گزارش عملکرد شش ماه نخست سال 1404
در ششماهه نخست سال، مسیر پرکار و پرباری را پشت سر گذاشتیم. در این گزارش، مروری کلی بر مهمترین فعالیتها و دستاوردهایی داریم که در راستای تحقق اهداف موسسه و حمایت از زنان و کودکان در معرض آسیب انجام شده است.
در ششماهه نخست سال، مسیر پرکار و پرباری را پشت سر گذاشتیم. در این گزارش، مروری کلی بر مهمترین فعالیتها و دستاوردهایی داریم که در راستای تحقق اهداف موسسه و حمایت از زنان و کودکان در معرض آسیب انجام شده است.
نیمسال دیگر گذشت و ما هنوز کنار همیم.
با شفافیت، با اعتماد، و با امید به تغییر.
گزارش مالی ششماههمان منتشر شده؛
گامی کوچک در مسیر بزرگ توانمندسازی زنان و کودکان.
برای ادامه راه، همچنان به همراهی شما نیاز داریم.
راههای مشارکت
شماره حساب:۲۰۲-۸۵۰-۵۳۵۸۸۱۳-۱
شماره کارت:۶۲۷۴۱۲۱۹۴۰۰۰۱۶۱۳
شماره شبا:IR۱۳۰۵۵۰۰۲۰۲۸۵۰۰۵۳۵۸۸۱۳۰۰۱
پروانه ۳۵ ساله است؛ مادری با چهار فرزند، دو دختر و دو پسر. سالهاست زندگیاش میان ایران و افغانستان در رفتوآمد است، اما در هیچکدام از این دو سرزمین، جایی که خانهی واقعیاش باشد پیدا نکرده است.
ازدواج، آغاز سفر پرچالش او بود. پس از مهاجرت به ایران، خیلی زود فهمید آنچه در انتظارش است، نه آرامش یک زندگی مشترک، بلکه خشونت، ناسازگاری و فشارهایی است که در خانهی خانوادهی همسر تجربه کرد. برای رهایی، به افغانستان بازگشت و مدتی کوتاه در خانهای مستقل توانست طعم آرامش را بچشد. اما آیندهی فرزندانش او را دوباره به ایران کشاند.
در ایران، مشکلات رنگ دیگری گرفت. همسرش با اعتیاد و بیثباتی شغلی دستبهگریبان بود و بار زندگی روی شانههای پروانه افتاد. او با خیاطی و کارهای کوچک سعی کرد فرزندانش را سرپا نگه دارد و اندکی استقلال مالی به دست بیاورد. اما سالها فشار و مبارزه، جسم و جانش را خسته کرده است. خودش میگوید: «خیلی جنگیدم، خیلی مبارزه کردم… خسته شدم.»
پروانه، مثل بسیاری از زنان مهاجر و پناهنده، نه در افغانستان و نه در ایران پناه و حمایت واقعی ندارد. او با تبعیض، بیمهری، نگاههای قضاوتگرانه و کمبود حمایتهای قانونی و اجتماعی دست و پنجه نرم میکند. نگرانی بزرگش آیندهی فرزندانش است؛ آیندهای که میان ناامنی، اعتیاد و خشونت گم نشود.
او نمادی از هزاران زن مهاجر است که میان مرزها و قوانین، میان بقا و امید، میان ماندن و رفتن سرگردانند. زنانی که بار زندگی و تربیت نسل بعد را به دوش میکشند، اما از ابتداییترین حقوق و حمایتها محرومند.
سؤال اصلی اینجاست: تا کی قرار است زنان مهاجر و پناهنده، بار این همه بیپناهی را تنهایی به دوش بکشند؟ چه کسی مسئول شنیدن صدای آنها و ساختن آیندهای امنتر برایشان است؟
آموزش، یکی از بنیادیترین حقوق کودکان و مهمترین ابزار توانمندسازی آنهاست. اما در عین حال، سازوکاریست که میتواند نابرابریهای اجتماعی را بازتولید کند یا آنها را در هم بشکند.
