خانمان‌سوز می‌شوند. در این میان واقعه تلخ انفجار مدرسه ابتدایی میناب، که طی آن ۱۶۵ کودک به همراه کادر آموزشی مدرسه با بمب‌های اسرائیلی و آمریکایی جان باختند، متاسفانه تاییدی مجدد بر این اصل است که هر جنگی، جنگ علیه کودکان است و از سوی همه فعالان و دوستداران حقوق کودکان محکوم است.
ما جمعی از تشکل‌های فعال در عرصه حمایت از حقوق کودکان ضمن ابراز همدلی و همدردی با خانواده‌های این کودکان و معلمان از دست رفته، و نیز عرض تسلیت به مردم رنجدیده و بازماندگان تمامی جان‌های عزیز از دست رفته در وقایع اخیر، بار دیگر بر این اصل مهم تاکید می‌کنیم هر گلوله‌ای که شلیک می‌شود، در نهایت زندگی و سرنوشت کودکان را هدف قرار می‌دهد.
پیش‌تر نیز در بیانیه‌های مختلف، به دفعات بر ضرورت خشونت پرهیزی و اهتمام بر ساختن شرایطی ایمن برای زندگی کودکان ودر اولویت قرار گرفتن منافع عالیه کودکان تاکیده کرده بودیم. هشدارآن روزهای ما تلاشی بود برای جلوگیری از وقایع خونبار این روزها.
اکنون نیز بر این مهم تاکید می‌کنیم که تنها راه نجات کودکان از چرخه فقر و نابرابری و خشونت، اولویت قراردادن منافع عالیه کودکان در همه تصمیم گیری‌ها و سیاستگذاری‌ها و احترام به حق بقا و زندگی آنان است .
جنگ افروزی و وقایع خونبار این روزها، نه تنها زندگی امروز کودکان را در معرض تهدید قرار داده است، بلکه نگرانی از دست رفتن تمامیت ارضی و تمامی زیرساخت‌هایی است که قرار است فردای کودکان این کشور بر پایه آن‌ها استوار گردد را نیز به همراه دارد.
ضمن آن که احساس نا امنی و آسیب‌های روحی ناشی از وقوع جنگ و ترس و وحشت و ترومای حاصل از آن می‌تواند برای سال‌های طولانی در روح و روان کودکان باقی‌مانده و سلامت و رفتار آینده آنان را نیز تحت تاثیر قرار دهد.
ما ضمن هشدار مجدد نسبت به اقداماتی که منجر به تهدید امنیت و مصالح کودکان می‌شود، اقدامات جنگ طلبانه و خشونت‌بار تمامی کسانی که به خاطر حفاظت از منافع خودمرتکب این جنایات شده اند را شدیدا محکوم کرده و خواستار توقف سریع این اقدامات و استقرار صلح در منطقه هستیم. از سازمان ملل، یونیسف و همه جهانیان صلح طلب درخواست می‌کنیم به این جنگ بی‌رحمانه علیه هموطنان عزیز ما به خصوص کودکان پایان دهند.
ما تاکید می‌کنیم هدف قراردادن کودکان و بیماران وزندانیان نقض آشکار حقوق انسانی و همه معاهدات بین‌المللی است.
ما بر این باوریم که برخورداری از امنیت، آرامش و شادی، ضرورت و حق مسلم همه کودکان است.

بیانیه را در روزنامه “پیام ما” هم‌می‌توانید بخوانید👇

*تاریخ انتشار بیانیه ۱۳ اسفند ۱۴۰۴ می‌باشد و به دلیل عدم دسترسی به اینترنت در زمان حال آن را منتشر کردیم.

ما سال نو را آغاز کردیم، اما نه با آرامش و امیدی که شایسته آن هستیم؛ بلکه با قلب‌هایی سنگین از اندوه، در میانه یکی از تلخ‌ترین فصل‌های تاریخ سرزمین‌مان.

ما سال نو را آغاز کردیم، اما نه با آرامش و امیدی که شایسته آن هستیم؛ بلکه با قلب‌هایی سنگین از اندوه، در میانه یکی از تلخ‌ترین فصل‌های تاریخ سرزمین‌مان.
چهل روز و شب، آسمان شهرها و روستاهایمان شاهد رنجی بی‌پایان ناشی از تجاوز آشکار امریکا و رژیم اسرائیل بود. صدای زندگی، جای خود را به اضطراب و ناامنی داد و خانه‌هایی که باید مأمن آرامش باشند، در سایه ترس فرو رفتند. در این میان، کودکان، کوچک‌ترین و بی‌دفاع‌ترین اعضای جامعه، بیش از همه بار این درد را بر دوش کشیدند.
کودکانی که باید در کلاس‌های درس، با رویاهای رنگی خود آینده را می‌ساختند، ناگهان با واقعیتی تلخ و ناعادلانه روبه‌رو شدند. حادثه تلخ حمله وحشیانه امریکا به “مدرسه میناب” در روز نخست جنگ، که جان ۱۶۸ دانش‌آموز را گرفت، زخمی عمیق بر وجدان جمعی ماست؛ زخمی که نه‌تنها یک جامعه، بلکه انسانیت را به سوگ نشاند. مدرسه باید پناه باشد، نه صحنه فقدان.
در میان این تاریکی، ما در موسسه «مهروماه» تلاش کردیم چراغی هرچند کوچک، روشن نگه داریم. از همان روزهای نخست، با همراهی داوطلبان و تیم‌های مددکاری و روان‌شناسی، کنار کودکان و خانواده‌ها ماندیم؛ شنیدیم، همراهی کردیم و کوشیدیم اندکی از سنگینی این روزها را سبک‌تر کنیم.
کلاس‌ها را دوباره برپا کردیم، اول در فضای مجازی و سپس حضوری، نه فقط برای آموزش، بلکه برای بازگرداندن حس زندگی، امید و پیوند.
ما هنوز اینجاییم. در کنار کودکانی که لبخندشان، حتی در میان رنج، خاموش نشده است. باور داریم که امید، هرچند شکننده، هنوز زنده است. و ما تا رسیدن به روزهایی روشن‌تر، تا بازگشت امنیت، صلح و عدالت، دست از همراهی برنخواهیم داشت.