زن کشی تجاوز به انسانیت است؛ سکوت نکنیم
باز هم چند زن دیگر کشته شدند.زن جوانی در کرج بهخاطر مهریه با شلیک گلوله توسط همسر سابقش به قتل رسید. زن مترجمی در غرب تهران به شکل مشکوکی جان باخت. زنی دیگر در آتش سوخت و حالا فرضیه قتل و صحنهسازی مطرح شده است. دختر جوانی در شهرکرد، پس از درخواست خودروی اینترنتی، قربانی خشونتی مرگبار شد.و ما باز هم داریم این خبرها را کنار هم میگذاریم، جزئیات هولناکشان را میخوانیم و بار دیگر از مسئولان میخواهیم که بالاخره برای امنیت زنان اقدام مؤثر و فوری انجام دهند؛ اما هر سال، پیش از آنکه پاسخی واقعی داده شود، خبر زنکشیهای تازه از راه میرسد.
چند زن دیگر باید کشته شوند تا «خشونت علیه زنان» به عنوان یک بحران فوری و عمومی به رسمیت شناخته شود؟چند پرونده دیگر باید با عنوانهایی مثل اختلاف خانوادگی، قتل ناموسی، مهریه، سوءظن یا جنایتهای «شخصی» بسته شوند تا بالاخره پذیرفته شود که این قتلها فردی و استثنایی نیستند، بلکه نتیجه ساختاری هستند که در آن امنیت زنان اولویت ندارد؟
زنانی که بارها تهدید میشوند، اغلب هیچ پناهگاه امن، حمایت حقوقی مؤثر یا امکان واقعی برای نجات خود ندارند. قوانین بازدارنده نیستند، روندهای حمایتی ناکارآمدند و مجازاتها تناسبی با عمق این خشونت سیستماتیک ندارند. هنوز هم در بسیاری از موارد، زن باید آنقدر در معرض تهدید بماند تا خبر قتلش منتشر شود و تازه بعد از مرگش همه از «پیگیری پرونده» حرف بزنند.
سالهاست درباره لایحه منع خشونت علیه زنان صحبت میشود؛ لایحهای که آنقدر دستخوش تغییر و حذف شد که بسیاری معتقدند روح اولیهاش از بین رفت. با این همه، حتی همان نسخه تغییر یافته نیز هنوز به قانونی اجرایی و مؤثر برای حمایت از زنان تبدیل نشده است. در شرایطی که زنان هر روز بیشتر در معرض خشونت قرار میگیرند، نبود قانونی شفاف، بازدارنده و حمایتی، خود بخشی از بحران است.
چرا هنوز قانونی جامع و اجرایی برای حمایت فوری از زنان در معرض خشونت وجود ندارد؟چرا تهدید، تعقیب، خشونت خانگی و آزارهای مداوم پیش از قتل جدی گرفته نمیشوند؟چرا امنیت زنان باید وابسته به شانس، سکوت یا تحمل باشد؟
این فقط مطالبه مجازات قاتلان نیست؛ مطالبه پیشگیری است.مطالبه امنیت است.مطالبه آموزش، حمایت، پناهگاه، خطهای امدادی مؤثر، مداخله فوری و قوانینی است که جان زنان را ارزشمند بدانند، نه اینکه بعد از هر قتل فقط وعده بررسی داده شود.
آنچه هر روز بیشتر میشود، نگرانی و ناامیدی نسبت به امنیت زنان و دختران این سرزمین است؛ زنانی که باید بتوانند در خانه، خیابان، محل کار، خودرو، یا حتی در مسیر خرید دارو، احساس امنیت داشته باشند. “جامعهای که نتواند امنیت و حقوق زنان را تضمین کند، هر روز بخشی از انسانیت خود را از دست میدهد.





آموزش کودکان که با مجازی شدنهای پیدرپی عملا کودکان را به حال خود رها کرده






پشت لایکها؛ کودکیای که به فروش میرود
این روزها کودکانی در اینستاگرام اکانت عمومی دارند که بعضی از آنها بیش از یک میلیون فالوئر دارند و هر روز مجبورند جلوی دوربین ژست بگیرند. یک میلیون فالوئر؛ یعنی یک میلیون چشم. و روشن است که در میان آنها، افراد سودجو و فرصتطلب هم حضور دارند. هر عکس، هر ویدئو و هر لایک میتواند این کودکان را در معرض خطرهای جدی و بلندمدت قرار دهد—خطرهایی که اغلب والدین یا از آنها بیخبرند، یا بهخاطر منافع مالی، شهرت یا «عادیسازی» این فضا، عامدانه بر آنها چشم میبندند.














در روز جهانی منع خشونت علیه زنان، ما بار دیگر صدای زنانی میشویم که در سکوتِ قانون، در سایهی بیپناهی و در دل ساختارهای تبعیضآمیز، هر روز خشونت را زیستهاند. زنانی که در جامعهای زندگی میکنند که هنوز «حقِ زیستن بدون خشونت» را برای آنان مسلم نمیداند و قوانینش، بهجای حمایت، آنان را بارها و بارها تنها گذاشته است.
