جامعه بیش از هر زمان دیگری نیازمند «همدلی» است؛

در روزهایی که فشارهای اقتصادی، ناامنی‌های روانی و خستگی جمعی بر زندگی مردم سایه انداخته، جامعه بیش از هر زمان دیگری نیازمند «همدلی» است؛ اما آنچه بیش از پیش خود را نشان می‌دهد، دو قطبی شدن، مرزبندی‌های تند و ناتوانی در تحمل دیگری است.

گویی هرکس ناگزیر است در یکی از دو سوی یک خط بایستد؛ یا «با ما» یا «بر ما».

در چنین فضایی، تفاوت در اندیشه نه به عنوان فرصتی برای گفت‌وگو، بلکه به عنوان تهدیدی برای حذف تلقی می‌شود. این در حالی‌ست که هیچ جامعه‌ای با حذف صداهای متفاوت، به بلوغ فکری و اجتماعی نمی‌رسد.

واقعیت این است که در شرایط دشوار، روان انسان‌ها آسیب‌پذیرتر می‌شود. اضطراب، خشم، ناامیدی و احساس بی‌قدرتی می‌تواند به شکل‌گیری قضاوت‌های سریع، برچسب‌زنی و طرد دیگری منجر شود. اما همین‌جا نقطه‌ای‌ست که باید آگاهانه مکث کرد.

هر انسانی، روایتی دارد؛ تجربه‌ای زیسته که بر نگاه و انتخاب‌هایش اثر گذاشته است. ما لزوماً قرار نیست با این نگاه‌ها موافق باشیم، اما می‌توانیم آن‌ها را بفهمیم.

همدلی به معنای پذیرش عقاید دیگران نیست؛ بلکه به معنای به رسمیت شناختن «انسانِ» پشت آن عقیده است. ما می‌توانیم مخالف باشیم، نقد کنیم، حتی مرزبندی داشته باشیم—اما بدون تحقیر، بدون حذف، بدون نفرت.

جامعه‌ای که در آن افراد نتوانند دیگری را تحمل کنند، به تدریج به جزایر جداافتاده‌ای تبدیل می‌شود که هیچ پلی میان‌شان وجود ندارد. در چنین شرایطی، نه گفت‌وگویی شکل می‌گیرد و نه راه‌حلی جمعی برای عبور از بحران‌ها.

دگردوستی، یعنی توان دیدن رنج دیگری—حتی اگر شبیه ما فکر نکند. یعنی اینکه بدانیم درد، مرز ایدئولوژیک نمی‌شناسد. وقتی فشار بر زندگی مردم زیاد می‌شود، آنچه می‌تواند ما را حفظ کند نه یکدستی فکری، بلکه پیوند انسانی است.

شاید وقت آن رسیده که به جای تلاش برای «قانع کردن» یکدیگر، کمی بیشتر برای «فهمیدن» وقت بگذاریم.نه برای اینکه شبیه هم شویم، بلکه برای اینکه در عین تفاوت، کنار هم بمانیم.

