زنان افغانستانی و آزمون فراموش شده وجدان جهانی

🔸رنج زنان افغانستان از امروز آغاز نشده است و آزمون فراموش شده وجدان جهانی ست
سال‌هاست که دختری در افغانستان باید آرزوهایش را پشت درهای بسته مدرسه جا بگذارد، زنی باید شغلش را از دست بدهد، مادری باید نگران باشد که آیا دخترش فردا حق خواهد داشت درس بخواند، کار کند یا حتی بی‌هراس در خیابان قدم بزند.
حالا خبر بازداشت زنانی که به‌زعم حاکمان «حجاب مورد نظر» را رعایت نکرده‌اند، تنها یک خبر تازه نیست؛ ادامه زنجیره‌ای از محرومیت‌هاست. زنجیره‌ای که از حذف زنان از آموزش و اشتغال آغاز شد و امروز تا نظارت بر چهره، صدا و حضور آنان در فضای عمومی پیش رفته است.
تاریخ، ملت‌ها را فقط با آنچه انجام داده‌اند قضاوت نمی‌کند؛ با سکوت‌هایی که در برابر رنج دیگران اختیار کرده‌اند نیز به یاد می‌آورد.
جهان نباید به دیدن تصاویر زنان افغانستان عادت کند؛ زنانی که هر روز بخشی از حقوق اولیه انسانی‌شان را از دست می‌دهند و هر بار این محدودیت‌ها با نامی تازه بازمی‌گردد.
زنان افغانستان به دلسوزی نیاز ندارند؛ به همبستگی نیاز دارند. به صدایی که بگوید حق آموزش، حق کار، حق انتخاب پوشش، حق حضور در جامعه و حق زیستن با کرامت، امتیاز نیست؛ حق هر انسان است.
افغانستان امروز فقط میدان نبرد بر سر پوشش زنان نیست؛ آزمونی است برای وجدان جهانی. و هیچ وجدانی نباید در برابر این رنج طولانی، خاموش بماند.

بیانیه مشترک سازمان‌های مردم‌نهاد و فعالان حوزه کودک به مناسبت روز جهانی مبارزه با کار کودک

۲۲ خرداد ۱۴۰۵

در روز جهانی مبارزه با کار کودک، ما جمعی از سازمان‌های مردم‌نهاد، فعالان اجتماعی، متخصصان و کنشگران حوزه کودک، بر این اصل تأکید می‌کنیم که کودکی حق هر کودک است؛ حقی که امروز برای شمار زیادی از کودکان، زیر فشار فقر، نابرابری، محرومیت آموزشی، مهاجرت، ناامنی اقتصادی و پیامدهای جنگ و ناامنی‌های ناشی از آن، به‌طور جدی نقض می‌شود.

ماده ۳۲ پیمان‌نامه حقوق کودک، مقاوله‌نامه شماره ۱۸۲ سازمان بین‌المللی کار و قوانین داخلی، بر حمایت از کودکان در برابر بهره‌کشی اقتصادی و اشکال زیان‌بار کار تأکید دارند. با این حال، واقعیت زندگی بسیاری از کودکان نشان می‌دهد که میان این تعهدات و وضعیت موجود، فاصله‌ای عمیق وجود دارد.

امروز کار کودک، ترک تحصیل و محرومیت از فرصت‌های رشد و یادگیری، همچنان واقعیتی انکارناپذیر در زندگی بسیاری از کودکان است. فشارهای اقتصادی، گسترش فقر، کاهش امنیت معیشتی خانواده‌ها و پیامدهای جنگ و ناامنی‌های ناشی از آن، این وضعیت را تشدید کرده و کودکان بیشتری را از حق آموزش، سلامت، امنیت و رشد محروم ساخته است.

ما همچنین نسبت به عادی‌سازی کار کودک هشدار می‌دهیم. هیچ بحران اقتصادی یا اجتماعی نباید بهانه‌ای برای پذیرش کار کودک یا محرومیت کودکان از حقوق بنیادینشان باشد. پذیرش کار کودک به‌عنوان راه‌حلی برای مشکلات معیشتی، نه‌تنها حقوق کودکان را نادیده می‌گیرد، بلکه به تداوم چرخه فقر و نابرابری نیز دامن می‌زند.

بر این اساس، مطالبات نهادهای امضا کننده این بیانیه را در آستانه ۱۲ ژوئن به شرح ذیل اعلام می‌داریم :

• تضمین دسترسی همه کودکان، بدون هرگونه تبعیض، به آموزش باکیفیت و جلوگیری از بازماندگی از تحصیل؛

• تقویت حمایت‌های اجتماعی و معیشتی از خانواده‌های در معرض فقر و آسیب؛

• حمایت ویژه از کودکان مهاجر، کودکان بازمانده از تحصیل و سایر گروه‌های در معرض آسیب؛

• توسعه خدمات سلامت روان و حمایت‌های روانی ـ اجتماعی برای کودکان و خانواده‌ها؛

• اجرای مؤثر قوانین مرتبط با منع کار کودک و مقابله با بهره‌کشی اقتصادی از کودکان؛

