بیانیهی موسسهی مهروماه به مناسبت روز جهانی مبارزه با کار کودک
کار کودکان را متوقف کنید
۱۲ ژوئن مصادف با ۲۲ خرداد روز جهانی مبارزه با کار کودک ، بهانه ای است برای یک صدایی به منظور تحقق شعار “توقف کار کودکان”.
سازمان ملل، سال ۲۰۲۱ را سال بین المللی حذف کار کودک نام گذاری کرده است.این فرصتی خواهد بود برای کشورها به منظور تدوین برنامه های عمل و سرعت بخشیدن به مسیر پیشرفت برای حذف کار کودک تا سال ۲۰۲۵ میلادی.
به درستی یکی از معیارهای مهم ارزیابی توسعه یافتگی جوامع بشری توجه به حقوق کودکان در آن جامعه است .از این رو ” منع کار کودک” و تامین شرایط رشد و بقا و منافع عالیه کودک بایستی در برنامه های هر کشوری دیده شود.
کار کودک پدیده ای چند سببی و مولود فقر ، خشونت ، مهاجرت ، عدم رعایت حقوق کودک و …. است. بدیهی است محو کار کودک در گرو از بین بردن ریشه های علت وجودی آن است.این امر بیشتر از آن که به شعارها و نمایشهای هم دردی با کودکان نیاز داشته باشد به برنامه ها و اقدام عملیاتی برای ریشه کنی فقر و بی عدالتی که مهمترین عامل ایجاد کار کودک است ، نیاز دارد. تا زمانی که تغییر اساسی در ساختارهای اقتصادی و اجتماعی صورت نگیرد تا مادامی که توزیع ثروتهای ملی و فرصتها ، عدالت محور نباشد ، کاهشی در سطح آسیب های اجتماعی نخواهد بود.
برخورداری از آموزش رایگان و با کیفیت وایجاد محیطی امن برای رشد و تغذیه مناسب ،سلامت ، بهداشت و درمان و همچنین توجه به نیازهای عاطفی و روانی حق همه کودکان ، فارغ از جنس و ملیت و قومیت و بدون نگاه تبعیض آمیز، حق همه کودکان است.
هرچند ایران از سال ۱۳۷۲ بطور مشروط به کنوانسیون حقوق کودک پیوسته و ملزم به رعایت مفاد آن می باشد اما متاسفانه اراده و عزم جدی ، برای تحقق شرایط “بقا و رشد” ، “عدم تبعیض” ، “مشارکت” و “منافع عالیه کودکان” دیده نمی شود.
بررسی روندها نه فقط نشانی از کاهش تعداد کودکان کار را نشان نمی دهد بلکه متاسفانه با گسترش روزافزون فقر و کوچکتر شدن سفره خانواده ها بر تعداد آن افزوده شده و در این میان بحران ناشی از پاندمی کرونا بر اقشارآسیب دیده تاثیر بیشتری گذاشته و کودکان بیشتری را برای تامین معاش خانواده به خیابانها یا کارگاههای زیرزمینی و … روانه کرده است.
هنوز برنامه ای جدی از طرف مسئولین برای توقف این روند دیده نمی شود. متاسفانه به دلیل عدم رویکرد مناسب مسئولین دولتی نسبت به پدیده کودکان کار طرحهای شکست خورده جمع آوری کودکان کار در خیابان معطوف به آیین نامه ساماندهی ضد حقوق کودک سال 94 را هر سال با آرایشی جدید پیاده می کنند و بنا به همان دید نادرست خروجی موفقی نیز در پی ندارد.
علاوه بر تعهد و پایبندی به منع کار کودک ، انتخاب خط مشی صحیح برای مبارزه با آن نیز حائز اهمیت است.هرچند رشد اقتصادی بر کاهش کار کودک تاثیر مستقیم دارد اما اتخاذ سیاست مناسب برای محو کار کودک اهمیت بیشتری دارد.در این راستا ، “آموزش ” اولین برنامه و قطع ارتباط بین کار کودک و عقب ماندگی تحصیلی از وظایف مسئولین است که می بایستی در سیاستهای کلان به آن اهمیت داده شود که با ایجاد تسهیلات لازم به منظور دسترسی همه کودکان به آموزش رایگان وبا کیفیت میتوان به این مهم دست یافت.موضوع دوم ، حمایت اجتماعی است.سرمایه گذاری در تامین اجتماعی با کاهش سطح کار کودک همراه است.تامین اجتماعی موجب کاهش آسیبهای اجتماعی است که عدم آن سبب متوسل شدن خانواده ها به کار کودک برای گذران زندگی می شود. موضوع سوم ، باید حمایت قانون از کودکان را یادآور شد.قانون حمایت از اطفال و نوجوانان که به تایید شورای نگهبان رسیده است ، حقوق کودکان و مجازات متخلفان را تعیین می کند. ماده 32 کنوانسیون حقوق کودک و همچنین مقاوله نامه های 182 و 138 که ایران با پیوستن به آنها ملزم به رعایت مواد آن می باشد و همچنین ماده 84 قانون کار ایران ، صراحتا بر منع کار کودکان بخصوص بدترین اشکال کار کودک تاکید دارد.موضوع چهارم ، ایجاد فرصت های شغلی مناسب برای امکان تامین معاش توسط والدین و حفظ خانواده است. وجود فرصت های شغلی مناسب برای جوانان ، عاملی مهم در ایجاد انگیزه برای ادامه تحصیل کودکان می باشد.
موسسه مهر و ماه روزجهانی لغو کار کودک را فرصتی میداند تا بار دیگر مسئولیت نهادهای دولتی را درراستای لغو کار کودک یادآور شده وخواستار اجرایی شدن هر چه سریعتر قانون حمایت از کودکان و نوجوانان و هم چنین اجرای آیین نامه حمایت اجتماعی از کودکان کار مصوب سال 92 وزارت رفاه می باشد ، و براین باور است که با مشارکت مردمی میتوان موثرتر احقاق حقوق کودکان را مطالبه کرد .
به مناسبت روز جهانی کارگر
امروز، اول ماه می، برابر با ۱۱ اردیبهشت ماه، مصادف است با روز جهانی کارگر؛ روزی که یادآوری میکند برای رسیدن به حقوق اولیه نیروی کار، چه تلاشهایی صورت گرفته و چه جانهایی از دست رفته است. هرساله در این روز کارگران جهان همراه میشوند تا از حقوق خود دفاع کنند و یادآوری کنند هرانچه امروز به عنوان ساخته دست بشر مورد استفاده قرار میگیرد، ارزشی به نام کارِ کارگر را در خود جای داده است؛ ارزشی که سهم کارگر از آن ناچیز است.
امسال روز جهانی کارگر را در حالی گرامی میداریم که زندگی کارگران نسبت به گذشته در تنگنای بیشتری قرار دارد. بر اساس آمار سازمان بینالمللی کار در سال ۲۰۲۰، نزدیک به ۸.۸ درصد از ساعات کاری در جهان نسبت به سال ۲۰۱۹، از دست رفته است که معادل ۲۵۵ میلیون شغل تمام وقت است؛ این رقم تقریبا چهار برابر بیشتر از رقمی است که جهان در بحران مالی سال ۲۰۰۹ با آن روبهرو بود.
مطالعات گوناگون نشان میدهد، گروههای مختلف نیروی کار از این شرایط بحرانی به یک نسبت اثر نگرفتهاند و زیان اشتغال برای زنان نسبت به مردان و کارگران جوان نسبت به کارگران با سابقه بیشتر بوده و مشاغل کمهزینه و کممهارت سهم بیشتری از مشکلات اقتصادی این سال داشتهاند.