روز جهانی کارگر گرامی باد. کارگران؛ ستون های اصلی هر جامعه

روز جهانی کارگر، یادآور شان و کرامت انسانی کارگرانی است که ستون‌های اصلی هر جامعه را می‌سازند. اما امروز در شرایط پس از جنگ و در سایه نابسامانی‌های اقتصادی، بیش از هر زمان دیگری، زندگی بر کارگران سخت و طاقت‌فرسا شده است.کاهش شدید قدرت خرید، تورم فزاینده، و افزایش بیکاری، به ویژه در شرایط پس از جنگ، نه تنها معیشت کارگران را با تهدید جدی مواجه کرده، بلکه به گسترش نگران کننده پدیده “کودکان کار” نیز دامن زده‌است. افزایش گرانی، توان معیشتی را به شدت کاهش داده و کارگران، به ویژه کارگران روزمزد، بیشترین فشار را تحمل می‌کنند. افزایش بیکاری، تعدیل‌های گسترده و رکود تولید در کشور، زنجیره‌ای از مشکلات را رقم زده که نتیجه‌ آن چیزی جز سقوط سطح زندگی مردم، خصوصا جامعه کارگری نیست.در چنین شرایطی، نبود یک نظام حمایتی پایدار و کارآمد بیش از پیش خود را نشان می‌دهد.
حمایت‌های مقطعی و کوتاه مدت، اگر چه ممکن است برای مدتی فشار را کاهش دهند، اما به دلیل نداشتن پشتوانه‌ای ساختاری، نمی‌توانند امنیت اقتصادی ایجاد کنند. کارگران بیش از هر چیز به ثبات نیاز دارند، به سیاست‌هایی که بتواند اشتغال پایدار، قدرت خرید واقعی و دسترسی به حداقل‌های یک زندگی آبرومند را تضمین کند.
مسئله کارگران تنها دستمزد نیست، بلکه مجموعه‌ای از عوامل درهم تنیده است. از بازار کار گرفته تا سیاست‌های اقتصادی و نظام حمایتی. تا زمانی که این نگاه جامع شکل نگیرد، فاصله میان زندگی کارگران و استانداردهای یک معیشت قابل قبول، همچنان رو به افزایش خواهد بود.
حمایت موثر از اقشار آسیب‌پذیر، ایجاد فرصت‌های شغلی پایدار، مهار تورم و طراحی نظام‌های حمایتی کارآمد دیگر انتخاب نیست، بلکه ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است.
روز جهانی کارگر، فرصتی است برای بازنگری در مسیر طی شده و تعهدی دوباره به عدالت اجتماعی.

🔻آموزش کودکان که با مجازی شدن‌های پی‌در‌پی عملا کودکان را به حال خود رها کرده

🔻آموزش کودکان که با مجازی شدن‌های پی‌در‌پی عملا کودکان را به حال خود رها کرده

بار دیگر با توقف کامل آموزش حضوری این بار به دلیل نگرانی‌های امنیتی در جنگ، مدارس ناچار شدند آموزش را از طریق سامانه شاد، مدرسه تلویزیونی و بسته‌های آموزشی دنبال کنند؛ این اولین بار نیست که کودکان تحت چنین شرایطی قرار است “آموزش” ببینند. آموزش مجازی تقریبا از زمان کرونا آغاز شد که بُعد جهانی داشت. اما مدارس در ایران به بهانه‌های مختلف چون آلودگی هوا، سرما، گرما، کمبود گاز، کمبود برق و … از اولین جاهایی هستند که یا تعطیل می‌شوند یا آموزش مجازی را در پیش می‌گیرند. طبق گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، آموزش مجازی با افت شدید کیفیت و کاهش بیش از ۶۰ درصدی ساعات آموزش همراه بوده است.
هنگامی که مدارس را تعطیل می‌کنیم، درواقع به شرایط نامناسب و به اصلاح دو سر باخت می‌رسیم، زیرا بدون راهکاری‌های اساسی مشکلات ماندگار خواهد بود و دانش‌آموزان نیز با کیفیت نامطلوبی آموزش می‌بینند و عملا در با تعطیلی و مجازی کردن مدارس صورت مساله پاک می شود.
البته در زمان جنگ بسیار طبیعی است که مدارس تعطیل شوند اما حتی در شرایط جنگی هم می‌توان فضاهای امنی با پروتکل‌های تدوین شده برای آموزش کودکان فراهم کرد. اما امروز که ۲۰ روز از اعلام آتش‌بس می‌گذرد همچنان مدارس به صورت مجازی برگزار می‌شود در حالیکه در این مدت آموزش و پروش با یک برنامه منسجم می‌توانست کودکان را راهی مدرسه کند تا کودکان و نوجوانان نیز فرصتی برای تعامل و دوستی و یادگیری و همدلی را داشته باشند اما گویا این موارد در اولویت برنامه‌های دولت نیست و با مجازی کردن عملا هیچ نقشی در آموزش کودکان ندارند.
محدودیت‌های فناوری، ضعف زیرساخت اینترنت و ناتوانی برخی خانواده‌ها در تهیه ابزارهای هوشمند باعث شده دست‌کم ۲ میلیون دانش‌آموز از آموزش مجازی محروم بمانند و خطر تعمیق شکاف آموزشی افزایش یابد. مرکز پژوهش‌های مجلس در گزارشی تاکید کرده است که کاهش تعامل معلم و دانش‌آموز، افت کیفیت ارزشیابی، و حذف بخشی از کارکردهای اجتماعی مدرسه، عمق یادگیری کودکان را به طور جدی تهدید می‌کند.
علاوه بر اینها، مشکلاتی که برای برگزاری کلاس‌های آنلاین وجود دارند، معلم‌ها، والدین و بیشتر مادران را از پا درآورده. در شرایط عادی، کودکان زمانی که قرار است صرف آموزش رسمی شود را در مدرسه سپری می‌کنند و والدین قرار نیست این وظیفه را نیز به دوش بکشند.استمرار آموزش در شرایط بحرانی یکی از مولفه‌های مهم تاب‌آوری اجتماعی به شمار می‌آید.در مقابل، هرگونه توقف در روند آموزش پیامدهای آموزشی قابل‌توجهی به دنبال دارد.
آثار منفی وقفه در آموزش در سال‌های تحصیلی آینده نیز نمایان خواهد شد. به همین دلیل، یافتن راهکارهایی برای ادامه آموزش در شرایط بحران از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و دولت و آموزش و پروش باید برای حل این بحران برنامه‌های اساسی داشته باشند تا کودکان این سرزمین بیش از این آسیب نبینند.