مدرسه جاییست که کودکان، نهتنها خواندن و نوشتن، بلکه احساس ارزشمندی، اعتمادبهنفس و جایگاه خود را در جامعه تجربه میکنند. وقتی کیفیت آموزش به طبقهی اقتصادی، محل زندگی یا تابعیت کودک وابسته است، آموزش دیگر ابزار برابری نیست، بلکه خود به عامل تبعیض تبدیل میشود.
در ایران امروز، آموزش طبقاتی، محرومیت کودکان مهاجر از تحصیل، و بیتوجهی به نقش دولت در تأمین آموزش رایگان و باکیفیت، سه نشانهی روشن از بحرانی ساختاری در عدالت آموزشیاند.
به همین دلیل، در هفتهی ملی کودک، انجمنهای فعال در حوزهی کودک در نشستی با عنوان«آموزش برای همه کودکان: عدالت، موانع و چشمانداز» به بررسی ابعاد این مسئله خواهند پرداخت.
این نشست در سه محور برگزار میشود:
۱. عدالت آموزشی و آموزش طبقاتی؛ سخنران: محمد دارکش
۲. آموزش دولتی و نقش دولت در آموزش کودکان؛ سخنران: فاطمه مقدسی
۳. پنل اشتراکی؛ گفتوگو با چهار معلمی که سالها برای آموزش کودکان کوشیدهاند.
روز جهانی معلم را تبریک میگوییم به معلمانی که در دلِ تنگناها، چراغِ دانایی را خاموش نمیکنند، به آنان که کلاسشان گاهی سایه درختی است، گاهی اتاقی کوچک با نوری کم، اما دلی روشنتر از هر سپیده.
این فرصت را غنیمت میشماریم برای تقدیر از معلمهای مهروماه که باور زنده عشق به کودکانند؛ همان عشقِ بیمرزی که آموزش را از دلِ محدودیت میرویاند.
نام زنان مدام در اخبار حوادث تکرار میشود؛ یکی برای به دنیا آوردن فرزند دختر کشته میشود، دیگری برای ارتباط با مادر طلاقگرفتهاش. دختری در تاکسی اینترنتی با ضربات چاقو جان میدهد و زنی کنار سفره ناهار سر بریده میشود… آنان بیپناهاند، در همه مختصات جامعه. فهرست قربانیان هر روز بلندتر میشود و حافظه جمعی دیگر توان هضم این حجم از مرگ را ندارد. زنانی که روزگاری همسر، مادر یا دختر بودند، حالا به نامهایی در ستون حوادث تقلیل یافتهاند؛ بیصدا، بیدفاع، بیپناه.
این قتلها تصادفی نیستند؛ فاجعهایاند ساختاری، ریشهدار و مزمن، زادهی قوانینی که تبعیض را مشروعیت میبخشند و نظام قضاییای که مجرمان را در پناه مادهها و تبصرهها رها میکند. در کمتر از سه ماه نخست سال ۱۴۰۴، دستکم چهل زن به بهانههای «ناموسی» جان باختهاند؛ و در سال گذشته، بیش از ۱۳۰ زن و دختر قربانی خشونت خانگی یا قتلهای خانوادگی شدند. این ارقام، صرفاً عدد نیستند؛ نشانه شکست نظامیاند که از عدالت تهی شده و خشونت را در دل جامعه نهادینه کرده است.
ادامهی این وضعیت، فقط جان زنان را نمیگیرد؛ بنیان خانوادهها را فرو میپاشد. کودکانی که شاهد قتل مادرانشاناند، با کابوسهای مزمن و زخمهای روانیِ مادامالعمر بزرگ میشوند. مردانی که در فرهنگی خشونتپرور رشد میکنند، خود به بازتولید همان چرخه بدل میشوند. جامعهای که به مرگ زنانش عادت کند، دیر یا زود به مرگ انسانیت خو میگیرد. قتلهای ناموسی نه فقط جنایت علیه زنان، که هشداریاند برای آیندهی اجتماعی که در آن ترس، شرم و سکوت جای عشق، عدالت و امنیت را گرفته است.