در ایران نیز شرایط کارگران نگرانکننده است، بر اساس آمار رسمی، شرایط بازار کار در سال ۱۳۹۹ به اندازهای بحرانی بوده است که نزدیک به ۶۱۰ هزار نفر از جرگه فعالیت اقتصادی خارج شدهاند و در بازار کار حضور ندارند. همانند آمارهای جهانی، در ایران نیز زنان آسیب بیشتری از وضعیت دیدهاند به طوری که ۴۳۹ هزار زن در این سال شغل خود را از دست دادهاند. هرچند آمار مربوط به کارگران غیررسمی بسیار ناقص است اما مشاهدات نشان میدهد خانوارهای طبقات فرودست که عموما به مشاغل غیررسمی و موقت دسترسی دارند، آسیب بیشتری از شرایط موجود دیدهاند.
افزایش افسارگسیخته قیمتها نیز شرایطی را ایجاد کرده که حتی کارگران رسمی با دریافت حداقل حقوق که به نسبت شرایط بهتری از کارگران غیررسمی دارند نیز درآمدی کمتر از خط فقر داشته باشند، گرانی روزافزون مسکن و مواد غذایی به عنوان بدیهیترین نیاز انسان، وضعیتی را ایجاد کرده است که حقوق کارگران کفاف جبران حداقلها ر ا هم نمیدهد.
در این وضعیت کارگران مجبورند جان خود را در دست بگیرند و برای گذراندن روزانه زندگی، در شرایط پرخطر، فعالیت کنند. این روزها وجود کار برای کارگران به قدری غنیمت است که توجه به سلامت و حتی جان را در درجه دوم اهمیت قرار میدهد؛ این واقعیت را میتوان هر روز در زندگی کارگران کولبر و سوختبر مشاهده کرد؛ کارگرانی که بارها شاهد از دست رفتن جان عزیزانشان بودهاند اما گزینه دیگری برای گذران زندگی در اختیار ندارند.
در کنار تمامی این معضلات ما با پدیده روزافزون و تلخ کودکان کار روبهرو هستیم؛ کودکانی که به دلیل شرایط ویژه والدین خود، مجبور به کسب درآمد در شرایط سخت شدهاند و این گونه روزهای کودکی آنها بر باد میرود. این کودکان حتی در شرایطی وخیمتر از یزرگسالان کار میکنند و نه تنها ضمانت اجرایی برای توقف کار آنها وجود ندارد بلکه نظارتی بر شیوه کار، حقوق پرداختی و امنیت محیط کار نیز صورت نمیگیرد در چنین شرایطی کودکان از حقوق اولیه خود مانند سلامت، امنیت و آموزش نیز محروم میمانند. محرومیت از این حقوق اولیه باعث میشود این کودکان در آینده نیز محکوم به اشتغال در مشاغل پرخطر و کمدرآمد باشند و آینده آنها گروگان وضعیت امروزشان قرار گیرد. با این وجود نه تنها حمایت کافی برای بیرون کشیدن این کودکان از تله فقر وجود ندارد بلکه، با بازنمایی آنها به عنوان گروههای مافیایی تلاش میشود صورت مسئله اصلی که همان فقر خانوارهاست پاک شود.
مواجهه با مشکلات ناشی از پاندمی کرونا در یک سال گذشته، توجه بیشتر دولتها در کشورهای مختلف به سیاستهای حمایتی با اولویت گروههای محروم را به دنبال داشته است اما متاسفانه حمایت از کارگران و طبقات پایین اقتصادی جامعه در ایران که در گذشته نیز در تنگنای اقتصادی قرار داشتند و این روزها وضعیت معیشتشان بیش از پیش به خطر افتاده است در حد سخنان مسئولان باقی مانده و اقدامی عملی برای بهبود حداقلی شرایط دیده نمیشود.
ما در موسسه مهروماه روزجهانی کارگر را به تمام کارگرانی که شرافتمندانه در این شرایط سخت فعالیت میکنند تبریک میگوییم، از مسئولان امر مداخله بیشتر در جهت حمایت از کارگران را طلب میکنیم و تلاش میکنیم در مسیر احقاق حقوق کارگران این سرزمین گام برداریم.
پیام نوروزی موسسهی توانمندسازی مهروماه به مناسبت نوروز ۱۴۰۰
شام هجران و غم فرقت یار آخر شد
زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد
آن همه ناز و تنعم که خزان می فرمود
عاقبت در قدم باد بهار آخر شد
در آستانه تحویل آخرین سال قرن چهاردهم خورشیدی گویا انسان را چاره ای جز امیدواری نیست و ما محکومیم به قاعده طبیعت به نو شدن و دگرگونی و تحول و چه ناچاری دل انگیزو محکومیت دوست داشتنی! سال ۱۳۹۹ با نام ویروس کرونا عجین شد و امید که پایان آن با پایان شیوع فراگیر آن توام گردد.شوک کرونا عمیق ترین رکود اقتصاد بعد از جنگ جهانی دوم است که اقتصاد کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه را تحت تاثیر قرار داده و کشور ما نیز از این تاثیرات بی بهره نماند.
اولین بازخورد چنین وضعیتی کاهش چشمگیر امنیت غذایی، سرانه بهداشتی ،آموزشی، سلامت روان و گسترش ناهنجاری های اجتماعی و بزهکاری است که بنا بر برداشت های میدانی موسسات فعال در این زمینه و نهادهای مسئول در سال ۹۹ تحقق یافته است. با وجود آنکه در بیانیه سال گذشته موسسه در آستانه تحویل سال ۱۳۹۹ از ضرورت توجه جدی نهادهای مسئول به حمایت مستقیم از اقشار آسیب پذیر سخن به میان آوردیم اما حقیقت آن است که در طی سالی که گذشت اقدامات موثر و بنیادین در این زمینه رخ نداد و جز اقدامات جزئی و مداخلات غیرحرفه ای نهادهای فاقد تخصص و تجربه در حوزه آسیب های اجتماعی و سیاست های ناکارآمد حمایتی و رفتارهای هیجانی سازمان ها و نهادهای مسئول شاهد اقدام موثری نبودیم. به همه اینها اگر رفتارهای پاندولی در زمینه بهره مندی از ظرفیت های جهانی واکسیناسیون را اضافه نماییم عمق نگرانی از نحوه مواجهه با ویروس کرونا و پیشگیری از آن و تبعات اقتصادی و اجتماعی آن نمایان می گردد.
در این میان متاسفانه در سال ۹۹ شاهد برخوردهای تنگ نظرانه و ایجاد محدودیت برای سازمانهای مردم نهاد فعال در حوزه آسیب های اجتماعی بودیم که به دلسردی و ناامیدی و کاهش انگیزه های نهادهای مدنی و داوطلب در شرایطی که جامعه بیش از هر زمان محتاج به آنهاست منجر خواهد شد.
موسسهی مهر و ماه در آستانه سال نو با آرزوی شادی و سلامتی برای یکایک ملت ایران امیدوارست در طلیعهی ورود به سال جدید شاهد بالندگی و آبادی و آزادی ایران زمین و شادمانی و سلامتی مردمان آن باشد. بهار می آید و برای آمدنش چشم انتظار هیچ چیز یا کسی نیست. می آید و حسن ختامی بر سرما و جمود و سکون می زند و خبر از تحول و سبزینگی می دهد. امید که حال همه جهانیان و مردمان ایران در بهار نو بهتر از همه ادوار پیشین باشد و با لبهای خندان و دلی شاد در پایان سال ۱۴۰۰ به استقبال قرن تازه برویم.