• اصلاح و اجرای مؤثر سیاست‌ها و تنظیمات بازار کار به‌منظور پیشگیری از به‌کارگیری کودکان و حذف اشکال مختلف کار کودک در بخش‌های رسمی و غیررسمی اقتصاد؛

• تقویت مسئولیت‌پذیری و پاسخگویی بخش خصوصی، کارفرمایان و بنگاه‌های اقتصادی در پیشگیری از کار کودک و رعایت حقوق کودک در تمامی مراحل فعالیت و زنجیره تأمین؛

• گسترش برنامه‌های آگاهی‌بخشی عمومی درباره پیامدهای کار کودک و حقوق کودکان، با بهره‌گیری از ظرفیت رسانه ملی، رسانه‌های دولتی و عمومی و سایر ابزارهای ارتباطی و آموزشی کشور؛

• فراهم کردن زمینه مشارکت مؤثر نهادهای مدنی و جوامع محلی در برنامه‌ریزی‌ها و اقدامات مرتبط با حقوق کودک.

در سالی که شعار جهانی روز مبارزه با کار کودک «کارت قرمز به کار کودک؛ بازی جوانمردانه برای کودکان و کار شایسته برای بزرگسالان» انتخاب شده است، ما نیز کارت قرمز خود را به هرگونه بهره‌کشی از کودکان، محرومیت از آموزش، بازماندگی از تحصیل و نقض حق کودکی نشان می‌دهیم.

کودکی حق است؛ نه امتیاز، نه نیروی کار ارزان و نه بهایی که کودکان برای بحران‌های بزرگسالان بپردازند.

 

این بیانیه از طرف موسسات زیر تهیه و منتشر می‌شود:

۱_ انجمن پژوهش‌های آموزشی پویا

۲_ انجمن حمایت از حقوق کودکان

۳_ انجمن حمایت از کودکان کار

۴_ انجمن پرنده درخت کوچک

۵-موسسه درخت کوچک زندگی( قزوین)

۶- موسسه توسعه پایدار اردیبهشت ( زاهدان)

۷- انجمن حمایت از کودکان ونوجوانان توانیاب

۸- انجمن حمایت ویاری آسیب دیدگان اجتماعی

۹- انجمن دوستداران کودک پویش

۱۰- انجمن دوستداران کودک کرمان

۱۱- انجمن یاری کودکان در معرض خطر

۱۲- گروه تلاشگران یاری همدل

۱۳- گروه فرهنگی اجتماعی کیانا

۱۴- موسسه انسان دشواری وظیفه

۱۵- موسسه درخت کوچک زندگی

۱۶- موسسه توانمندسازی مهروماه

۱۷- موسسه توانمندسازی ندای ماندگار دروازه غار

۱۸- موسسه شکوفایی استعدادهای کودکان مهر ،

۱۹- موسسه کنشگران فرزانه (اجتماعی)

۲۰- موسسه نوید زندگی کوشا

۲۱- موسسه یاریگران کودکان کار پویا

۲۲- موسسه بنیاد نوای مهر تاک

زن کشی تجاوز به انسانیت است؛ سکوت نکنیم

باز هم چند زن دیگر کشته شدند.زن جوانی در کرج به‌خاطر مهریه با شلیک گلوله توسط همسر سابقش به قتل رسید. زن مترجمی در غرب تهران به شکل مشکوکی جان باخت. زنی دیگر در آتش سوخت و حالا فرضیه قتل و صحنه‌سازی مطرح شده است. دختر جوانی در شهرکرد، پس از درخواست خودروی اینترنتی، قربانی خشونتی مرگبار شد.و ما باز هم داریم این خبرها را کنار هم می‌گذاریم، جزئیات هولناکشان را می‌خوانیم و بار دیگر از مسئولان می‌خواهیم که بالاخره برای امنیت زنان اقدام مؤثر و فوری انجام دهند؛ اما هر سال، پیش از آنکه پاسخی واقعی داده شود، خبر زن‌کشی‌های تازه از راه می‌رسد.
چند زن دیگر باید کشته شوند تا «خشونت علیه زنان» به عنوان یک بحران فوری و عمومی به رسمیت شناخته شود؟چند پرونده دیگر باید با عنوان‌هایی مثل اختلاف خانوادگی، قتل ناموسی، مهریه، سوءظن یا جنایت‌های «شخصی» بسته شوند تا بالاخره پذیرفته شود که این قتل‌ها فردی و استثنایی نیستند، بلکه نتیجه ساختاری هستند که در آن امنیت زنان اولویت ندارد؟
زنانی که بارها تهدید می‌شوند، اغلب هیچ پناهگاه امن، حمایت حقوقی مؤثر یا امکان واقعی برای نجات خود ندارند. قوانین بازدارنده نیستند، روندهای حمایتی ناکارآمدند و مجازات‌ها تناسبی با عمق این خشونت سیستماتیک ندارند. هنوز هم در بسیاری از موارد، زن باید آن‌قدر در معرض تهدید بماند تا خبر قتلش منتشر شود و تازه بعد از مرگش همه از «پیگیری پرونده» حرف بزنند.
سال‌هاست درباره لایحه منع خشونت علیه زنان صحبت می‌شود؛ لایحه‌ای که آن‌قدر دستخوش تغییر و حذف شد که بسیاری معتقدند روح اولیه‌اش از بین رفت. با این همه، حتی همان نسخه تغییر یافته نیز هنوز به قانونی اجرایی و مؤثر برای حمایت از زنان تبدیل نشده است. در شرایطی که زنان هر روز بیشتر در معرض خشونت قرار می‌گیرند، نبود قانونی شفاف، بازدارنده و حمایتی، خود بخشی از بحران است.
چرا هنوز قانونی جامع و اجرایی برای حمایت فوری از زنان در معرض خشونت وجود ندارد؟چرا تهدید، تعقیب، خشونت خانگی و آزارهای مداوم پیش از قتل جدی گرفته نمی‌شوند؟چرا امنیت زنان باید وابسته به شانس، سکوت یا تحمل باشد؟
این فقط مطالبه مجازات قاتلان نیست؛ مطالبه پیشگیری است.مطالبه امنیت است.مطالبه آموزش، حمایت، پناهگاه، خط‌های امدادی مؤثر، مداخله فوری و قوانینی است که جان زنان را ارزشمند بدانند، نه اینکه بعد از هر قتل فقط وعده بررسی داده شود.
آنچه هر روز بیشتر می‌شود، نگرانی و ناامیدی نسبت به امنیت زنان و دختران این سرزمین است؛ زنانی که باید بتوانند در خانه، خیابان، محل کار، خودرو، یا حتی در مسیر خرید دارو، احساس امنیت داشته باشند. “جامعه‌ای که نتواند امنیت و حقوق زنان را تضمین کند، هر روز بخشی از انسانیت خود را از دست می‌دهد.