قتلهای ناموسی، فاجعهای ساختاریاند؛ زادهی قوانینی که تبعیض را مشروعیت میدهند و سکوتی که چرخه خشونت را تکرار میکند.
در روزهای شهریور، همراه کودکانی بودیم که هر لحظهشان با بازی، یادگیری و کشف دنیا رنگ گرفت. آنها در فضایی امن توانستند آزادانه تجربه کنند، بخندند و معنای بودن کنار یکدیگر را لمس کنند.
در کنار زنانی بودیم که با اراده و امید، مسیر آموزش را رها نکردند و با گامهای استوار برای فردایی بهتر تلاش کردند.
این گزارش تصویری، بازتابی است از لحظههای ساده اما پرارزش؛ لبخندهایی که دل را روشن میکنند، دستانی که به هم پیوستهاند و امیدی که همچنان در پایان تابستان زنده و جاری است.
امسال هم توانستیم با حمایت شما، کودکانی را راهی کلاس درس کنیم و برای دسترسی آنها به حقوق ابتداییشان تلاش کنیم.
هر لبخند در آستانهٔ مدرسه، یادآور این است که با هم میتوانیم رویای آموزش و شادی را برای همه کودکان زنده نگه داریم؛ تا هیچ کودکی پشت درهای کلاس درس نماند و شوق کودکیاش را با یادگیری و دوستی جشن بگیرد.
آموزش پیشدبستانی، آغاز راه رشد و یادگیری کودکان است. اما امروز هزاران کودک ۶ ساله در ایران بهدلیل هزینههای سنگین از این حق محروماند. نابرابری از همینجا شروع میشود؛ از نخستین قدمی که کودک باید به کلاس بردارد.
ما، جمعی از نهادهای مدنی و فعالان حوزه کودک، پویش ملی «حق آموزش برابر برای همه کودکان ۶ ساله» را آغاز کردهایم تا مطالبه کنیم:
آموزش پیشدبستانی برای همه رایگان و اجباری شود.
با امضای این کارزار، به ما بپیوندید و کمک کنید صدایمان بلندتر شود:

اینجا موسسه «مهر و ماه» است.
موسسهای که از سال ۹۱ مأمنی شد برای زنان و کودکان در معرض آسیبهای اجتماعی محلات حاشیه نشین تهران.
ما در مهروماه، حمایت از حقوق زنان و کودکان در معرض آسیبهای اجتماعی، به ویژه کودکان کار وکودکان بازمانده از تحصیل را سرلوحه کار خود قرارداده و بر این باوریم که با ارائه خدمات حمایتی (بر بستر نگاه علمی مددکاری اجتماعی و روانشناسی و ارائه خدمات درمانی و بهداشتی و…)، آموزش و حرفهآموزی مادران و کودکان و در نگاه کلانتر آگاهیرسانی و ترویج حقوق زنان و کودکان، میتوان مسیر زندگی خانوادههای بسیاری را در جهت مثبت تغییر داد.
کودکان همین امروز نیازمند حمایت و رسیدن به حقوق انسانی و اجتماعیشان هستند. فردا برای کودکان دیر است.
کلیه هزینههای موسسه مهر و ماه توسط حامیان مردمی تامین میشود.
برای مشاهده گزارشهای مالی موسسه اینجا را کلیک کنید.
واریز مبلغ به شماره حسابهای موسسه:
شماره حساب:
۲۰۲-۸۵۰-۵۳۵۸۸۱۳-۱
شماره کارت:
۶۲۷۴۱۲۱۹۴۰۰۰۱۶۱۳
شماره شبا:
IR۱۳۰۵۵۰۰۲۰۲۸۵۰۰۵۳۵۸۸۱۳۰۰۱
تهران، اتوبان یادگار امام شمالی، خیابان ایثارگران شمالی، خیابان امام زاده داوود، کوچه عموئی، پلاک۴
تماس با موسسه
۰۲۱-۲۲۳۸۲۶۶۵
۰۲۱-۲۲۳۸۵۲۶۴
تماس با روابط عمومی
۰۹۳۰۳۱۷۵۶۸۰
پست الکترونیک
info@mehr-o-mah.com