صلح را به جهان کودکان بازگردانید

صلح را به جهان کودکان بازگردانید


متاسفانه چند روزی است که کشور عزیز ما ایران در آتش یک جنگ تمام عیار می‌سوزد. زیرساخت‌ها در معرض تهدید قرار گرفته و هموطنان بی دفاع و بی‌گناه هر روزه قربانی این جنگ خانمان‌سوز می‌شوند. در این میان واقعه تلخ انفجار مدرسه ابتدایی میناب، که طی آن ۱۶۵ کودک به همراه کادر آموزشی مدرسه با بمب‌های اسرائیلی و آمریکایی جان باختند، متاسفانه تاییدی مجدد بر این اصل است که هر جنگی، جنگ علیه کودکان است و از سوی همه فعالان و دوستداران حقوق کودکان محکوم است.
ما جمعی از تشکل‌های فعال در عرصه حمایت از حقوق کودکان ضمن ابراز همدلی و همدردی با خانواده‌های این کودکان و معلمان از دست رفته، و نیز عرض تسلیت به مردم رنجدیده و بازماندگان تمامی جان‌های عزیز از دست رفته در وقایع اخیر، بار دیگر بر این اصل مهم تاکید می‌کنیم هر گلوله‌ای که شلیک می‌شود، در نهایت زندگی و سرنوشت کودکان را هدف قرار می‌دهد.
پیش‌تر نیز در بیانیه‌های مختلف، به دفعات بر ضرورت خشونت پرهیزی و اهتمام بر ساختن شرایطی ایمن برای زندگی کودکان ودر اولویت قرار گرفتن منافع عالیه کودکان تاکیده کرده بودیم. هشدارآن روزهای ما تلاشی بود برای جلوگیری از وقایع خونبار این روزها.
اکنون نیز بر این مهم تاکید می‌کنیم که تنها راه نجات کودکان از چرخه فقر و نابرابری و خشونت، اولویت قراردادن منافع عالیه کودکان در همه تصمیم گیری‌ها و سیاستگذاری‌ها و احترام به حق بقا و زندگی آنان است .
جنگ افروزی و وقایع خونبار این روزها، نه تنها زندگی امروز کودکان را در معرض تهدید قرار داده است، بلکه نگرانی از دست رفتن تمامیت ارضی و تمامی زیرساخت‌هایی است که قرار است فردای کودکان این کشور بر پایه آن‌ها استوار گردد را نیز به همراه دارد.
ضمن آن که احساس نا امنی و آسیب‌های روحی ناشی از وقوع جنگ و ترس و وحشت و ترومای حاصل از آن می‌تواند برای سال‌های طولانی در روح و روان کودکان باقی‌مانده و سلامت و رفتار آینده آنان را نیز تحت تاثیر قرار دهد.
ما ضمن هشدار مجدد نسبت به اقداماتی که منجر به تهدید امنیت و مصالح کودکان می‌شود، اقدامات جنگ طلبانه و خشونت‌بار تمامی کسانی که به خاطر حفاظت از منافع خودمرتکب این جنایات شده اند را شدیدا محکوم کرده و خواستار توقف سریع این اقدامات و استقرار صلح در منطقه هستیم. از سازمان ملل، یونیسف و همه جهانیان صلح طلب درخواست می‌کنیم به این جنگ بی‌رحمانه علیه هموطنان عزیز ما به خصوص کودکان پایان دهند.
ما تاکید می‌کنیم هدف قراردادن کودکان و بیماران وزندانیان نقض آشکار حقوق انسانی و همه معاهدات بین‌المللی است.
ما بر این باوریم که برخورداری از امنیت، آرامش و شادی، ضرورت و حق مسلم همه کودکان است.

