توزیع روزانه غذای گرم بین کودکان مهر و ماه

برای بسیاری از کودکان، «غذای گرم و سالم» یک امر بدیهی نیست. سو‌ءتغذیه هنوز بخشی از واقعیت زندگی کودکانی‌ست که کمتر دیده می‌شوند.
در موسسه مهروماه، هر روز غذای گرم توزیع می‌شود چون سلامت جسم و رشد سالم کودکان، حق آن‌هاست و ما نیز برای فراهم کردن این حق با حمایت‌های شما تلاش می‌کنیم. کودکی که خوب تغذیه می‌شود، شانس بیشتری برای آینده‌ای سالم دارد.

بر نیازها، ویژگی ها و توانایی های کودکان برای مربیان و همکاران مهر و ماه

کارگاه «شناخت اختلالات کودکان و نحوه مواجهه با آنها» توسط خانم پریسا پویان؛ مدیرعامل موسسه یاریگران‌کودکان‌کار پویا در مهروماه برگزار شد. این کارگاه با هدف ارتقای آگاهی معلمان نسبت به اختلالات کودکان و نحوه مواجهه حرفه‌ای با آن‌ها برگزار شد.در این برنامه تأکید اصلی بر پرهیز از برچسب‌زنی، تقویت مشاهده‌گری در محیط آموزشی، و تفکیک «رفتار» از «هویت کودک» بود.همچنین بر نقش معلمان در شناسایی به‌موقع نشانه‌ها و ارجاع آگاهانه به بخش‌های مددکاری و روانشناسی تأکید شد تا مداخلات حمایتی و تخصصی در زمان مناسب صورت گیرد.این رویکرد، گامی مؤثر در جهت حمایت از سلامت روان کودکان و ایجاد محیط آموزشی امن‌تر و فراگیرتر است.

هفتمین بازارچه مهروماه

یک بار دیگر در هفتمین بازارچه مهروماه با مشارکت شما توانستیم دست در دست هم در میان روزهای سخت یک روز خاطره‌انگیز بسازیم و برای تغییر زندگی زنان و کودکانی که به حمایت ما نیاز دارند قدم برداریم. به حضور و پشتیبانی شما افتخار می‌کنیم و دلمان قرص است که شما حامی ما هستید.

گوشه‌ای از حضور پرشور شما همراهان در بازارچه سال گذشته

فردا قرار است بار دیگر یک روز خاطره‌انگیز بسازیم.
جمعه، ۷ آذرساعت ۱۱ صبح تا ۸ شبآدرس: شهرک غرب، خیابان ایران‌زمین، خیابان مهستان، خیابان گلستان جنوبی، برج‌های مهستان، بلوک A3
لطفاً در اطلاع‌رسانی این رویداد همراه ما باشید و دیگران را هم دعوت کنید.
برای اطلاعات بیشتر، با روابط عمومی مهروماه تماس بگیرید یا در واتس‌اپ پیام دهید:۰۹۳۰-۳۱۷۵۶۸۰

هفتمین بازارچه خوراک و صنایع دستی

با هم می‌توانیم روشنایی را به زندگی زنان و کودکان در معرض آسیب برگردانیم. این جمعه با حضور برندهای گوناگون کنار هم می‌ایستیم تا دوباره جرقه امید را روشن کنیم و سهمی—حتی کوچک—در ساختن فردایی امن‌تر داشته باشیم. حضور شما می‌تواند تفاوت ایجاد کند.
جمعه، ۷ آذر

ساعت ۱۱ صبح تا ۸ شب

آدرس: شهرک غرب، خیابان ایران‌زمین، خیابان مهستان، خیابان گلستان جنوبی، برج‌های مهستان، بلوک A3

لطفاً در اطلاع‌رسانی این رویداد همراه ما باشید و دیگران را هم دعوت کنید.
برای اطلاعات بیشتر، با روابط عمومی مهروماه تماس بگیرید یا در واتس‌اپ پیام دهید:

۰۹۳۰-۳۱۷۵۶۸۰

با برندهای همراه با مهروماه در این رویداد در اینستاگرام مهروماه آشنا شوید

دست در دست هم برای فردایی روشن

دست در دست هم برای فردایی روشن

روز جمعه منتظر حضور سبز شما هستیم تا بار دیگر امید را در دل زنان و کودکان در معرض آسیب بنشانیم.