بیانیهی موسسهی مهروماه به مناسبت روز جهانی زن
به نام خداوند جان و خرد
بیش از یک قرن از برگزاری مراسم گرامیداشت اعتصاب اتحادیه جهانی زنان کارگر صنایع پوشاک و جان باختن ۱۲۸ کارگر زن در شیکاگو می گذرد و هشتم مارس هر سال مهم ترین رخداد بین المللی برای بازخوانی مساله بنیادین و مهم حقوق زنان است که توسط سازمان ملل متحد به رسمیت شناخته شده است. حقیقت تلخ آن است که در همین بازه زمانی بسیاری از جنبش های آزادی خواهانه همچون جنبش مبارزه با برده داری، آزادی سیاهان، مشروطه خواهی و جنبش های ملی گرایانه و مبارزه با استعمار در اقصی نقاط جهان شاهد موفقیت را در آغوش کشیده اند اما همچنان زنان با مشکلات ناشی از انواع شیوه های تبعیض آمیز در حوزه های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و آموزشی در اقصی نقاط جهان دست و پنجه نرم می کنند.
اگرچه شدت بهره مندی زنان از حقوق بنیادین خود در کشورهای مختلف تفاوت چشمگیری دارد و در معدود کشورهای غربی می توان از برابری کامل حقوق زن و مرد سخن به میان آورد ولی مساله در کشورهای جهان سوم و به ویژه خاورمیانه همچنان با حالت ایده آل فاصله ای معنادار دارد. در چنین فضایی پاسداشت هشتم مارس نیکو بهانه ای برای جلب توجه افکار عمومی اعم از زنان و مردان به مساله حقوق زنان و اهمیت آن در ساخت جامعه ای سالم و آباد است.
انحصار مساله حقوق زنان به موضوعی جنسیتی که صرفا دغدغه بانوان محسوب می شود ظلم بزرگی به آرمان های زنان و مردان نیک نهادی است که در طی قرن اخیر برای تحقق آن مبارزه کرده و باارزش ترین سرمایه زندگی خود، جان خویش را نثار کرده اند. برابری حقوق زنان و مردان و رفع انواع اشکال تبعیض در کلیه شئون جامعه از مهم ترین مصادیق حقوق بشر محسوب می شود و به همان اندازه که مخاطب آن جامعه بانوان هستند به مردان و نهاد خانواده به عنوان مهمترین رکن هر اجتماع تعلق دارد. تبیین و بسترسازی برای حمایت از برابری حقوق زنان و مردان در عرصه های مختلف نه تنها امری بدیهی برای نیمی از شهروندان جامعه انسانی محسوب می شود بلکه به طور مستقیم بر سلامت نهاد خانواده، تربیت نسل آینده ساز و رشد و توسعه اقتصادی و بالندگی فرهنگی و هنری جوامع تاثیرگذار است. مگر می توان از تبعیض در اموری چون حقوق و دستمزد، مالکیت، اشتغال به کار، طلاق، دیه ،ارث ،آموزش، تعدد زوجین، حضانت فرزندان، مسافرت خارج از کشور، آزادی انتخاب پوشش، حضور در اماکن ورزشی و امثالهم سخن گفت و آثار و عوارض ناشی از اعمال این تفاوت های ناروا را تنها محدود به زنان دانست؟
در آستانه فرارسیدن روز جهانی حقوق زنان باید برای بازخوانی این مساله مهم و درخواست از نهادهای مسئول برای اولویت دهی به آن در سیاستگزاری های کلان و وضع قوانین و ایجاد ضمانت اجرایی برای تحقق آن همصدا شد. به طور خاص باید از تشکل های غیردولتی، رسانه های گروهی، احزاب، فعالان اجتماعی خواست تا مسوولان در قوای سه گانه را برای پرهیز ازبرخورد تشریفاتی با مصادیق هولناک تضییع حقوق و برابری زنان در جامعه و پیگیری تصویب قوانینی همچون لایحه منع خشونت علیه زنان در مجلس شورای اسلامی و تدوین آیین نامه های اجرایی قوانین وضع شده در دولت و قوه قضائیه تحت فشار قرار دهند. بازنگری جدی در قوانین مدنی و تلاش برای رفع اشکال تبعیض در مواد آن از طریق جلب مشارکت و حمایت نهادهای نواندیش دانشگاهی، حساس سازی افکار عمومی و برخورد قاطع و حداکثری دستگاه قضایی با رفتارهای تحدید کننده آزادی های زنان، بسترسازی برای حمایت از مشارکت زنان در امور سیاسی، فرهنگی و اقتصادی و پرهیز از اعمال هرنوع تفسیر محدود کننده این امر توسط نهادهای مسئول از دیگر اقدامات مورد انتظار و ضروری در این زمینه محسوب می شود.
موسسه مهر و ماه علاوه بر تاکید دوباره بر اهمیت موارد فوق الذکر، بر توجه خاص حکومت به شرایط زنان سرپرست خانوار، زنان دارای همسران معتاد و بدسرپرست، زنان اتباع خارجی مقیم ایران به ویژه زنان افغانستانی و ایجاد زیرساخت های لازم برای تامین نیازهای بهداشتی، آموزشی و معیشتی آنان به ویژه در وضعیت ناگوار ناشی از شیوع ویروس کرونا اصرار می نماید. باشد که در سال هایی نه چندان دور هشتم مارس بهانه ای برای شادباش تحقق برابری حقوق زنان و مردان در سراسر گیتی و ایران زمین عزیز ما باشد.
بیانیهی مهروماه به مناسبت سالروز تصویب پیماننامهی حقوق کودک
۴۰ سال پیش در چنین روزی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد سنگ بنای تصویب پیماننامه حقوق کودک با هدف ایجاد زندگى بهتر براى کودکان و تلاش در راه تامین منافع عالیه کودکان، مشارکت و آزادی، عدم تبعیض، حق بقا و رشد همهی کودکان گذارده شد.
حقیقت تلخ این است که با گذشت بیش از ۲۶ سال از تصویب این پیماننامه در ایران همچنان وضعیت استیفای حقوق کودکان درسرزمین ما نگرانکننده و رنجآور است. در چند سال اخیر تلاطمهای شدید اقتصادی بیشترین اثر خود را بر روی کودکان ایران گذاشته است. شیوع ویروس کرونا و بحران ناشی از آن وضعیت بغرنج و ملالآور کودکان را عریانتر نمود. شرایطی که علاوه بر تهدید کیان خانواده از طریق افزایش بیکاری، اعتیاد و طلاق، زمینه ساز افزایش میزان بهرهکشی اقتصادی از کودکان و کاهش سن کودکان کار، کاهش سرانهی بهداشتی و افزایش سوءتغذیه کودکان، عدم دسترسی به امکانات آموزشی و فعالیتهای فرهنگی و هنری و خلاقانه و افزایش آمار جرائم کودکان می گردد. بنا بر اظهار مسئولان در حال حاضر ۵/۳ میلیون دانشآموز به اپلیکیشن «شاد» دسترسی ندارند. همچنین بنا بر روایت رئیس وقت اورژانس اجتماعی کشور در سال ۹۷، ۴۰درصد از موارد خشونت خانگی در ایران مربوط به کودکآزاری است که ۵۰ درصد آن مربوط به غفلت و بیتوجهی، ۳۰درصد آزار جسمی، ۱۶درصد روانی و عاطفی و ۴درصد جنسی بوده است! بنا بر اظهارات پژوهشگران آسیبهای اجتماعی، درصد کودک آزاری در کشور نسبت به قبل از شیوع کرونا نزدیک ۵ برابر افزایش داشته است!