بیانیه جمعی سازمان‌های مردم‌نهاد و فعالان حقوق کودک درباره محدودسازی اینترنت و نابرابری دیجیتال

بیانیه جمعی سازمان‌های مردم‌نهاد و فعالان حقوق کودک درباره محدودسازی اینترنت و نابرابری دیجیتال
ما، جمعی از سازمان‌های مردم‌نهاد و فعالان حوزه حقوق کودک، نگرانی و اعتراض خود را نسبت به تداوم محدودسازی، قطع و طبقاتی‌سازی اینترنت اعلام می‌کنیم؛ روندی که بیش از همه، کودکان و نوجوانان، به‌ویژه در مناطق محروم را متضرر کرده و شکاف آموزشی، اجتماعی و اقتصادی را عمیق‌تر می‌کند.
امروز دسترسی آزاد و برابر به اینترنت، دیگر یک امکان لوکس نیست، بلکه بخشی از حقوق بنیادین همگان و به‌ویژه کودکان و نوجوانان است؛ حقی مرتبط با آموزش، دسترسی به اطلاعات، مشارکت اجتماعی، رشد فردی و توانمندسازی. محروم‌کردن کودکان و نوجوانان از اینترنت جهانی، به معنای محروم‌کردن آنان از فرصت یادگیری، مهارت‌آموزی، خلاقیت، ارتباط با جهان و آمادگی برای آینده است.
جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۷۳ به پیمان‌نامه حقوق کودک پیوسته و متعهد به اجرای آن شده است. بر اساس مواد ۱۳، ۱۷ و ۲۸ این پیمان‌نامه، کودکان و نوجوانان حق دارند به اطلاعات، منابع آموزشی و امکانات یادگیری دسترسی داشته باشند و دولت‌ها موظف به تسهیل این دسترسی‌اند. همچنین حق دسترسی آزاد و برابر شهروندان به اطلاعات، از الزامات توسعه عادلانه و مشارکت اجتماعی در جهان امروز است. با این حال، محدودسازی اینترنت و ایجاد دسترسی تبعیض‌آمیز، عملاً این حقوق را نقض می‌کند.
در سال‌های اخیر، آموزش غیرحضوری و استفاده از منابع آنلاین به بخشی جدایی‌ناپذیر از فرآیند آموزش تبدیل شده است. در شرایطی که نظام آموزشی کشور خود با مشکلاتی چون کمبود امکانات، نابرابری آموزشی، کمبود معلمان متخصص و فقر منابع یادگیری روبه‌روست، قطع یا محدودسازی اینترنت جهانی، این مشکلات را دوچندان می‌کند و کودکان و نوجوانان مناطق محروم را بیش از دیگران از آموزش باکیفیت دور نگه می‌دارد.
هرچند در بسیاری از مناطق محروم، دسترسی به اینترنت و زیرساخت‌های ارتباطی همچنان دشوار و محدود است، اما محرومیت از اینترنت جهانی، به‌طور چشمگیری از کیفیت، جذابیت و غنای منابع کمک‌آموزشی می‌کاهد. کودکان و نوجوانان، به‌ویژه در آموزش غیرحضوری، بیش از گذشته به محتوای متنوع، به‌روز و تعاملی نیاز دارند و معلمان و فعالان آموزشی نیز برای استفاده از روش‌های نوین تدریس و منابع آموزشی متناسب با نسل جدید، به اینترنت جهانی وابسته‌اند. محدودسازی اینترنت، نه‌تنها فرصت یادگیری را محدود می‌کند، بلکه نابرابری آموزشی و شکاف میان گروه‌های برخوردار و فرودست را با سرعت بیشتری گسترش می‌دهد.
از سوی دیگر، قطع و اختلال گسترده اینترنت تنها بر آموزش اثر نمی‌گذارد، بلکه بر معیشت خانواده‌ها و امنیت اقتصادی آنان نیز تأثیر مستقیم دارد. بسیاری از والدین، کسب‌وکارها و مشاغل خود را بر بستر اینترنت بنا کرده‌اند و آسیب به معیشت خانواده‌ها، مستقیماً زندگی، امنیت روانی و فرصت‌های رشد کودکان را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
وقتی اینترنت آزاد و باکیفیت به امتیازی برای گروهی محدود تبدیل می‌شود، تبعیض آموزشی، اجتماعی و اقتصادی به شکلی ساختاری بازتولید می‌شود. هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند از عدالت آموزشی و برابری فرصت‌ها سخن بگوید اما همزمان دسترسی برابر مردم به دانش، اطلاعات و ارتباط با جهان را محدود کند.
ما تأکید می‌کنیم که دسترسی آزاد، امن و برابر به اینترنت، بخشی از حقوق بنیادین همگان و ضرورتی انکارناپذیر برای آینده کودکان و نوجوانان در جهان امروز است و هر سیاستی که به محرومیت دیجیتال، گسترش شکاف آموزشی و تعمیق نابرابری منجر شود، آثار بلندمدت و جبران‌ناپذیری بر جامعه خواهد داشت.
ما خواهان پایان‌دادن به محدودیت‌های گسترده اینترنت، توقف روند طبقاتی‌سازی دسترسی دیجیتال و تضمین حق برابر همه شهروندان، برای دسترسی آزاد و باکیفیت به اینترنت جهانی هستیم.
۱_ انجمن پژوهشی های آموزشی پویا