بیانیه را در روزنامه “پیام ما” هم‌می‌توانید بخوانید👇

*تاریخ انتشار بیانیه ۱۳ اسفند ۱۴۰۴ می‌باشد و به دلیل عدم دسترسی به اینترنت در زمان حال آن را منتشر کردیم.

ما سال نو را آغاز کردیم، اما نه با آرامش و امیدی که شایسته آن هستیم؛ بلکه با قلب‌هایی سنگین از اندوه، در میانه یکی از تلخ‌ترین فصل‌های تاریخ سرزمین‌مان.

ما سال نو را آغاز کردیم، اما نه با آرامش و امیدی که شایسته آن هستیم؛ بلکه با قلب‌هایی سنگین از اندوه، در میانه یکی از تلخ‌ترین فصل‌های تاریخ سرزمین‌مان.
چهل روز و شب، آسمان شهرها و روستاهایمان شاهد رنجی بی‌پایان ناشی از تجاوز آشکار امریکا و رژیم اسرائیل بود. صدای زندگی، جای خود را به اضطراب و ناامنی داد و خانه‌هایی که باید مأمن آرامش باشند، در سایه ترس فرو رفتند. در این میان، کودکان، کوچک‌ترین و بی‌دفاع‌ترین اعضای جامعه، بیش از همه بار این درد را بر دوش کشیدند.
کودکانی که باید در کلاس‌های درس، با رویاهای رنگی خود آینده را می‌ساختند، ناگهان با واقعیتی تلخ و ناعادلانه روبه‌رو شدند. حادثه تلخ حمله وحشیانه امریکا به “مدرسه میناب” در روز نخست جنگ، که جان ۱۶۸ دانش‌آموز را گرفت، زخمی عمیق بر وجدان جمعی ماست؛ زخمی که نه‌تنها یک جامعه، بلکه انسانیت را به سوگ نشاند. مدرسه باید پناه باشد، نه صحنه فقدان.
در میان این تاریکی، ما در موسسه «مهروماه» تلاش کردیم چراغی هرچند کوچک، روشن نگه داریم. از همان روزهای نخست، با همراهی داوطلبان و تیم‌های مددکاری و روان‌شناسی، کنار کودکان و خانواده‌ها ماندیم؛ شنیدیم، همراهی کردیم و کوشیدیم اندکی از سنگینی این روزها را سبک‌تر کنیم.
کلاس‌ها را دوباره برپا کردیم، اول در فضای مجازی و سپس حضوری، نه فقط برای آموزش، بلکه برای بازگرداندن حس زندگی، امید و پیوند.
ما هنوز اینجاییم. در کنار کودکانی که لبخندشان، حتی در میان رنج، خاموش نشده است. باور داریم که امید، هرچند شکننده، هنوز زنده است. و ما تا رسیدن به روزهایی روشن‌تر، تا بازگشت امنیت، صلح و عدالت، دست از همراهی برنخواهیم داشت.

🖌️بیانیه مشترک تشکل‌های حامی حقوق کودکان در محکومیت بازداشت کودکان و نقض حقوق بنیادین آنان

🖌️بیانیه مشترک تشکل‌های حامی حقوق کودکان در محکومیت بازداشت کودکان و نقض حقوق بنیادین آنان

پیرو اقدام پیشین تشکل‌های مدنی و نامه‌نگاری با سازمان زندان‌ها و وزارت آموزش و پرورش درباره بازداشت و برخورد با دانش‌آموزان—و در پی بی‌پاسخ ماندن آن مکاتبات—ما، انجمن‌ها و نهادهای مدنی امضاکننده این بیانیه، بار دیگر بازداشت کودکان، تشکیل پرونده قضایی برای آنان، اخذ و پخش اعترافات اجباری تلویزیونی و هرگونه برخورد امنیتی با دانش‌آموزان را نقض آشکار کرامت انسانی و مغایر با تعهدات بین‌المللی دولت‌ها در قبال حقوق کودکان دانسته و به‌صراحت محکوم می‌کنیم.