هر چند تصور میرفت با تصویب قانون حمایت از کودک و نوجوان و تایید آن در شورای نگهبان زمینههای حمایت قانونی از کودکان فراهم گردد، اما آمارهای نگرانکننده اعم از محرومیتهای تحصیلی، شرایط رشد جسمی و روانی نامناسب، کودکآزاری، خودکشی کودکان، تبعیض و … نشان از تضیع حقوق کودکان و عدم التزام عملی مسئولین امر به صیانت از حقوق کودکان دارد که بستر ساز تشدید آسیبهای جدی به کودکان بوده و کودکی کودکان را به نیستی میکشاند. همهی اینها در تضاد کامل با مفاد متعدد مطرح در پیماننامهی حقوق کودک بخصوص ماده ۲۷ آن بوده که ایران از امضا کنندگان این پیمان نامه بشمار میرود.
تبعیض ساختاری بین کودکان ایرانی و اتباع ، بهخصوص کودکان افغانستانی در تضاد آشکار با قانون حمایت از کودک و نوجوان است. کودکان افعانستانی با کمترین میزان بهرهمندی از حقوق اولیه خود در این سرزمین زندگی میکنند و به مثابه شهروندان درجه دو در معرض بیشترین میزان آسیبپذیری قرار دارند. توجه جدی به عدم تبعیض بین کودکان از اساسیترین حق ذاتی کودکان در پیماننامهی حقوق کودک است.
تصویب قانون حمایت از کودک و نوجوان قدمی بزرگ برای حمایت از کودکان بود اما به تنهایی کافی نیست. فقدان ارائهی آموزشهای لازم به متولیان امر، ناهماهنگی نهادهای مسئول همچون آموزش و پرورش، دستگاه قضایی، صداوسیما، وزارت کشور، بهزیستی وعدم همکاری مناسب با تشکلهای غیردولتی فعال در این حوزه و بیاعتقادی متولیان امر در به رسمیت شناختن حقوق کودک مانع بزرگی ، در ایجاد تحولی جدی و اساسی در پاسداشت حقوق کودکان و بهبود کیفیت زندگی همه کودکان سرزمینمان است.
موسسهی مهروماه به عنوان یک نهاد غیردولتی فعال در حوزهی حقوق کودک ، در سالروز بازخوانی پیمان نامه حقوق کودک و گرامیداشت روز جهانی مبارزه با کودکآزاری ، ضمن پاسداشت این روز بار دیگر بر لزوم تشکیل شورای عالی کودک تاکید کرده و اعتقاد دارد که این شورا میتواند بستری برای هماهنگی و همگرایی نهادهای مسئول اشاره شده پ، گردیده و موجب افزایش کارایی و اثربخشی اقدامات پراکنده و بعضاً موازی نهادهای مسئول گردد.
امید است با همت بلند یکایک ایرانیان دغدغهمند ، از والدین، آموزگاران و مددکاران گرفته تا فعالان مدنی و اجتماعی و حامیان حقوق کودک و بهخصوص مقامات مسئول بتوان بیش از پیش در مسیر تحقق آرمانهای بلند پیماننامه حقوق کودک موفق و کامیاب گردید.
بیانیهی موسسه توانمندسازی مهروماه به بهانهی محدودیت فعالیت جمعیت امام علی (ع)
مسائل و مشکلات پیش آمده در چارچوب قانون و آیین نامه تشکل های مردم نهاد بوده و امید دارد که با تعامل مناسب بتوان از ظرفیت تشکل های مردم نهاد در جهت کاهش مشکلات موجود در جامعه استفاده بهینه کرد.
«حق کودکی» را به رسمیت بشناسیم
بیانیهی مهروماه به مناسبت روز جهانی مبارزه با کار کودک
کودکی بزرگترین حق کودکان است و کار بیشترین آسیب را به این حق می رساند.
ایران از سال 1372 بطور مشروط به کنوانسیون حقوق کودک پیوسته و ملزم به رعایت مواد آن می باشد. اما متاسفانه ارداه و عزمی جدی ، برای تحقق شرایط “بقا و رشد” ، “عدم تبعیض” ، “مشارکت” و “منافع عالیه کودکان” دیده نمی شود.
حق همه کودکان است که در محیطی امن رشد کنند، از حق آموزش رایگان ،تغذیه مناسب ، سلامت ، بهداشت و درمان و داشتن شناسنامه، بهره مند باشند. توجه به نیازهای عاطفی و روانی کودک و همچنین داشتن شناسنامه ، نگاه یکسان و بدون تبعیض ، فارغ از جنسیت و ملیت و قومیت ،حق همه کودکان است.
نابرابری و بی عدالتی روز به روز بیشتر بر پیکر نحیف اقشار کم برخوردارضربه وارد کرده و آنها را به حاشیه ها می راند.در جامعه ای که فرصت و فراغی از بحران ها و گریزی برای کاهش آسیب های اجتماعی نمی یابد، طبیعی است که افزایش تعداد کودکان کار را به دنبال خود داشته باشد. کار کودک پدیده ای مجرد و منفک از مناسبات اجتماعی – اقتصادی در جوامع بشری نیست و ظهور این پدیده ریشه در نابسامانی های اقتصادی،سیاسی، اجتماعی فرهنگی دارد.
آوارگی و بی خانمانی هدیه مهاجرت اجباری برای کودکان است.افزایش آسیب های اجتماعی در کشور، مانند فقر ،بیسوادی و کم سوادی ،بیکاری ، اعتیاد ، خشونت ،مهاجرت ،حاشیه نشینی ، تبعیض جنسیتی و عدم امکان تحصیل همه کودکان ،بستری است برای پیدایش کودکان کار ، خرید و فروش کودکان ، ازدواج زود هنگام کودکان و بزهکاری کودکان.
کار کودکان در مشاغل سختی چون “زباله گردی” معلول عدم تعادل ساختاری بین هزینه و درآمد خانواده ها بخصوص در دهک های فقیرتر جامعه است. کودکان زباله گرد “کودکیشان” را در میان زباله ها سپری می کنند و “زندگی کردن” را از یاد برده اند. کودکان کار و خیابان علاوه برآزار جسمی و گاها جنسی، انواع آزارهای عاطفی و روانی را هم تجربه می کنند.
تغییر و باز نگری در سیاست های اقتصادی و اجتماعی دولتی، تأمین درآمد و ایجاد کار و شرایط ایمن برای اشتغال والدین این کودکان، مبارزه با فقر و نابرابری، اقدامات حقوقی و بازنگری در قوانین و مقابله قانونی با کار کودکان، تهیه و ابلاغ آیین نامه های اجرایی قانون حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان ،ضرورت ارتقاء مسئولیت اجتماعی نسبت به کار کودک، مقابله با پذیرش و بهنجار سازی کار کودک، تقویت جامعه مدنی، جلب مشارکت مردم، بسیج عمومی مردم، حمایت از فعالیت سمن های فعال در این حوزه از راهکارهای موثر برای حذف کار کودک است.
جمهوری اسلامی ایران با پیوستن به کنوانسیون حقوق کودک و همچنین پذیرش مقاوله نامه 182سازمان جهانی کار در سال 80، ملزم به تامین حقوق کودکان بوده و می بایستی با اتخاذ تدابیر فوری و موثر در جهت محو بدترین اشکال کار کودک بخصوص “زباله گردی کودکان” اقدام نماید.
به درستی یکی از معیارهای مهم ارزیابی توسعه یافتگی جوامع بشری توجه به حقوق کودکان در آن جامعه است .از این رو ” منع کار کودک” و تامین شرایط رشد و بقا و منافع عالیه کودک بایستی در برنامه های هر کشوری دیده شود.
ملزم کردن پیمانکاران و کارفرمایان برای عدم استفاده از نیروی کار کودکان و افزایش سیاستهای حمایتی و رفاهی از وظایف دولت است.