۲_ انجمن حمایت از حقوق کودکان

۳_ انجمن حمایت از کودکان کار

۴_ انجمن پرنده درخت کوچک

۵- انجمن حمایت از کودکان و نوجوانان توانیاب

۶- انجمن حمایت ویاری آسیب دیدگان اجتماعی ( احیا ارزش ها)

۷- انجمن دوستداران کودک پویش

۸- انجمن دوستداران کودک کرمان

۹- انجمن یاری کودکان در معرض خطر

۱۰- گروه تلاشگران یاری همدل

۱۱- موسسه انسان دشواری وظیفه

۱۲- موسسه درخت کوچک زندگی

۱۳- موسسه توانمندسازی مهروماه

۱۴- موسسه توانمندسازی ندای ماندگار دروازه غار

۱۵- موسسه شکوفایی استعدادهای کودکان مهر

۱۶- موسسه کنشگران فرزانه (اجتماعی)

۱۷- موسسه نوید زندگی کوشا

۱۸- موسسه یاریگران کودکان کار پویا

جامعه بیش از هر زمان دیگری نیازمند «همدلی» است؛

در روزهایی که فشارهای اقتصادی، ناامنی‌های روانی و خستگی جمعی بر زندگی مردم سایه انداخته، جامعه بیش از هر زمان دیگری نیازمند «همدلی» است؛ اما آنچه بیش از پیش خود را نشان می‌دهد، دو قطبی شدن، مرزبندی‌های تند و ناتوانی در تحمل دیگری است.

گویی هرکس ناگزیر است در یکی از دو سوی یک خط بایستد؛ یا «با ما» یا «بر ما».

در چنین فضایی، تفاوت در اندیشه نه به عنوان فرصتی برای گفت‌وگو، بلکه به عنوان تهدیدی برای حذف تلقی می‌شود. این در حالی‌ست که هیچ جامعه‌ای با حذف صداهای متفاوت، به بلوغ فکری و اجتماعی نمی‌رسد.

واقعیت این است که در شرایط دشوار، روان انسان‌ها آسیب‌پذیرتر می‌شود. اضطراب، خشم، ناامیدی و احساس بی‌قدرتی می‌تواند به شکل‌گیری قضاوت‌های سریع، برچسب‌زنی و طرد دیگری منجر شود. اما همین‌جا نقطه‌ای‌ست که باید آگاهانه مکث کرد.

هر انسانی، روایتی دارد؛ تجربه‌ای زیسته که بر نگاه و انتخاب‌هایش اثر گذاشته است. ما لزوماً قرار نیست با این نگاه‌ها موافق باشیم، اما می‌توانیم آن‌ها را بفهمیم.

همدلی به معنای پذیرش عقاید دیگران نیست؛ بلکه به معنای به رسمیت شناختن «انسانِ» پشت آن عقیده است. ما می‌توانیم مخالف باشیم، نقد کنیم، حتی مرزبندی داشته باشیم—اما بدون تحقیر، بدون حذف، بدون نفرت.

جامعه‌ای که در آن افراد نتوانند دیگری را تحمل کنند، به تدریج به جزایر جداافتاده‌ای تبدیل می‌شود که هیچ پلی میان‌شان وجود ندارد. در چنین شرایطی، نه گفت‌وگویی شکل می‌گیرد و نه راه‌حلی جمعی برای عبور از بحران‌ها.