بر اساس پیمان‌نامه جهانی حقوق کودک، اصل «منافع عالیه کودک» و حق ذاتی حیات، بقا و رشد، مبنای همه تصمیم‌ها و اقدامات نسبت به افراد زیر ۱۸ سال است. بازداشت، فشار روانی، تهدید و انتشار اعترافات اجباری، پرونده‌سازی برای کودکان، در تعارض مستقیم با این اصول و   تعهد دولت‌ها به حمایت ویژه از کودکان آسیب‌پذیر قرار دارد. همچنین طبق اعلامیه جهانی حقوق بشر، هر انسان از کرامت، امنیت شخصی، منع رفتار تحقیرآمیز و دادرسی عادلانه برخوردار است؛ اصولی که در مورد کودکان اهمیتی مضاعف دارد.

پخش اعترافات اجباری کودکان در رسانه‌ها نقض حریم خصوصی و حیثیت آنان و تحمیل برچسبی ماندگار بر زندگی‌شان است و سلامت روان و آینده تحصیلی آنان را تهدید می‌کند. فرزندان ما به‌قدر کافی از اندوهِ فقدان و قتل همکلاسی‌های خود آزرده و سوگوارند؛ بیش از این بر رنج آنان نیفزایید. متاسفانه اخبار حکایت از ورود نهادهای امنیتی و انتظامی به برخی مدارس دارد که در اینصورت استقلال و امنیت فضای تعلیم و تربیت را مخدوش کرده و محیط آموزشی را از بستر رشد به میدان ترس بدل می‌سازد. سکوت و بی‌عملی مسئولان ذی‌ربط، به‌ویژه وزارت آموزش و پرورش، با مسئولیت قانونی و اخلاقی آنان در حمایت از دانش‌آموزان سازگار نیست.

خواست‌های مشخص انجمن‌های امضاکننده:

۱.آزادی بی‌قید و شرط تمامی کودکان و نوجوانان بازداشت‌شده

۲.توقف فوری بازداشت و پرونده‌سازی علیه کودکان

۳.منع قطعی و بدون استثنای پخش اعترافات اجباری کودکان در هر رسانه

۴.منع ورود نهادهای امنیتی و انتظامی به مدارس و محیط‌های آموزشی

۵.تأمین فوری حمایت‌های روانی، اجتماعی و آموزشی برای دانش‌آموزان آسیب‌دیده

۶.ارایه گزارش شفاف وزارت اموزش و‌پرورش در مورد قربانیان ، بازداشتی ها و اسیب دیدگان جامعه دانش اموزی در اعتراض های اخیر و پاسخگویی در مقابل تضییع حقوق انها و اقدام سریع نسبت به بندهای فوق

۷.بهره‌برداری از عواطف و احساسات پاک کودکان و نوجوانان برای اهداف سیاسی یا جناحی، از سوی هر فرد یا جریانی، محکوم و مردود است. آن‌ها نباید ابزار منازعات قدرت قرار گیرند و حفظ کرامت و امنیت روانی و جانی آنان مسئولیتی همگانی است.

برخورد قهری با کودکان و نوجوانان، جامعه‌ای امن نمی‌سازد؛ بلکه بی‌اعتمادی و آسیب‌های عمیق و ماندگار بر جای می‌گذارد. ما مسئولیت پیامدهای این روند را متوجه تصمیم‌گیران و مجریان آن می‌دانیم و بر ضرورت پایبندی عملی دولت به تعهدات حقوق بشری، به‌ویژه حق حیات و بقا و رشد کودکان، تأکید می‌کنیم.