موسسه مهر و ماه روزجهانی لغو کار کودک را فرصتی میداند. تا بار دیگر مسئولیت نهادهای دولتی را درراستای لغو کار کودک یادآور شده وخواستار اجرایی شدن هر چه سریعتر قانون حمایت از کودکان و نوجوانان که اخیرا به تایید شورای نگهبان هم رسیده است می باشد. و براین باور است که با مشارکت مردمی میتوان موثرتر در جهت احقاق حقوق کودکان مطالبه گری کرد .
پیام نوروزی موسسهی توانمندسازی مهروماه به مناسبت نوروز 1399
صحن چمن از شکوفه ها رنگین شد
و ز عطر اقاقیا هوا سنگین شد
در نغمه هر چلچله پیغامی هست
کای خفته روزگار فروردین شد
بهار می آید و با گام های لطیفش حال روزگار را دگرگون می کند. نوروز طلایه دار زیبایی و طراوت و سبزینگی است و خبر از آغازی دوباره می دهد و فرصتی دیگر برای رویش و نو شدن و تحول! و چقدر ما در طلیعه سال 1399 هجری خورشیدی محتاج نوروز و پیام های بهاری اش هستیم.
سالی که در آستانه تحویلش قرار داریم بیش از همیشه در تاریخ معاصر این سرزمین سرشار از ناملایمات و تلخی ها و گرفتاری ها برای یکایک مردمان آن بود. از سیل خانمان برانداز آغازینش تا بیماری همه گیری که کام ما را در آخرین روزهایش تلخ کرد. میان این همه اتفاق، بی تدبیری ها و ندانم کاری های مسئولین که قرار بوده در این وانفسا مرهم درد مردم باشند بر حجم آلام مردم افزود و شد آنچه که امروز همگان شاهد آنیم! شوربختانه محصول ساختارهای نادرست اقتصادی و اجتماعی حاکم و همچنین ناکارآمدی مسئولین و سوئ مدیریت در سالیان اخیر، افرایش شکاف طبقاتی و افزوده شدن به شمار اقشار کم برخوردار و آسیب پذیر جامعه بود که منجر به گسترش ناهنجاری ها و آسیب های مختلف اجتماعی می شود و در سالی که گذشت به نقطه اوج خود رسید.
سالهاست که جامعه ایران زیر بار بحران های مختلفی که به او تحمیل می شود تنها با نیروی امید و همبستگی ملی و مردمی ایستادگی کرده است و افزایش اگاهی عمومی و احساس مسیولیت اجتماعی و خودباوری تک تک ایرانیان که در بزنگاه های مختلف بروز و ظهور می یابد نوید بخش آینده ای بهتر و روشن تر برای ماست.وجود مردمانی که در شرایط ناکارامدی و حیرت مسئولین خود دست به کار شده و تلاش می کنند که مقابل سیل حوادث بایستند و آسیب ها را به حداقل برسانند و به فرزندانشان نیز ایستادن بر پای خود و مقاومت برای احقاق حقوق خود و مطالبه گری و عشق به هم نوع را می آموزند نقطه قوت ما ایرانیان است که با تقویت آن می توانیم وضعیت موجود را تغییر داده و و آینده ای روشن تر برای فرزندانمان بیافرینیم.
نهادهای مدنی در چنین وضعی وظیفه دارند به عنوان نهادهای کارآمد و واسط میان مردم و حاکمیت در کنار شناسایی اقشار آسیب پذیر و مسائل مبتلابه آنان و انجام اقدامات اثربخش برای کاهش آنها در مقام مدعی العموم به آسیب شناسی و نقد سیاست های نهادهای حاکمیتی به خصوص دولت پرداخته و برای بهبود امور و اصلاح سیاست های ناکارآمدی که منجر به بروز شرایط کنونی کشور شده است به نمایندگی از افکار عمومی مطالبه گری نمایند. حقیقت تلخی است که باید بپذیریم ما در حال حاضر با بحرانی بزرگ و ملی دست به گریبانیم که جز با اراده ملی و پویشی همگانی امکان مواجهه با آن وجود ندارد.
شیوع کرونا در روزهای پایانی سال جاری حلقه آخر زنجیری از ابتلائات همچون تلاطمات شدید اقتصادی و کاهش مداوم قدرت خرید مردم، افزایش لجام گسیخته نرخ ارز و رکود شدید بخش های مولد اقتصاد، بحران های زیست محیطی، بی توجهی به اعتراضات مردم ، در قبال شرایط نامناسب اقتصادی و افزایش نرخ بنزین، ماجرای جانسوز سقوط هواپیمای اوکراینی و نظایر آن است که در سالیان اخیر بر پیکر نحیف جامعه ایران نواخته شده است. رخدادهایی که بروز هر یک از آنها به تنهایی برای فروپاشی اجتماعی کافی به نظر می رسد ولی متاسفانه نه تنها مواجهه مناسبی با آنها صورت نگرفته و پاسخ شایسته ای داده نشده است بلکه تنها به پاک کردن صورت مساله پرداخته شده و در نتیجه جامعه در مواجهه با هر مصیبتی آسیب دیده تر از قبل می نماید.
نمونه آخر از این سلسله اقدامات دادن قرض و وام به افرادی که مساله آنها قوت روزانه و سیر کردن شکم گرسنه خانواده شان است که منبع درآمد ناپایدار و اندک شان در هفته های اخیر دستخوش نابودی شده است در حالی که دوای آنی درد این مردم – که متاسفانه روز به روز و با سرعتی زیاد بر آمارشان افزده می شود- کمک بلاعوض و حمایت تام و تمام از محل منابع و ذخایر استراتژیک ملی است که بی شک امروز زمان صرف آن است. حمایت از کسب و کارهای کوچک – که درصد قابل توجهی از فعالان اقتصادی را تشکیل می دهند- سیاست مهم دیگری است که باید به طور قاطع و صریح و با ضریب فراگیری بالا در دستور کار مسوولان امر قرار گیرد تا بتوان امیدوار بود که با فروکش کردن بحران کرونا شاهد موجی از بیکاران و بدهکاران و ورشکستگانی نباشیم که – اگر از شر این ویروس شوم جان سالم بدر برده اند – در سایه تعطیلی کسب و کارهایشان محکوم به نابودی و فلاکت شوند. اگرچه باز هم تکرار می کنیم که همه این پیشنهادات مسکنی موقت و اقدامی عاجل برای کوتاه مدت است و اگر اراده ای برای اصلاح ریشه ای امور و افزایش کارایی و اثربخشی حاکمیت وجود نداشته باشد آینده آبستن حوادث تلخ و شوم بیشماری است.
موسسه توانمندسازی زنان و کودکان مهر و ماه به عنوان یک نهاد مدنی،از ابتدای تاسیس تا کنون، تلاش کرده است که در تمام فراز و فرودهایی که بر جامعه مان گذشت تا حد ممکن برای کاهش رنج و درد انسان ها مسئولیت اجتماعی خود را ایفا کند. شکی نیست که میان توان ما و آرزوهامان هنوز فاصله ای فراوان است و امید داریم در سال نو با همت همه نیک اندیشان و خیرخواهانی که یاریگر مهر و ماه در همه سال های فعالیتش بوده اند این فاصله کمتر شود.
ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید
هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند
امید که سال نو برای همگان سرشار از اتفاقات خوب توام با سلامتی و برکت باشد.