دگردوستی، یعنی توان دیدن رنج دیگری—حتی اگر شبیه ما فکر نکند. یعنی اینکه بدانیم درد، مرز ایدئولوژیک نمی‌شناسد. وقتی فشار بر زندگی مردم زیاد می‌شود، آنچه می‌تواند ما را حفظ کند نه یکدستی فکری، بلکه پیوند انسانی است.

شاید وقت آن رسیده که به جای تلاش برای «قانع کردن» یکدیگر، کمی بیشتر برای «فهمیدن» وقت بگذاریم.نه برای اینکه شبیه هم شویم، بلکه برای اینکه در عین تفاوت، کنار هم بمانیم.

روز جهانی کارگر گرامی باد. کارگران؛ ستون های اصلی هر جامعه

روز جهانی کارگر، یادآور شان و کرامت انسانی کارگرانی است که ستون‌های اصلی هر جامعه را می‌سازند. اما امروز در شرایط پس از جنگ و در سایه نابسامانی‌های اقتصادی، بیش از هر زمان دیگری، زندگی بر کارگران سخت و طاقت‌فرسا شده است.کاهش شدید قدرت خرید، تورم فزاینده، و افزایش بیکاری، به ویژه در شرایط پس از جنگ، نه تنها معیشت کارگران را با تهدید جدی مواجه کرده، بلکه به گسترش نگران کننده پدیده “کودکان کار” نیز دامن زده‌است. افزایش گرانی، توان معیشتی را به شدت کاهش داده و کارگران، به ویژه کارگران روزمزد، بیشترین فشار را تحمل می‌کنند. افزایش بیکاری، تعدیل‌های گسترده و رکود تولید در کشور، زنجیره‌ای از مشکلات را رقم زده که نتیجه‌ آن چیزی جز سقوط سطح زندگی مردم، خصوصا جامعه کارگری نیست.در چنین شرایطی، نبود یک نظام حمایتی پایدار و کارآمد بیش از پیش خود را نشان می‌دهد.
حمایت‌های مقطعی و کوتاه مدت، اگر چه ممکن است برای مدتی فشار را کاهش دهند، اما به دلیل نداشتن پشتوانه‌ای ساختاری، نمی‌توانند امنیت اقتصادی ایجاد کنند. کارگران بیش از هر چیز به ثبات نیاز دارند، به سیاست‌هایی که بتواند اشتغال پایدار، قدرت خرید واقعی و دسترسی به حداقل‌های یک زندگی آبرومند را تضمین کند.
مسئله کارگران تنها دستمزد نیست، بلکه مجموعه‌ای از عوامل درهم تنیده است. از بازار کار گرفته تا سیاست‌های اقتصادی و نظام حمایتی. تا زمانی که این نگاه جامع شکل نگیرد، فاصله میان زندگی کارگران و استانداردهای یک معیشت قابل قبول، همچنان رو به افزایش خواهد بود.
حمایت موثر از اقشار آسیب‌پذیر، ایجاد فرصت‌های شغلی پایدار، مهار تورم و طراحی نظام‌های حمایتی کارآمد دیگر انتخاب نیست، بلکه ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است.
روز جهانی کارگر، فرصتی است برای بازنگری در مسیر طی شده و تعهدی دوباره به عدالت اجتماعی.