جمعه، ۷ آذر

ساعت: ۱۱ صبح تا ۸ شب

آدرس: شهرک غرب، خیابان ایران‌زمین، خیابان مهستان، خیابان گلستان جنوبی، برج‌های مهستان، بلوک A3

در اطلاع‌رسانی این رویداد همراه ما باشید

برای کسب اطلاعات بیشتر لطفا با روابط عمومی مهروماه تماس بگیرید یا در واتس اپ پیام دهید

۰۹۳۰-۳۱۷۵۶۸۰

🔸قابی از دل “هرات” که امید را معنا می‌کند

ستاره، یکی از دختران توانمند مهروماه بود؛ دختری که سال‌ها در تیم داوری جشنواره کتاب مهر همراه‌مان بود و کتاب خواندن برایش نه یک سرگرمی، بلکه شیوه‌ای از زیستن بود. اما روزی رسید که مجبور شد ایران را ترک کند و به سرزمینی بازگردد که آن را «وطن» می‌نامند؛ سفری ناگزیر، نه انتخابی.
با این‌همه، ستاره در برابر جبر روزگار تسلیم نشد. مدت کوتاهی پس از رفتنش، تصمیم گرفت چراغ کوچکی از فرهنگ را در جایی روشن کند که سال‌ها از آن دور مانده بود: یک کتابخانه محلی کوچک به نام «کتابخانه دختران هرات». از ما خواست برایش کتاب بفرستیم و ما هم، با وجود همه دشواری‌ها و موانع، دست از تلاش نکشیدیم تا سرانجام چند کارتن کتاب را در نظر گرفتیم که به دستش برسانیم و همچنان در حال تجهیز این کتابخانه هستیم.
امروز آن قفسه کوچک، تنها چند کتاب نیست؛ نمادی از امید است. آغازی دوباره در سرزمینی که گویی با نور و آگاهی سر سازگاری ندارد.
در هفته کتاب و کتاب‌خوانی، تلاش ستاره و همه دخترانی را ارج می‌نهیم که با وجود محدودیت‌ها، مسیرشان را می‌سازند، می‌خوانند، می‌آموزند و شعله امید را نه فقط در دل خود، که در دل دیگران نیز زنده نگه می‌دارند.
به امید روزی که تمام دختران و زنان، در هر گوشه جهان، بی‌هیچ مانعی به منابع آموزشی دسترسی داشته باشند و با آگاهی‌ای که به دست می‌آورند، نوید جهانی برابر را برای همه ما به ارمغان بیاورند.
«ستاره»ُ نام مستعاری است برای حفظ حریم شخصی این دختر توانمند

🔸انتخابات همیار دانش‌آموز؛ تمرینی برای مشارکت

انتخابات همیار دانش‌آموز با شور و شوق زیادی در مهروماه برگزار شد و نشان داد بچه‌ها چقدر دلشان می‌خواهد در کارهای موسسه نقش داشته باشند. مدت‌هاست می‌بینیم که آن‌ها داوطلبانه در کارهای مختلف کمک می‌کنند؛ از کمک‌معلم شدن گرفته تا فعالیت‌های دیگر، و واقعاً هم تأثیر مثبتش را در رفتار و یادگیری‌شان دیده‌ایم.
به همین دلیل تصمیم گرفتیم این مشارکت را در قالب «طرح همیار دانش‌آموز» سامان‌دهی کنیم. از میان داوطلبان، با رأی بچه‌ها چند نفر انتخاب شدند و حالا گام بعدی برگزاری جلسه‌ای است که در آن اول خودشان مشاهده کنند، فکر کنند و از زاویه نگاه کودکانه‌شان ایده بدهند—چون ممکن است چیزهایی را ببینند که ما نمی‌بینیم.
این رویکرد دقیقاً مطابق حق کودکان برای ابراز نظر و مشارکت است؛ حقی که در پیمان‌نامه حقوق کودک بر آن تأکید شده و ما می‌خواهیم واقعاً در مؤسسه اجرا شود، نه فقط در حرف.
قرار است همیارها خودشان فعالیت‌ها را برنامه‌ریزی و میان دانش‌آموزان تقسیم کنند؛ از کار در کتابخانه گرفته تا کمک‌معلمی یا فعالیت‌های بهداشتی و محیط‌زیستی—به‌ویژه با توجه به وضعیت نامناسب کوچه‌ها و اطراف مؤسسه. آن‌ها می‌توانند سفیران کوچک ما برای بهتر شدن محیط باشند.
در جلسات آینده، دوستانی هم همراه‌مان خواهند بود تا این مسیر را با بچه‌ها پیش ببریم. هدف ما فقط تقسیم کار نیست؛ هدف این است که بچه‌ها احساس کنند صاحب صدا هستند و می‌توانند تغییر ایجاد کنند.