توسن مراد رام
ایام به کام
نوروز مبارک
موسسه توانمندسازی زنان و کودکان مهر و ماه
بیانیهی موسسه مهروماه در خصوص وقایع تلخ آبان ماه
افزایش یک باره قیمت بنزین بدون اعلام قبلی، شوک بزرگی بود برای مردمی که زیر بار فشارهای اقتصادی یک سال اخیر، دیگر طاقت هیچگونه افزایش بهایی را نداشتند و ندارند و از مسئولینی که به کرات خود را حامی محرومین میخوانند انتظار میرود که نگرانی مردم را از وضعیت پیش امده درک کنند.
مشاهده پدیدههایی مانند بیکاری، ناتوانی خانوادهها از تأمین مخارج اولیه زندگی به واسطه گرانی بیش از حد و فقیر و فقیرتر شدن انسانها، برای فعالان مدنی که در مناطق حاشیه نشین و محلههای دچار آسیب، مسئولیت اجتماعی خود را انجام میدهند، تبدیل به امری روزمره شدهاست و دردا که جمعیت مناطق حاشیهنشین روز به روز بیشتر میشود. در چنین بستری، تلاشهای خستگی ناپذیر سمنها برای خارج کردن کودکان از چرخه کار و مشارکت در تامین معاش خانواده ابتر میماند و هر روز کودکان بیشتری مجبور میشوند رویای درس و مدرسه را به فراموشی سپرده و کودکی خود را در کارگاهها و کورهپزخانهها و خیابانها و غیره سپری کنند تا درآمد ناچیز خود را بر سفره خالی خانواده بیاورند.
دولت ایران با پیوستن به کنوانسیون حقوق کودک متعهد به تضمین شرایط رشد جسمی، روحی، عاطفی کودکان و همچنین ایجاد بستری مناسب برای آموزش، تغذیه و بهداشت کودکان شده است. سازمانهای مردمنهاد در چنین شرایطی که مدام بر تعداد افراد آسیبپذیر جامعه افزوده شده و بار مسئولیت ایشان سنگینتر میشود گریزی از بیان رساتر مطالبات مدنی خود و انتظار شنیده شدن از جانب مسئولان امر ندارند.
موسسه توانمند سازی زنان و کودکان مهر و ماه،به عنوان یک نهاد مدنی که از نزدیک و به طور مستقیم با وضعیت بحرانی و بغرنج کودکان و زنان آسیبدیده و در معرض آسیب از فقر و خشونت دست و پنجه نرم میکند، ضمن ابراز تاسف از اتفاقات دو هفته اخیر و اعلام تسلیت به خانوادههای جانباختگان، برخود فرض میداند که اذهان عمومی و به خصوص مسئولان را متوجه پیامدهای ناگوار اعمال فشارهای اقتصادی ناگهانی بر گرده اقشار فرودست بنماید. کودکان این خانوادهها بیش از همه مردم از تبعات چنین تصمیمهایی متضرر شده و رنج میکشند و اندک امیدی که به ساختن آیندهای متفاوت و بهتر دارند را از دست میدهند.
موسسه مهر و ماه مجدانه از مسئولان امر می خواهد که به وضعیت کودکان آسیب دیده از وقایع اخیر بپردازند و برای پیشگیری از تکرار چنین برخوردهای خشونتآمیزی که برای کل جامعه و به خصوص کودکان پیامدهای ناگواری دارد، راههای مسالمتآمیز بیان مطالبات و حل مشکلات را همچنان که در قانون اساسی، به صراحت به رسمیت شناخته شده است به رسمیت بشناسند و گوش شنوایی برای مطالبات مردمی و دست توانایی برای حل مشکلات جامعه باشند.
بیانیهی مهروماه در محکوم کردن حملهی ترکیه به کوردهای شمال سوریه
بیانیهی مهروماه به مناسبت هفتهی کودک
کودکی مفهومی است که تعاریف متنوعی در چارچوب رویکردهای مختلف نظری و ارزشی به خود میپذیرد؛ در برخی نگاهها کودکی با مختصات جسمی سنجیده میشود و در برخی موارد با قدرت روانی و توان مدیریت خود و روابط اجتماعی. از برخی مناظر کودکی دورهای ارزشمند است که باید به طور مستقل مورد توجه قرار گیرد و اقتضائات خاص آن رعایت شود و از برخی مناظر دیگر صرفا دورهای پیشینی است برای رسیدن به مرحلهی اصلی زندگی و بنابراین عبور از آن ارزشمند است و نه تلاش برای حفظ آن تا مدت تعریف شده. در بسترهای فرهنگی مختلف غلبه با هرکدام از این رویکردها که باشد وضعیت عینی زندگی کودکانی که در چنان بستری متولد شده و مراحل جامعهپذیری را پشت سر میگذارند متأثر میشود. با این همه در دوران مدرن و با گسترش امکانات ارتباطی میان جوامع و فرهنگهای مختلف و به خصوص در سالهای اخیر با رواج و استفاده فزایندهی انسانهای مختلف از وسایل ارتباط جمعی که مرزهای جغرافیایی را در نوردیده و امکان تبادل فرهنگی و تقریب ایدهها را فراهم نمودهاست تعریف نسبتاً مشترکی از مفاهیم مختلف از جمله کودکی در حال شکلگیری است. نگاهی که کودکی را موضوعی محل تأمل میداند و به حقوق کودکان به مثابه مسئلهای انسانی که ضرورتاً باید در قوانین جوامع مختلف مورد توجه قرار گیرد می پردازد. در چنین بستری است که روزی به عنوان روز جهانی کودک تعریف میشود که بدین وسیله مسئلهی کودکی و اقتضائات آن در معرض توجه جهانی قرار گیرد.
امسال روزجهانی کودک در حالی گذشت که کودکان بسیاری هنوز در معرض جنگ و آسیبهای فراوان ناشی از آن هستند. کودکان بسیاری در سراسر جهان از کار اجباری رنج میبرند و بسیاری دیگر از آنها از حق تحصیل محرومند و برخی دیگر مجبورند که به سرعت کودکی را پشت سر گذاشته و در نقش همسر و والد و غیره در شبکهی روابط اجتماعی وارد شوند.
موسسهی توانمندسازی مهرو ماه بر مبنای نگاهی که کودکی را حق کودکان می داند در سالهای گذشته همهی تلاش خود را به کار بردهاست که تا حد توان نگذارد که کودکان به واسطه نداشتن اوراق هویتی از حق تحصیل محروم شوند، به واسطهی نداشتن توان اقتصادی از مهارتآموزیهای اجتماعی و کسب توانمندیهای روانی محروم شوند و به واسطهی فقر فرهنگی به اجبار کودکی را به سرعت پشت سر گذاشته و نقشهای اجتماعی بزرگسالان را ایفا کنند. روشن است که تلاشهای کنشگران مدنی زمانی به تغییرات اجتماعی پایدار منجر خواهد شد که ساختار سیاسی ضرورت آنها را بپذیرد و ادبیات چنان مطالباتی در رایزنیهای انجام شونده در نهادهای قدرت راه یافته و به وضع قوانین قابل اجرا و پیگیری با تعیین مجازاتهای رسمی برای بازدارندگی از تضییع حقوق کودکان منجر شود. تا آن روز که مواجههی نهادهای قدرت با کودکان کار تنها به حل صورت مسئله و جمعآوری آنها از عرصهی عمومی محدود نشود، کودک همسری محو شود و همه کودکان به واسطه کودک بودنشان و فارغ از مرزبندیهای جغرافیایی و سیاسی حق تحصیل و زندگی در صلح و امنیت داشته باشند، مهرو ماه دوشادوش دیگر کنشگران مدنی به تلاشهای فرهنگی و اجتماعی خود مجدانه ادامه خواهد داد.
به امید روزی که حقوق هیچ کودکی پایمال نشود.