🔻آموزش کودکان که با مجازی شدن‌های پی‌در‌پی عملا کودکان را به حال خود رها کرده

🔻آموزش کودکان که با مجازی شدن‌های پی‌در‌پی عملا کودکان را به حال خود رها کرده

بار دیگر با توقف کامل آموزش حضوری این بار به دلیل نگرانی‌های امنیتی در جنگ، مدارس ناچار شدند آموزش را از طریق سامانه شاد، مدرسه تلویزیونی و بسته‌های آموزشی دنبال کنند؛ این اولین بار نیست که کودکان تحت چنین شرایطی قرار است “آموزش” ببینند. آموزش مجازی تقریبا از زمان کرونا آغاز شد که بُعد جهانی داشت. اما مدارس در ایران به بهانه‌های مختلف چون آلودگی هوا، سرما، گرما، کمبود گاز، کمبود برق و … از اولین جاهایی هستند که یا تعطیل می‌شوند یا آموزش مجازی را در پیش می‌گیرند. طبق گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، آموزش مجازی با افت شدید کیفیت و کاهش بیش از ۶۰ درصدی ساعات آموزش همراه بوده است.
هنگامی که مدارس را تعطیل می‌کنیم، درواقع به شرایط نامناسب و به اصلاح دو سر باخت می‌رسیم، زیرا بدون راهکاری‌های اساسی مشکلات ماندگار خواهد بود و دانش‌آموزان نیز با کیفیت نامطلوبی آموزش می‌بینند و عملا در با تعطیلی و مجازی کردن مدارس صورت مساله پاک می شود.
البته در زمان جنگ بسیار طبیعی است که مدارس تعطیل شوند اما حتی در شرایط جنگی هم می‌توان فضاهای امنی با پروتکل‌های تدوین شده برای آموزش کودکان فراهم کرد. اما امروز که ۲۰ روز از اعلام آتش‌بس می‌گذرد همچنان مدارس به صورت مجازی برگزار می‌شود در حالیکه در این مدت آموزش و پروش با یک برنامه منسجم می‌توانست کودکان را راهی مدرسه کند تا کودکان و نوجوانان نیز فرصتی برای تعامل و دوستی و یادگیری و همدلی را داشته باشند اما گویا این موارد در اولویت برنامه‌های دولت نیست و با مجازی کردن عملا هیچ نقشی در آموزش کودکان ندارند.
محدودیت‌های فناوری، ضعف زیرساخت اینترنت و ناتوانی برخی خانواده‌ها در تهیه ابزارهای هوشمند باعث شده دست‌کم ۲ میلیون دانش‌آموز از آموزش مجازی محروم بمانند و خطر تعمیق شکاف آموزشی افزایش یابد. مرکز پژوهش‌های مجلس در گزارشی تاکید کرده است که کاهش تعامل معلم و دانش‌آموز، افت کیفیت ارزشیابی، و حذف بخشی از کارکردهای اجتماعی مدرسه، عمق یادگیری کودکان را به طور جدی تهدید می‌کند.
علاوه بر اینها، مشکلاتی که برای برگزاری کلاس‌های آنلاین وجود دارند، معلم‌ها، والدین و بیشتر مادران را از پا درآورده. در شرایط عادی، کودکان زمانی که قرار است صرف آموزش رسمی شود را در مدرسه سپری می‌کنند و والدین قرار نیست این وظیفه را نیز به دوش بکشند.استمرار آموزش در شرایط بحرانی یکی از مولفه‌های مهم تاب‌آوری اجتماعی به شمار می‌آید.در مقابل، هرگونه توقف در روند آموزش پیامدهای آموزشی قابل‌توجهی به دنبال دارد.
آثار منفی وقفه در آموزش در سال‌های تحصیلی آینده نیز نمایان خواهد شد. به همین دلیل، یافتن راهکارهایی برای ادامه آموزش در شرایط بحران از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و دولت و آموزش و پروش باید برای حل این بحران برنامه‌های اساسی داشته باشند تا کودکان این سرزمین بیش از این آسیب نبینند.

صلح را به جهان کودکان بازگردانید

صلح را به جهان کودکان بازگردانید


متاسفانه چند روزی است که کشور عزیز ما ایران در آتش یک جنگ تمام عیار می‌سوزد. زیرساخت‌ها در معرض تهدید قرار گرفته و هموطنان بی دفاع و بی‌گناه هر روزه قربانی این جنگ خانمان‌سوز می‌شوند. در این میان واقعه تلخ انفجار مدرسه ابتدایی میناب، که طی آن ۱۶۵ کودک به همراه کادر آموزشی مدرسه با بمب‌های اسرائیلی و آمریکایی جان باختند، متاسفانه تاییدی مجدد بر این اصل است که هر جنگی، جنگ علیه کودکان است و از سوی همه فعالان و دوستداران حقوق کودکان محکوم است.
ما جمعی از تشکل‌های فعال در عرصه حمایت از حقوق کودکان ضمن ابراز همدلی و همدردی با خانواده‌های این کودکان و معلمان از دست رفته، و نیز عرض تسلیت به مردم رنجدیده و بازماندگان تمامی جان‌های عزیز از دست رفته در وقایع اخیر، بار دیگر بر این اصل مهم تاکید می‌کنیم هر گلوله‌ای که شلیک می‌شود، در نهایت زندگی و سرنوشت کودکان را هدف قرار می‌دهد.
پیش‌تر نیز در بیانیه‌های مختلف، به دفعات بر ضرورت خشونت پرهیزی و اهتمام بر ساختن شرایطی ایمن برای زندگی کودکان ودر اولویت قرار گرفتن منافع عالیه کودکان تاکیده کرده بودیم. هشدارآن روزهای ما تلاشی بود برای جلوگیری از وقایع خونبار این روزها.
اکنون نیز بر این مهم تاکید می‌کنیم که تنها راه نجات کودکان از چرخه فقر و نابرابری و خشونت، اولویت قراردادن منافع عالیه کودکان در همه تصمیم گیری‌ها و سیاستگذاری‌ها و احترام به حق بقا و زندگی آنان است .
جنگ افروزی و وقایع خونبار این روزها، نه تنها زندگی امروز کودکان را در معرض تهدید قرار داده است، بلکه نگرانی از دست رفتن تمامیت ارضی و تمامی زیرساخت‌هایی است که قرار است فردای کودکان این کشور بر پایه آن‌ها استوار گردد را نیز به همراه دارد.
ضمن آن که احساس نا امنی و آسیب‌های روحی ناشی از وقوع جنگ و ترس و وحشت و ترومای حاصل از آن می‌تواند برای سال‌های طولانی در روح و روان کودکان باقی‌مانده و سلامت و رفتار آینده آنان را نیز تحت تاثیر قرار دهد.
ما ضمن هشدار مجدد نسبت به اقداماتی که منجر به تهدید امنیت و مصالح کودکان می‌شود، اقدامات جنگ طلبانه و خشونت‌بار تمامی کسانی که به خاطر حفاظت از منافع خودمرتکب این جنایات شده اند را شدیدا محکوم کرده و خواستار توقف سریع این اقدامات و استقرار صلح در منطقه هستیم. از سازمان ملل، یونیسف و همه جهانیان صلح طلب درخواست می‌کنیم به این جنگ بی‌رحمانه علیه هموطنان عزیز ما به خصوص کودکان پایان دهند.
ما تاکید می‌کنیم هدف قراردادن کودکان و بیماران وزندانیان نقض آشکار حقوق انسانی و همه معاهدات بین‌المللی است.
ما بر این باوریم که برخورداری از امنیت، آرامش و شادی، ضرورت و حق مسلم همه کودکان است.

