زنان افغانستانی و آزمون فراموش شده وجدان جهانی

رنج زنان افغانستان از امروز آغاز نشده است و آزمون فراموش شده وجدان جهانی ست
سالهاست که دختری در افغانستان باید آرزوهایش را پشت درهای بسته مدرسه جا بگذارد، زنی باید شغلش را از دست بدهد، مادری باید نگران باشد که آیا دخترش فردا حق خواهد داشت درس بخواند، کار کند یا حتی بیهراس در خیابان قدم بزند.
حالا خبر بازداشت زنانی که بهزعم حاکمان «حجاب مورد نظر» را رعایت نکردهاند، تنها یک خبر تازه نیست؛ ادامه زنجیرهای از محرومیتهاست. زنجیرهای که از حذف زنان از آموزش و اشتغال آغاز شد و امروز تا نظارت بر چهره، صدا و حضور آنان در فضای عمومی پیش رفته است.
تاریخ، ملتها را فقط با آنچه انجام دادهاند قضاوت نمیکند؛ با سکوتهایی که در برابر رنج دیگران اختیار کردهاند نیز به یاد میآورد.
جهان نباید به دیدن تصاویر زنان افغانستان عادت کند؛ زنانی که هر روز بخشی از حقوق اولیه انسانیشان را از دست میدهند و هر بار این محدودیتها با نامی تازه بازمیگردد.
زنان افغانستان به دلسوزی نیاز ندارند؛ به همبستگی نیاز دارند. به صدایی که بگوید حق آموزش، حق کار، حق انتخاب پوشش، حق حضور در جامعه و حق زیستن با کرامت، امتیاز نیست؛ حق هر انسان است.
افغانستان امروز فقط میدان نبرد بر سر پوشش زنان نیست؛ آزمونی است برای وجدان جهانی. و هیچ وجدانی نباید در برابر این رنج طولانی، خاموش بماند.






یادداشت افخم صباغ؛ مدیرعامل موسسه توانمندسازی مهروماه

طبق اطلاعات برگرفته از کتاب “پایان دادن به کار کودک در خیابان” در ایران درباره کودکان کار و خیابان و کودکان (درموقعیتهای) خیابانی آمارهای مختلف و متناقضی اعلام میشود. برخی مطالعات مقدماتی حاکی از روند رو به گسترش این پدیده در شهرهای بزرگ ایران است. سیر نزولی دستمزدها و افزایش تورم در چند سال اخیر زمینه را برای فقر بیشتر خانوادهها و در نتیجه، افزایش کودکان کار فراهم کرده است. با توجه به وضعیت اقتصادی کنونی، احتمال تداوم این روند صعودی نیز بسیار است. آمارهای رسمی بهروز نیستند، اما طبق اعلام سازمان بهزیستی سالانه ۶ هزار کودک خیابانی در مراکز این سازمان پذیرش میشوند. یونیسف کودکان خیابانی را به دو گروه تقسیم میکند: ۱. کودکان در خیابان که در خیابان کار میکنند ولی با خانواده و مدرسه در ارتباطند ۲. کودکان خیابان که در خیابان زندگی میکنند، با خانواده ارتباطی ندارند و شرایط بسیار دشوارتری دارند عوامل موثر در بروز این پدیده به دو دسته تقسیم میشوند: عوامل خانوادگی مانند فقر، خشونت، اعتیاد و بیسرپرستی. عوامل ساختاری مانند حاشیهنشینی، مهاجرت، جنگ و تبعیض قومی. کودکان باید در امنیت، با حمایت خانواده و جامعه رشد کنند، اما بسیاری از آنها در خیابان در معرض آسیبهای جدی هستند که اثرات آن تا پایان عمر باقی میماند. پیامدهای اصلی کار و زندگی در خیابان: از بین رفتن کودکی، اختلالات آموزشی، سلامت جسمی و روانی، اعتیاد، بزهکاری، سوءاستفاده، استثمار، و تبعیض جنسیتی وظیفه اصلی حمایت از این کودکان بر دوش دولتهاست که با ایحاد شرایط حمایتی و تقویت اقتصاد خانوادههای کمدرآمد و حمایت اجتماعی از آنها زمینههای بروز این پدیده آسیبزا را کمرنگتر کنند. در کنار دولتها خانواده، معلمان و مربیان کودکان و عموم مردم نیز در قبال این کودکان وظیفه مراقبت و حمایت دارند. به امید روزی که همه کودکان از حقوق اولیه خود برخوردار شوند و در خانه و خانوادهای امن کودکیشان را سپری کنند.