🌿دست در دست هم برای فردایی روشن

در هفتمین بازارچه سالانه مهروماه، فرصتی دوباره فراهم شده تا با خرید از محصولات سالم و خانگی، صنایع‌دستی و تولیدات زنان کارآفرین، در توانمندسازی زنان و حمایت از کودکان سهمی داشته باشیم.▫️کلیه عواید این بازارچه صرف آموزش و توان‌افزایی زنان و کودکان خواهد شد.
بیایید در کنار هم، آینده‌ای روشن‌تر بسازیم. 🌱

🤝وعده ما جمعه ۷ آذر ۱۴۰۴ساعت ۱۱ صبح تا ۸ شب
📍آدرس: شهرک غرب، ایران زمین، خیابان مهستان، خیابان گلستان، برج‌های مهستان، بلوک A3
📲برای کسب اطلاعات بیشتر لطفا با روابط عمومی مهروماه تماس بگیرید یا در واتس اپ پیام دهید۰۹۳۰-۳۱۷۵۶۸۰

روایت عارف؛ روایت تغییر، دیده شدن و امید

عارف (اسم مستعار) پسرک کلاس دومی موسسه است.اولین‌بار که دیدمش، چشماش پر از خشم بود.با همه درگیر می‌شد، می‌زد، فریاد می‌کشید.هیچ‌کس نمی‌تونست باهاش کنار بیاد.دنیایی که ازش اومده بود، پر از درد بود، پر از ترس.برای همین، یاد گرفته بود قبل از اینکه زخمی بشه، خودش زخمی کنه.
یه روز بعد از یه دعوای حسابی، وقتی سعی کردم آرومش کنم، گفتم:«یادته گفتم قبل از هر کاری نفس عمیق بکش؟»وسط حرفم پرید و گفت:«خانم، من با این چیزا خوب نمی‌شم… من باید بزنم تا حالم خوب شه!»اون جمله، صدای تمام زخماش بود.
از همون‌جا شروع کردیم.قدم به قدم، بازی به بازی، تا کم‌کم یاد گرفت خشمش رو زمین بذاره.ما براش شدیم پناه.جایی که بتونه بازی کنه، خودش باشه، بدون ترس، بدون قضاوت.و کم‌کم خبر رسید: «عارف دیگه مثل قبل بچه‌ها رو نمی‌زنه.»همین جمله برای من یعنی یه دنیا تغییر.
اما لحظه‌ واقعیِ تغییر یه روز معمولی اتفاق افتاد.زنگ تفریح بود. داشتم از حیاط رد می‌شدم که عارف و دوستاش با ذوق از در بیرون دویدن.اون نفر اول بود.تا منو دید، با تمام وجود دوید سمتم، منو بغل کرد و گفت:«خانم، ما خیلی شما رو دوست داریم. دلم براتون تنگ شده بود!»
با اینکه همون صبح دیده بودمش، اون جمله دلم رو لرزوند.اون لحظه فهمیدم همه‌ این بچه‌ها فقط دنبال یه چیزن:یه پناه امن.یکی که بشنوه‌شون،باهاشون بازی کنه،بهشون بگه «تو دیده می‌شی، تو ارزشمندیو حالا داریم می‌بینیم دنیای عارف چقدر قشنگ‌تر شده؛به‌جای دعوا، بازی می‌کنه،به‌جای خشم، محبت می‌کنه،و روزها براش روشن‌تر و آروم‌تر شدن.با تمام وجودم می‌گم: من این تغییر رو دیدم.و این یکی از قشنگ‌ترین صحنه‌های زندگی من بود.
این روایت رو امروز خودم نوشتم،چون دلم خواست یادآوری کنم که بچه‌ها فقط به «امنیت» نیاز دارن،به جایی که شنیده بشن،به کسی که پناهشون باشه.کاش دنیا رو برای بچه‌ها جای امن‌تری بسازیمبا مهربونی، با شنیدن، با پناه بودن.