بیانیه را در روزنامه “پیام ما” هم‌می‌توانید بخوانید👇

*تاریخ انتشار بیانیه ۱۳ اسفند ۱۴۰۴ می‌باشد و به دلیل عدم دسترسی به اینترنت در زمان حال آن را منتشر کردیم.

ما سال نو را آغاز کردیم، اما نه با آرامش و امیدی که شایسته آن هستیم؛ بلکه با قلب‌هایی سنگین از اندوه، در میانه یکی از تلخ‌ترین فصل‌های تاریخ سرزمین‌مان.

ما سال نو را آغاز کردیم، اما نه با آرامش و امیدی که شایسته آن هستیم؛ بلکه با قلب‌هایی سنگین از اندوه، در میانه یکی از تلخ‌ترین فصل‌های تاریخ سرزمین‌مان.
چهل روز و شب، آسمان شهرها و روستاهایمان شاهد رنجی بی‌پایان ناشی از تجاوز آشکار امریکا و رژیم اسرائیل بود. صدای زندگی، جای خود را به اضطراب و ناامنی داد و خانه‌هایی که باید مأمن آرامش باشند، در سایه ترس فرو رفتند. در این میان، کودکان، کوچک‌ترین و بی‌دفاع‌ترین اعضای جامعه، بیش از همه بار این درد را بر دوش کشیدند.
کودکانی که باید در کلاس‌های درس، با رویاهای رنگی خود آینده را می‌ساختند، ناگهان با واقعیتی تلخ و ناعادلانه روبه‌رو شدند. حادثه تلخ حمله وحشیانه امریکا به “مدرسه میناب” در روز نخست جنگ، که جان ۱۶۸ دانش‌آموز را گرفت، زخمی عمیق بر وجدان جمعی ماست؛ زخمی که نه‌تنها یک جامعه، بلکه انسانیت را به سوگ نشاند. مدرسه باید پناه باشد، نه صحنه فقدان.
در میان این تاریکی، ما در موسسه «مهروماه» تلاش کردیم چراغی هرچند کوچک، روشن نگه داریم. از همان روزهای نخست، با همراهی داوطلبان و تیم‌های مددکاری و روان‌شناسی، کنار کودکان و خانواده‌ها ماندیم؛ شنیدیم، همراهی کردیم و کوشیدیم اندکی از سنگینی این روزها را سبک‌تر کنیم.
کلاس‌ها را دوباره برپا کردیم، اول در فضای مجازی و سپس حضوری، نه فقط برای آموزش، بلکه برای بازگرداندن حس زندگی، امید و پیوند.
ما هنوز اینجاییم. در کنار کودکانی که لبخندشان، حتی در میان رنج، خاموش نشده است. باور داریم که امید، هرچند شکننده، هنوز زنده است. و ما تا رسیدن به روزهایی روشن‌تر، تا بازگشت امنیت، صلح و عدالت، دست از همراهی برنخواهیم داشت.

🖌️بیانیه مشترک تشکل‌های حامی حقوق کودکان در محکومیت بازداشت کودکان و نقض حقوق بنیادین آنان

🖌️بیانیه مشترک تشکل‌های حامی حقوق کودکان در محکومیت بازداشت کودکان و نقض حقوق بنیادین آنان

پیرو اقدام پیشین تشکل‌های مدنی و نامه‌نگاری با سازمان زندان‌ها و وزارت آموزش و پرورش درباره بازداشت و برخورد با دانش‌آموزان—و در پی بی‌پاسخ ماندن آن مکاتبات—ما، انجمن‌ها و نهادهای مدنی امضاکننده این بیانیه، بار دیگر بازداشت کودکان، تشکیل پرونده قضایی برای آنان، اخذ و پخش اعترافات اجباری تلویزیونی و هرگونه برخورد امنیتی با دانش‌آموزان را نقض آشکار کرامت انسانی و مغایر با تعهدات بین‌المللی دولت‌ها در قبال حقوق کودکان دانسته و به‌صراحت محکوم می‌کنیم.

بر اساس پیمان‌نامه جهانی حقوق کودک، اصل «منافع عالیه کودک» و حق ذاتی حیات، بقا و رشد، مبنای همه تصمیم‌ها و اقدامات نسبت به افراد زیر ۱۸ سال است. بازداشت، فشار روانی، تهدید و انتشار اعترافات اجباری، پرونده‌سازی برای کودکان، در تعارض مستقیم با این اصول و   تعهد دولت‌ها به حمایت ویژه از کودکان آسیب‌پذیر قرار دارد. همچنین طبق اعلامیه جهانی حقوق بشر، هر انسان از کرامت، امنیت شخصی، منع رفتار تحقیرآمیز و دادرسی عادلانه برخوردار است؛ اصولی که در مورد کودکان اهمیتی مضاعف دارد.

