🔻گرانی لوازمالتحریر؛ تهدیدی پنهان برای کودکی و آینده جامعه
هر ساله با فرارسیدن مهر، شور و هیجان خرید لوازمالتحریر یکی از خاطرات جمعی خانوادههای ایرانی است. اما امسال، به جای این هیاهو، سکوتی سنگین در بازار حکمفرماست. رشد ۲۰ تا ۳۰ درصدی قیمتها به روایت رئیس اتحادیه لوازمالتحریر و کتابفروشان ارومیه، نشانهای است از بحرانی که نه فقط اقتصاد خانوادهها، بلکه آینده آموزش کشور را نشانه گرفته است.
از زاویهای تحلیلی، گرانی لوازمالتحریر صرفاً یک افزایش قیمت مقطعی نیست؛ بلکه نمایانگر شکافهای عمیقتری است. آموزش زمانی میتواند «حق همگانی» باشد که ابزارهای پایهای آن برای همه قابل دسترس باشد. فرزین محمدی، کارشناس آموزش، به درستی تأکید میکند که کمبود وسایل تحصیلی، فراتر از یک مسأله اقتصادی، بر روحیه دانشآموزان و کیفیت یادگیری آنان اثر میگذارد. کودکی که از دفتر و مداد محروم است، عملاً از بخشی از فرآیند یادگیری کنار گذاشته میشود.
اما پیامدهای این وضعیت به اینجا ختم نمیشود. پروانه خورشیدی، جامعهشناس، از اصطلاح «ترک تحصیل پنهان» استفاده میکند تا نشان دهد چگونه بسیاری از خانوادهها به جای فرستادن فرزندانشان به مدرسه، آنها را روانه بازار کار میکنند، بدون اینکه به طور رسمی ترک تحصیل اعلام شود. این روند نه تنها حق آموزش کودکان را سلب میکند، بلکه با افزایش کودکان کار، استثمار آنان و محرومیت دائمی از فرصتهای برابر اجتماعی همراه است.
تحصیل یکی از ابزارهای اصلی خروج از فقر است. هرچه دسترسی به آموزش سختتر شود، چرخه فقر در خانوادهها تداوم پیدا میکند و به نسلهای بعدی منتقل میشود. بیسوادی و کمسوادی نیز بیکاری، اعتیاد، بزهکاری و طرد اجتماعی را تقویت میکند. این یعنی محروم کردن کودکان امروز، هزینههای اجتماعی و اقتصادی سنگینی برای فردای کشور دارد.
در چنین شرایطی، حق تحصیل به عنوان یکی از بدیهیترین حقوق کودک باید در صدر اولویتهای سیاستگذاران قرار گیرد. همانطور که خورشیدی هشدار میدهد، انتخاب بین «نان شب» و «دفتر و مداد» فقط یک تصمیم خانوادگی نیست؛ بلکه شاخصی از شکست سیاستهای حمایتی و تورم مهارنشده است.
اگر مسئولان همچنان به آموزش به چشم هزینه نگاه کنند و نه سرمایهگذاری، جامعه در آینده با بحرانهایی پیچیدهتر روبهرو خواهد شد: شکاف طبقاتی عمیقتر، کاهش سرمایه انسانی و افزایش آسیبهای اجتماعی. گرانی لوازمالتحریر شاید در مقیاس فردی کوچک به نظر برسد، اما در مقیاس ملی زنگ خطری است برای آیندهای که در آن عدالت آموزشی بیش از پیش رنگ میبازد.



جامعه انسانی، دهه هاست که مخالفت خود را با کلیه احکام و قوانین غیرانسانی اعلام کرده است. بازداشت و زندانی کردن فعالین اجتماعی و صنفی، مجازات اعدام، اِعمال شکنجه (روحی و جسمی) و عدم دسترسی به حقوق و شرایط انسانی اقداماتی هستند که نه تنها موجب رعب و وحشت فعالین و جامعه نشده که اتفاقا تضاد و شکاف میان آنان و وضعیت موجود را افزایش داده است.
تعجبآور است که هنوز هم باید درباره این موضوع صحبت کنیم. اما با وجود پیشرفتهایی که در چند دهه اخیر حاصل شده، بسیاری از دختران و زنان همچنان با تبعیض و محرومیت روبرو هستند – و گاهی حتی خشونت یا دشمنی آشکار – تنها بهخاطر زن بودنشان.
به قلم ساجده پروازی؛ روانشناس مهروماه

“هیچ کودکی نباید میان زنده ماندن و آموختن یکی را انتخاب کند؛ فقر این حق انتخاب را از او میگیرد.”
سلامت جسمی ضعیف: کودکانی که در فقر زندگی میکنند، بیشتر در معرض سوءتغذیه، بهداشت ضعیف و نداشتن دسترسی به مراقبتهای پزشکی قرار دارند که میتواند منجر به مشکلات سلامتی و تأخیر در رشد شود.
دختر جوانی پر از شور، از آنهایی که چشمهایشان برق میزند وقتی از رؤیاهایشان حرف میزنند. در دلش رویاهای بلندی میپروراند—از استایلهای مد روز تا ساختن دنیایی که در آن، خودش باشد، بینیاز از تأیید. اما دنیا برای زهره همیشه اینقدر رنگی نبود.
ما جمعی از سازمان های غیر دولتی ایرانی فعال در حوزه ی حقوق کودک با بیش از سه دهه فعالیت، با نگرانی عمیق نسبت به فاجعه انسانی جاری در غزه، این نامه را خطاب به یونیسف ارسال می کنیم. کودکان غزه تحت محاصره ای غیر انسانی با محدودیت شدید دسترسی به غذا، آب آشامیدنی، دارو و سرپناه، در معرض گرسنگی، بیماری های قابل پیشگیری و مرگ قرار دارند.


تحلیل جامعهشناختی قتلهای ناموسی اخیر در ایران و واکنش اجتماعی
نگاهی به دلایل قتل ناموسی در ملأعام و سکوت تماشاگران