بیانیهی مهروماه در مخالقت با از سرگیری طرح دستگیری کودکان کار
بار ديگر شاهد اجرای طرح جمعآوری كودكان كار در خيابان از سوی مسئولين دولتی هستيم. طرحی كه ناكارآمدی خود را بيش از سی و دو بار تجربه نتوانسته به مسئولين ثابت كند. آنچه كه كودكان را به سرچهارراهها میكشاند فقر خانواده است و با دستگيری كودكان، فقر از بين نخواهد رفت. بارها در جلسات مشتركی كه ما، سازمانهای مردمنهاد با نهادهای مسئول و ذيربط در اين خصوص داشتيم، زوايای مختلف اين روش مورد ارزيابی قرار گرفته. بعضاً از طرف برخی نهادهای رسمی كشور نيز رد شدهاست. اما مشخص نيست با چه توجيهی دوباره اين طرح كه از ابتدا انتهايش آشكار است اعتبار گرفته و شروع شدهاست.
آيين نامهی «ساماندهی كودكان كار و خيابان در سال ٩٢» با بازنگری كارشناسانه توسط وزارت رفاه و دو تن از نمايندگان سمنها تبديل به آييننامهی حمايت اجتماعی شد و در مجموع نگرش درست و منطقی نسبت به پديدهی كودک كار دارد. با آنكه در جلسات متعدد با مسئولين، ما سمنها خواهان اجرای آييننامهی فوق شديم، اما مشخص نيست كه چرا آييننامهی فوق از دستور كار خارج شده است. ادعا شدهاست كه در طرح جديد جمع آوری كه زير نظر فرمانداری و با همكاری سازمان بهزيستی، وزارت كشور، نيروی انتظامی و شهرداری، صورت میگيرد، كودكان كار به مركز فوريتهای اجتماعی كه وابسته به فرمانداری و شهرداری است منتقل میشوند. گفته شدهاست كه پس از ارزيابی اوليه به مراكز وابسته به شهرداری سپرده میشوند. طبق اظهارات معاون امور اجتماعی سازمان بهزيستی، متناسب باوضعيت خانوادگی اين كودكان، رويكردهای مراكز نيز متفاوت خواهد بود. طبق اظهارات ايشان اگر خانوادهای فقر مالی داشته باشد اقدامات حمايتی برای آن خانواده انجام خواهد شد. حال سوال اينجاست كه واقعاً معاون امور اجتماعی اطلاع ندارند كه فقر مالی دليل عمدهی حضور كودكان در خيابان است؟ واقعا نياز است كه كلی اعتبارات هزينه شود و كودكان را از خانوادههايشان جدا كنيد كه مصداق بارز كودکآزاری است و در مراكزی نگهداری كنيد و كلی هزينهی كارشناسی صورت گيرد كه مشخص شود فقر مالی در خانواده، آنها را به خيابان كشانده؟ سمنها بارها در جلسات به مسئولين اعلام كردند كه بيشتر كودكان كار در سمنها دارای پروندههای مددكاری هستند و تمام مراحل كارشناسی كه در اين طرح ديده شدهاست در سمن ها انجام شده است و نيازی به گرفتن كودكان و جدا كردنشان از خانواده نيست و به راحتی ميتوانند از اين مرحله به بعد كه بعد حمايتي است، در ارتباط با خانواده كودک ادامه دهند اما حكمت تكرار روشهای بیپاسخ را در كجا بايد جستجو كرد. اگر واقعاً مسئلهی رسيدگی و حمايت از كودكان كار است پس چرا فقط كوكان كار در خيابان مسئله شده است؟ كودكانی كه در كارگاههای زيرزمينی كار میكنند يا كودكان كار در كوره پزخانهها، مزارع، رستورانها و … كجای اين طرح هستند؟ بیشك اصلاح منظرهی شهری اولويت اول مسئولين بوده است. به عبارتی پاک كردن صورت مسئله با دستگيری كودكان، نه فقر خانواده ازبين میرود و نه كودک كار از كار دست میكشد، چرا كه نياز خانواده هنوز پابرجاست. به اعتراف خود مسئولين بهزيستی بيش از ٨٥ درصد كودكان كار در خيابان به همراه خانواده خود زندگی میكنند و عباراتی نظير وجود مافياهای كار كودكان برای توجيه طرح است. اين طرح فقط باعث ميشود تعداد بيشتری از كودكان كار از خيابانها به كارگاههای زيرزمينی پناه ببرند، كه خطرات بسيار جدی تری برای مورد آزار قرار گرفتن اين كودكان بههمراه خواهد داشت. اميدواريم مسئولين از اجرای طرحهای ضربتی و قهری و تكراری ناكارآمد به سمت حركتهای بنيادیتر رفته و از تجربيات سودمند و دلسوزانه سمنها و دانش اساتيدی كه سالها در اين زمينه مطالعه و كار كردهاند و صاحب انديشه هستند، استفاده برده و برای طرحی همه جانبهتر و كارشناسیتر شده هزينه كنند. اين معضل در بسياری از كشورها با طرحهای اصولی و غير قهری حل شدهاست. آسيب اجتماعی را نمیتوان با طرحهای ضربتی و عاجل از ميان برد.
بیانیه شبکه یاری کودکان کار به مناسبت 22 خرداد 98 (12 ژوئن) روز جهانی مبارزه با کار کودک
بار دیگر به دوازدهم ژوئن ، روز جهانی مبارزه علیه کار کودک رسیده ایم و همزمان سازمان جهانی کار ( ilo) به مناسبت یکصدمین سال تلاش خود برای لغو کار کودک و با توجه به اینکه امروزه از هر ده کودک کار در جهان ، هفت نفر از آنان در بخش کشاورزی فعالند ، شعار ” کودکان نباید در مزارع کار کنند، آنها باید به رویاهایشان بپردازند (children shouldn’t work in fields , but on dreams ) را به عنوان شعار محوری خود برای این مناسبت برگزیده است.
یکصد سال پیش، در روز ۲۹ اکتبر سال ۱۹۱۹ ، هنگامی که اعضای سازمان جهانی کار در اولین نشست خود ، بر اساس اهمیت موضوع و به واسطهی حساسیت اجتماعی بالایی که در آن دوره به علت مبارزات انسان دوستانهی کسانی نظیر خانم مری جونز و دیگر همراهان معدنچیاش شکل گرفته بود، بررسی مقاوله نامهی شماره ۵ خود، با موضوع ممنوعیت کار کودکان زیر ۱۴ سال بدون حضور اعضای خانواده را در دستور کار قرار داده و آن را به تصویب رساند، برای اولین بار مسیر پر افت و خیزی را برای مهار گام به گام کار کودکان در عرصهی جهانی آغاز کردند که تا امروز همچنان ادامه دارد.
آغاز کنندگان این مسیر، هرگز باور نمیکردند که یکصد سال بعد، جهان همچنان شاهد پدیدهی خشن و غیر انسانی بهره کشی از کودکان باشد .
و امروز هم بعد از گذشت یکصد سال ، شعار ” کودکان نباید کار کنند، باید به رویاهایشان بپردازند” نیز مطالبهی به حق و امید بخشی ست که متاسفانه به دلیل نابسامانیهای حاکم بر جهان امروز، همچنان در هالهای از ابهام و نا امیدی مطرح میشود. چرا که طراحان این سوال، خود بهتر از همه میدانند وقتی که ثروت ۲۶ نفر از ثروتمندان جهان ، به تنهایی برابر با کل ثروت نیمی از فقیرترین مردمان جهان است چه نتایجی میتواند داشته باشد.