۱.شبکه کمک

۲. انجمن احبا (حمایت از بیماران اسکیزوفرنیا)

۳. انجمن پرنده درخت کوچک

۴. انجمن پژوهش‌های آموزشی پویا

۵. انجمن پژواک امید کودکان (پاک)

۶. انجمن حمایت از حقوق کودکان

۷. انجمن حمایت از کودکان و نوجوانان توانیاب

۸. انجمن حمایت از کودکانِ کار

۹. انجمن حمایت و یاری آسیب‌دیدگان اجتماعی (احیا ارزش‌ها)

۱۰. انجمن درخت کوچک زندگی

۱۱. انجمن دوستداران کودک پویش

۱۲.جمن دوستداران کودک کرمان

۱۳. انجمن نویسندگان کودک و نوجوان

۱۴. انجمن یاران دانش و مهر

۱۵. انتشارات منشور صلح

۱۶. بنیاد توسعه صلح و مهربانی

۱۷. بنیاد خیریه طباطبایی برای کودکان

۱۸. جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان

۱۹. شورای کتاب کودک

۲۰. قشم جزیره‌ای برای کودکان

۲۱. کانون صنفی معلمان ایران (تهران)

۲۲. گروه تلاشگران یاری همدل

۲۳. گروه فرهنگی، اجتماعی کیانا

۲۴. مادران صلح ایران

۲۵. مرکز توانمندسازی مهر راستین

۲۶. موسسه ارتقای کیفیت زندگی زنان آتنا

۲۷. موسسه انسان دشواری وظیفه

۲۸. موسسه توسعه اردیبهشت

۲۹. موسسه جادوی رنگین کمان

۳۰. موسسه رحمان (رشد، حمایت، اندیشه)

۳۱. موسسه شکوفایی استعدادهای کودکان مهر

۳۲. موسسه توانمندسازی مهر و ماه

۳۳. موسسه توانمندسازی ندای ماندگار دروازه‌غار

۳۴. موسسه کنشگران اجتماعی فرزانه

۳۵.موسسه نوید زندگی کوشا

۳۶. موسسه یاریگران کودکان کار پویا

شاید نتوانیم همه چیز را تغییر دهیم، اما می‌توانیم حضور داشته باشیم؛ با توجه، با شنیدن، با در کنار هم ایستادن. گاهی همین که کسی بداند تنها نیست، آغازِ ترمیم است.

شاید نتوانیم همه چیز را تغییر دهیم، اما می‌توانیم حضور داشته باشیم؛ با توجه، با شنیدن، با در کنار هم ایستادن. گاهی همین که کسی بداند تنها نیست، آغازِ ترمیم است.

❇️ خواسته مشترک نهادهای مدنی برای آزادی کودکان و نوجوانان بازداشت‌شده در اعتراض‌های اخیر

