روز جهانی کارگر را گرامی می داریم به یاد کودکانی که به جای تجربه کودکی مجبور به کار هستند
امسال در حالی روز جهانی کارگر را گرامی میداریم که هنوز در سوگ کارگران جانباخته در فاجعه بندر رجایی بندرعباس هستیم. بنا بر اخبار منتشرشده، اکثر قربانیان این حادثه از کارگران زحمتکش این بندر بودهاند. فجایع تلخی که همواره بیشترین آسیب را به کارگران وارد میکند؛ چه فروریختن آوار معادن در طبس و دامغان باشد، چه حوادثی مانند پلاسکو و متروپل. کارگران ستون فقرات اقتصاد هر جامعهاند، اما سالهاست زیر بار فقر، بیعدالتی و فقدان حمایتهای کافی، خمیده شدهاند. بسیاری از آنان با حقوق اندک، قراردادهای موقت، محیطهای ناایمن و نبود امنیت شغلی دستوپنجه نرم میکنند. با این حال، در دل این رنجها، گروهی هستند که حتی نام «کارگر» برایشان بزرگ است: کودکان کار. کودکانی که بهجای مدرسه، ابزار کار به دست گرفتهاند. نه انتخابشان بوده که کار کنند، نه رؤیایشان دستفروشی در خیابانها یا کار در کارگاههای تاریک و بینور. آنها برای نانآور بودن به دنیا نیامدهاند، اما فقر و بیتوجهی مسئولان، آنها را از بازی، آموزش و حتی تجربه کودکی محروم کرده است. متأسفانه قوانین حمایتی در مورد کودکان کار دچار کاستیهای فراوانی است؛ از ابهام در تعریف سن کودکی و تناقض میان اصل ۳۰ قانون اساسی و مواد ۷۹ تا ۸۴ قانون کار گرفته تا نادیدهگرفتن ماده ۳۲ پیماننامه حقوق کودک و مقاولهنامه ۱۸۲ سازمان بینالمللی کار، همه باعث پایمالشدن حقوق این کودکان شدهاند. ما هر روز از کنارشان عبور میکنیم، بیآنکه بپرسیم: چرا باید کودکی کار کند؟ چرا از آیندهاش سهمی ندارد؟ بیاییم روز جهانی کارگر را به بهانهای تبدیل کنیم برای شنیدن صدای کودکانی که هنوز خوب بلد نیستند سخن بگویند، اما دستهایشان پینه بسته. برایشان فریاد بزنیم، شاید روزی فرا برسد که دیگر کودکی، ناچار به بزرگ شدن در این شرایط نباشد.





ایرادات وارده به به این تفاهمنامه
برخلاف قوانین داخلی و تعهدات بینالمللی است؛ 

در بهاری دیگر دیداری تازه کردیم با همکاران و داوطلبان مهروماه که کنارمان بودند تا تلاش برای تغییر را به ثمر برسانیم و با آغازی نو در مسیر برقراری عدالت اجتماعی استوارتر گام برداریم. 
یادداشت افخم صباغ؛ مدیرعامل موسسه توانمندسازی مهروماه

طبق اطلاعات برگرفته از کتاب “پایان دادن به کار کودک در خیابان” در ایران درباره کودکان کار و خیابان و کودکان (درموقعیتهای) خیابانی آمارهای مختلف و متناقضی اعلام میشود. برخی مطالعات مقدماتی حاکی از روند رو به گسترش این پدیده در شهرهای بزرگ ایران است. سیر نزولی دستمزدها و افزایش تورم در چند سال اخیر زمینه را برای فقر بیشتر خانوادهها و در نتیجه، افزایش کودکان کار فراهم کرده است. با توجه به وضعیت اقتصادی کنونی، احتمال تداوم این روند صعودی نیز بسیار است. آمارهای رسمی بهروز نیستند، اما طبق اعلام سازمان بهزیستی سالانه ۶ هزار کودک خیابانی در مراکز این سازمان پذیرش میشوند. یونیسف کودکان خیابانی را به دو گروه تقسیم میکند: ۱. کودکان در خیابان که در خیابان کار میکنند ولی با خانواده و مدرسه در ارتباطند ۲. کودکان خیابان که در خیابان زندگی میکنند، با خانواده ارتباطی ندارند و شرایط بسیار دشوارتری دارند عوامل موثر در بروز این پدیده به دو دسته تقسیم میشوند: عوامل خانوادگی مانند فقر، خشونت، اعتیاد و بیسرپرستی. عوامل ساختاری مانند حاشیهنشینی، مهاجرت، جنگ و تبعیض قومی. کودکان باید در امنیت، با حمایت خانواده و جامعه رشد کنند، اما بسیاری از آنها در خیابان در معرض آسیبهای جدی هستند که اثرات آن تا پایان عمر باقی میماند. پیامدهای اصلی کار و زندگی در خیابان: از بین رفتن کودکی، اختلالات آموزشی، سلامت جسمی و روانی، اعتیاد، بزهکاری، سوءاستفاده، استثمار، و تبعیض جنسیتی وظیفه اصلی حمایت از این کودکان بر دوش دولتهاست که با ایحاد شرایط حمایتی و تقویت اقتصاد خانوادههای کمدرآمد و حمایت اجتماعی از آنها زمینههای بروز این پدیده آسیبزا را کمرنگتر کنند. در کنار دولتها خانواده، معلمان و مربیان کودکان و عموم مردم نیز در قبال این کودکان وظیفه مراقبت و حمایت دارند. به امید روزی که همه کودکان از حقوق اولیه خود برخوردار شوند و در خانه و خانوادهای امن کودکیشان را سپری کنند.

کمپین “آموزش، امید، تغییر” پس از یک سال تلاش مداوم با حمایت و همراهی شما به پایان رسید و در این مدت توانستیم بیش از ۷۸٪ از مبلغ نهایی مورد نیاز را تامین کنیم و بار دیگر امید به تغییر و اثرگذاری در قلبهایمان پررنگ شد. از همه شما عزیزانی که در این کمپین شرکت کردید و در تغییر شرایط زنان و کودکان در معرض آسیب سهمی داشتید بینهایت سپاسگزاریم و امیدواریم در سال جدید با همراهی و حضور شما سهم بیشتری در این تغییر داشته باشیم.