پخش اعترافات اجباری کودکان در رسانه‌ها نقض حریم خصوصی و حیثیت آنان و تحمیل برچسبی ماندگار بر زندگی‌شان است و سلامت روان و آینده تحصیلی آنان را تهدید می‌کند. فرزندان ما به‌قدر کافی از اندوهِ فقدان و قتل همکلاسی‌های خود آزرده و سوگوارند؛ بیش از این بر رنج آنان نیفزایید. متاسفانه اخبار حکایت از ورود نهادهای امنیتی و انتظامی به برخی مدارس دارد که در اینصورت استقلال و امنیت فضای تعلیم و تربیت را مخدوش کرده و محیط آموزشی را از بستر رشد به میدان ترس بدل می‌سازد. سکوت و بی‌عملی مسئولان ذی‌ربط، به‌ویژه وزارت آموزش و پرورش، با مسئولیت قانونی و اخلاقی آنان در حمایت از دانش‌آموزان سازگار نیست.

خواست‌های مشخص انجمن‌های امضاکننده:

۱.آزادی بی‌قید و شرط تمامی کودکان و نوجوانان بازداشت‌شده

۲.توقف فوری بازداشت و پرونده‌سازی علیه کودکان

۳.منع قطعی و بدون استثنای پخش اعترافات اجباری کودکان در هر رسانه

۴.منع ورود نهادهای امنیتی و انتظامی به مدارس و محیط‌های آموزشی

۵.تأمین فوری حمایت‌های روانی، اجتماعی و آموزشی برای دانش‌آموزان آسیب‌دیده

۶.ارایه گزارش شفاف وزارت اموزش و‌پرورش در مورد قربانیان ، بازداشتی ها و اسیب دیدگان جامعه دانش اموزی در اعتراض های اخیر و پاسخگویی در مقابل تضییع حقوق انها و اقدام سریع نسبت به بندهای فوق

۷.بهره‌برداری از عواطف و احساسات پاک کودکان و نوجوانان برای اهداف سیاسی یا جناحی، از سوی هر فرد یا جریانی، محکوم و مردود است. آن‌ها نباید ابزار منازعات قدرت قرار گیرند و حفظ کرامت و امنیت روانی و جانی آنان مسئولیتی همگانی است.

برخورد قهری با کودکان و نوجوانان، جامعه‌ای امن نمی‌سازد؛ بلکه بی‌اعتمادی و آسیب‌های عمیق و ماندگار بر جای می‌گذارد. ما مسئولیت پیامدهای این روند را متوجه تصمیم‌گیران و مجریان آن می‌دانیم و بر ضرورت پایبندی عملی دولت به تعهدات حقوق بشری، به‌ویژه حق حیات و بقا و رشد کودکان، تأکید می‌کنیم.

۱.شبکه کمک

۲. انجمن احبا (حمایت از بیماران اسکیزوفرنیا)

۳. انجمن پرنده درخت کوچک

۴. انجمن پژوهش‌های آموزشی پویا

۵. انجمن پژواک امید کودکان (پاک)

۶. انجمن حمایت از حقوق کودکان

۷. انجمن حمایت از کودکان و نوجوانان توانیاب

۸. انجمن حمایت از کودکانِ کار

۹. انجمن حمایت و یاری آسیب‌دیدگان اجتماعی (احیا ارزش‌ها)

۱۰. انجمن درخت کوچک زندگی

۱۱. انجمن دوستداران کودک پویش

۱۲.جمن دوستداران کودک کرمان

۱۳. انجمن نویسندگان کودک و نوجوان

۱۴. انجمن یاران دانش و مهر

۱۵. انتشارات منشور صلح

۱۶. بنیاد توسعه صلح و مهربانی

۱۷. بنیاد خیریه طباطبایی برای کودکان

۱۸. جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان

۱۹. شورای کتاب کودک

۲۰. قشم جزیره‌ای برای کودکان

۲۱. کانون صنفی معلمان ایران (تهران)

۲۲. گروه تلاشگران یاری همدل

۲۳. گروه فرهنگی، اجتماعی کیانا

۲۴. مادران صلح ایران

۲۵. مرکز توانمندسازی مهر راستین

۲۶. موسسه ارتقای کیفیت زندگی زنان آتنا

۲۷. موسسه انسان دشواری وظیفه

۲۸. موسسه توسعه اردیبهشت

۲۹. موسسه جادوی رنگین کمان

۳۰. موسسه رحمان (رشد، حمایت، اندیشه)

۳۱. موسسه شکوفایی استعدادهای کودکان مهر

۳۲. موسسه توانمندسازی مهر و ماه

۳۳. موسسه توانمندسازی ندای ماندگار دروازه‌غار

۳۴. موسسه کنشگران اجتماعی فرزانه

۳۵.موسسه نوید زندگی کوشا

۳۶. موسسه یاریگران کودکان کار پویا