🔹شبکه کمک به همراه جمعی از نهادها و کنشگران مدنی فعال در حوزه حقوق کودک، با انتشار نامه‌ای رسمی خطاب به رئیس سازمان زندان‌ها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور، خواستار آزادی فوری و بی‌قید و شرط کودکان و نوجوانان زیر ۱۸ سال بازداشت‌شده، به‌ویژه دانش‌آموزان شد.
🔹در این نامه با استناد به آیین دادرسی ویژه اطفال و نوجوانان و قانون حمایت از اطفال و نوجوانان تأکید شده است که اصل بر حمایت، اصلاح، بازپروری و پرهیز از سلب آزادی برای افراد زیر سن قانونی است و نگهداری کودکان و نوجوانان در محیط‌های کیفری می‌تواند آثار جبران‌ناپذیری بر سلامت روانی، اجتماعی و تحصیلی آنان بر جای بگذارد.
🔹امضاکنندگان این درخواست با تأکید بر رعایت مصلحت عالیه کودک، خواستار بهره‌گیری حداکثری از ظرفیت‌های قانونی موجود، اقدامات تأمینی و ارفاقی، فقدان مسئولیت کیفری و سایر تدابیر حمایتی پیش‌بینی‌شده در قوانین کشور شده‌اند. در این نامه همچنین با اشاره به شرایط آسیب‌پذیر اغلب این کودکان و تلقی اعمال حق اعتراض به‌عنوان یک حق شهروندی، بر ضرورت آزادی فوری و بدون قید و شرط آنان با لحاظ ویژگی‌های سنی تأکید شده است.
🔹شبکه کمک اعلام کرده است که پس از آزادی این افراد، آمادگی کامل دارد خدمات حمایتی، روانشناختی، مددکاری اجتماعی، مشاوره حقوقی و معرفی وکیل معاضدتی را در راستای تسهیل بازگشت سالم کودکان و نوجوانان به خانواده، جامعه و فرآیند تحصیل ارائه دهد.
🔹رونوشت این نامه برای وزیر دادگستری، دادستان کل کشور، دادستان تهران، کمیسیون آموزش مجلس و مرجع ملی حقوق کودک ارسال شده و پیگیری‌ها برای تسریع در بررسی پرونده‌ها و آزادی هرچه سریع‌تر بازداشت‌شدگان زیر ۱۸ سال ادامه دارد.
🔹این درخواست تاکنون به امضای نهادهای زیر رسیده است:شبکه کمک، انجمن حمایت از حقوق کودکان، مؤسسه ندای ماندگار دروازه غار، انجمن پرنده درخت کوچک، گروه فرهنگی اجتماعی کیانا، بنیاد توسعه صلح و مهربانی‌های کوچک، مؤسسه نوید زندگی کوشا، مؤسسه مهر و ماه، کانون صنفی معلمان (تهران)، زنان آبیار محله، انجمن دوستداران کودک پویش، مؤسسه شکوفایی استعدادهای کودکان، گروه تلاشگران یاری همدل، مؤسسه یاری‌گران کودکان کار پویا، انجمن پژوهش‌های آموزشی پویا، مؤسسه رحمان، انجمن ایرانی اخلاق در علوم و فناوری، انجمن حمایت از کودکان و نوجوانان توانیاب، مؤسسه انسان دشواری وظیفه، مؤسسه دانش، آموزش و توانمندی، مؤسسه توسعه پایدار اردیبهشت، انجمن حمایت از بیماران اسکیزوفرنیا (احبا)، انجمن یاران دانش و مهر، و صدای یارا (انجمن حمایت از حقوق کودک).
🔹فرآیند پیوستن و امضای نهادهای مدنی دیگر همچنان ادامه دارد.

🔸پشت لایک‌ها؛ کودکی‌ای که به فروش می‌رود

🔸پشت لایک‌ها؛ کودکی‌ای که به فروش می‌رود

کودکان کار در لباس مجلل و نقش اینفلوئنسر
این روزها کودکانی در اینستاگرام اکانت عمومی دارند که بعضی از آن‌ها بیش از یک میلیون فالوئر دارند و هر روز مجبورند جلوی دوربین ژست بگیرند. یک میلیون فالوئر؛ یعنی یک میلیون چشم. و روشن است که در میان آن‌ها، افراد سودجو و فرصت‌طلب هم حضور دارند. هر عکس، هر ویدئو و هر لایک می‌تواند این کودکان را در معرض خطرهای جدی و بلندمدت قرار دهد—خطرهایی که اغلب والدین یا از آن‌ها بی‌خبرند، یا به‌خاطر منافع مالی، شهرت یا «عادی‌سازی» این فضا، عامدانه بر آن‌ها چشم می‌بندند.

کودکان حق دارند محیطی امن و خصوصی داشته باشند. وقتی از آن‌ها فیلم و عکس می‌گیرید و در فضای عمومی منتشر می‌کنید، حتی اگر نیت بدی نداشته باشید، در حال نقض حقوق بنیادین کودک هستید. ژست‌ها و رفتارهایی که کودکانه نیستند، یا محتوایی که به نظر بزرگسالان «باحال» یا «جذاب» می‌آید، می‌تواند زمینه‌ساز سوءاستفاده آنلاین، قلدری اینترنتی، فشار روانی و آسیب‌های اجتماعی عمیق شود.
این خطرها فرضی یا اغراق‌آمیز نیستند؛ آن‌قدر واقعی‌اند که بسیاری از کشورها ناچار شده‌اند برای محافظت از کودکان در فضای دیجیتال، قانون‌گذاری صریح انجام دهند.
امروز در فرانسه، «کیدفلوئنسری» به‌طور رسمی نوعی کار کودک محسوب می‌شود. والدین بدون مجوز دولتی حق تولید محتوای درآمدزا از کودک را ندارند و بخش عمده درآمد باید تا ۱۸سالگی در حسابی مسدود نگه داشته شود. در ایالات متحده، ایالت‌هایی مانند ایلینوی، کالیفرنیا و مینه‌سوتا والدین را موظف کرده‌اند بخشی از درآمد حاصل از محتوای کودک را در حساب امانی ذخیره کنند و حتی برای کودک «حق حذف محتوا» در بزرگسالی در نظر گرفته‌اند. این قوانین دقیقاً از یک واقعیت ساده می‌آیند:کودک نمی‌تواند از خودش در برابر بهره‌کشی دیجیتال محافظت کند؛ این وظیفه جامعه و قانون است.
خطرهایی که کودکانِ پرمخاطب در شبکه‌های اجتماعی با آن مواجه‌اند، شامل موارد زیر است:
سوءاستفاده و آزار آنلاین: تصاویر و ویدئوهای کودک می‌تواند به‌راحتی توسط افراد ناشناس ذخیره، بازنشر یا در بافت‌هایی کاملاً ناامن استفاده شود.
آسیب روانی: کودک ممکن است یاد بگیرد که فقط زمانی ارزشمند است که دیده شود، لایک بگیرد و «اجرا» کند؛ نه زمانی که خودش است.
از بین رفتن حریم خصوصی: آنچه در کودکی منتشر می‌شود، پاک نمی‌شود؛ سال‌ها بعد هم همراه کودک خواهد بود، بدون اینکه کنترلی بر آن داشته باشد.
فشار اجتماعی و هویت دیجیتال: کودک ممکن است خود را با یک نسخه ساختگی و نمایشی از خودش مقایسه کند و دچار اضطراب، شرم یا بحران هویت شود.
خطر بهره‌کشی: شهرت دیجیتال کودک می‌تواند او را در معرض تهدیدهای مالی، روانی و حتی جنسی قرار دهد.
و اگر کسی بگوید: «من والد هستم، صلاح فرزندم را می‌دانم»، باید یادآوری کرد که حق والدین نامحدود نیست. شما مالک بدن، تصویر و ذهن کودک نیستید. کودک شما حق دارد انتخاب کند، حریم شخصی داشته باشد و کودک بماند. این حقوق، طبق کنوانسیون حقوق کودک، غیرقابل چشم‌پوشی‌اند—حتی اگر قانون داخلی کشوری هنوز از آن عقب مانده باشد.
کشورهایی که امروز قانون‌گذاری کرده‌اند، یک پیام روشن می‌دهند:درآمد، شهرت و تولید محتوا، هرگز بالاتر از حقوق کودک نیست.
پس پیش از آن‌که بار دیگر کلیپ یا عکس کودکتان را منتشر کنید، از خود بپرسید:آیا این محتوا واقعاً به نفع اوست یا به نفع من؟آیا او اگر بزرگ شود، از این تصویر راضی خواهد بود؟آیا حق او برای رشد طبیعی، بازی، اشتباه کردن و کودک بودن حفظ شده است؟
کودک شما زندگی خودش را دارد، نه زندگی دیجیتال شما.احترام به حریم و حقوق کودک، نه لطف است و نه انتخاب شخصی؛یک مسئولیت انسانی، اخلاقی و به‌طور فزاینده‌ای، یک الزام قانونی است.

جشن روز داوطلب

به بهانه‌ روز داوطلب دور هم جمع شدیم؛ نه فقط برای جشن گرفتن یک روز در تقویم، بلکه برای پاسداشت دل‌هایی که بی‌هیاهو، بی‌دریغ و از سر مسئولیت انسانی، در مسیر تغییر قدم برمی‌دارند.شما داوطلبان و همکاران مهروماه، با حضورتان در کنار زنان و کودکانی که در معرض آسیب‌اند، معنای واقعی همدلی را زنده می‌کنید و با هر گام، نوری از امید به دل‌هایی می‌تابانید که بیش از هر چیز به دیده‌شدن و حمایت نیاز دارند.
این جشن، فرصتی بود برای مکثی کوتاه در میان تلاش‌های پیوسته‌مان، برای با هم بودن، نفس تازه کردن، و یادآوری این حقیقت که تغییر، هرچند دشوار، با همراهی شما ممکن می‌شود.پاینده باشید و سبز