طی صد سال گذشته اگر چه برخی از کشورهای جهان به دلیل رشد اقتصادی قابل توجه و برخورداری از برنامهریزیهای اجتماعی عادلانهتر در توزیع فرصتها، موفق شدهاند گامهای موثری در مسیر پایان بخشیدن به کار کودکان بردارند، اما متاسفانه هنوز هم بخشهای قابل توجهی از کشورهای جهان به ویژه در آفریقا و آسیا ، به دلیل در گیر بودن با مشکلات متعدد از جمله جنگها و منازعات سیاسی و ایدئولوژیک و یا به دلیل نابرابری و ناکار آمدی نظامهای سیاسی- اجتماعی حاکم بر خود، همچنان در گیر پدیدهی کار کودک بوده و قادر به ترسیم چشم اندازی واقعی برای برون رفت از آن نمیباشند .
از جنگها و مخاصمات ایدئولوژیک بین کشورها و تاثیر ویرانگر آن بر زندگی کودکان که بگذریم نوع نگرش اقتصادی – اجتماعی کشورها در ادارهی امور داخلی خود، وجه دیگری ست که در صورت عدم برخورداری از ساز و کارهای عدالت محور ، نه تنها قادر به پایان بخشیدن به کار کودکان نیستند، بلکه روز به روز باید در انتظار عمیقتر شدن شکاف طبقاتی و غلتیدن گروههای بیشتری از کودکان، در چرخهی بهرهکشی و استثمار در آنها باشیم .
اگر بخواهیم به شعار آرمان گرایانهی خود، یعنی جایگزینی فرصت رویا پردازی به جای کار برای کودکان در کشور خودمان بازگردیم ، میبینیم علیرغم تمام تلاشهای اجتماعی صورت گرفته توسط تشکلهای غیر دولتی برای کاستن از رنج کودکان کار، سیاستهای و سمتگیریهای کلان اقتصادی – اجتماعی کشور، مسیری معکوس را در پیش گرفتهاند.
عدم پایبندی تصمیم گیرندگان و متولیان امر نسبت به ابزارهای تعادل بخش اجتماعی نظیر حق تشکلیابی پیشبینی شده در بند ۱۰۴ و دیگر بندهای تعدیل کنندهی قدرت در قانون اساسی کشورمان و نیز عدم پایبندی به مقاوله نامههای ۸۷ و ۹۸ سازمان جهانی کار در خصوص حقوق بنیادین کار ، منجر گردیده مسیر دسترسی به ثروت و سرمایه، روندی یک سویه و از بالا به پایین پیدا کرده و در این فرایند، اصلی ترین نیروی خلق کنندهی ثروت و سرمایه در کشور یعنی کارگران ، از نقش واقعی و تعیین کننده خود در تعادل بخشی به نظام توزیع ثروتها ، محروم مانده و به دلیل نداشتن تریبون و تشکلهای اثر گذار، ناگزیر چشم به دست تصمیم گیرندگان در مورد حقوق و دستمزدی اندک که در بسیاری موارد حتی کفاف اجاره بهای منزل آنان را هم نمیدهد باقی ماندهاند و در این جولانگاه یک سویه، صاحبان قدرت و ثروت هر روز با بهرهگیری از ابزارهای ابداعی و به ظاهر قانونی خود ساختهای نظیر قراردادهای موقت کار، سهم بیشتری از ثروت را نصیب خود کرده و گروههای اجتماعی بیشتری را به ورطهی فقر و ناداری کشاندهاند.
در چنین شرایطی چگونه میتوان صحبت از پایان بخشیدن به کار کودکان کرد و یا آرزوی فرصت “رویا پردازی، به جای کار” برای آنان را داشت ؟
در شرایطی که در اثر سرگردانی فکری و استیصال تئوریک، حداکثر واکنشی که از سوی متولیان امر در عرصهی حمایت از کودکان کار شاهدیم، پهن کردن سفرهی مرحمت و یا متوسل شدن به روشهای غیر قانونی و خشنی نظیر دستگیری و جمعآوری کودکان از سطح شهر است، چگونه میتوان به افق باز رهایی کودکان از چرخهی کار دل بست ؟
در حالیکه حتی آییننامهی حمایت اجتماعی از کودکان کار مصوب سال ۱۳۸۴ ، که مورد وثوق بسیاری از دستگاههای ذیربط و تشکلهای غیر دولتی فعال در این عرصه بوده، همچنان به فراموشی سپرده شده است .
واقعیت امر این است که سرنوشت کودکان کار از سرنوشت پدران و مادران رنج کشیدهشان جدا نیست. همانگونه که سر نوشت پدر و مادران شان نیز از سرنوشت جامعه و دیگر همنوعانشان جدا نبوده و نیست .
در چنین شرایطی، بدون اندیشیدن به عوامل به وجود آورندهی فقر و نابرابری در گسترهای وسیع و نیز بدون تلاش برای تغییر مسیر گردش ثروت و سرمایه و توازن بخشی بر روابط نامتوازن نیروی کار و سرمایه، چگونه میتوان سخن از رویای پایان کار کودکان به میان آورد ؟
بی تردید، بازنگری در شرایط موجود و احترام کامل به حقوق صنفی پیشبینی شده در اسناد داخلی و بین المللی در خصوص حق برخورداری از تشکلهای مستقل صنفی و مدنی برای همهی نقش آفرینان عرصهی کار و تولید، میتواند مسیر سیاستگذاریهای اجتماعی را تا حد قابل توجهی به سمت رویکردی عدالت خواه هدایت نماید که در پرتو آن، همهی به وجود آورندگان ثروتهای ملی به سهم واقع بینانهتری از دسترنج خود دست یافته و جامعهی پرتلاطم و نابرابر کنونی، به سمت جامعهای متوازن و پویا تغییر مسیر دهد.
فاصله گرفتن از رویکردهای نابرابر اقتصادی و سمتگیری در جهت رویکردهای مشارکتی و عدالت محور در ادارهی امور، مسیری ست که به واسطهی ظرفیتهای مشارکتی و حس اطمینان خاطری که در جامعه ایجاد میکند، موجب بسط و استقرار عدالت اجتماعی، تقویت حس تعلق خاطر همگانی، بلوغ فکری جمعی و تحکیم همبستگی ملی میان همهی گروههای اجتماعی، به ویژه در میان گسترهی وسیع کشاورزان و کارگران که اصلیترین نقش آفرینان عرصهی تولید و استقلال اقتصادی کشور هستند میشود، که در پرتو آن میتوانیم روزگار بهتری، توام با آرامش خاطر و برخورداری از حق آموزش، امنیت، بازی، تفریح و فرصت رویا پردازی به جای کار را برای همهی کودکان کشورمان شاهد باشیم.
شبکه یاری کودکانکار، ضمن گرامیداشت این روز و تبریک آن به همهی فعالین این عرصه، همگان را دعوت به تلاشی بیوقفه برای صیانت از حقوق کودکان و پایان بخشیدن به پدیدهی غیر انسانی و پر آسیب کار کودکان مینماید.
شبکه یاری کودکان کار
دوازدهم ژوئن ۲۰۱۹
برابر با بیست و دوم خرداد ماه ۱۳۹۸
بیانیهی موسسه مهر و ماه برای روز جهانی کار و کارگر
اول ماه می ۱۸۸۵ (۱۱ اردیبهشت) عدهای از کارگران آمریکا برای شرایط سخت و ناعادلانهی کاری خود دست به اعتراضاتی زدند که موجب کشتار تعدادی از آنها شد. با این حال کارگران برای دستیابی به خواستههایشان به اعتراضات خود ادامه دادند، تا اینکه سرانجام به نتایج مطلوبی دست یافتند.
به این مناسبت دهها سال است درکشورهای مختلف روز اول ماه می را به عنوان روز جهانی کارگر، یاد و خاطرهی آن کارگران را گرامی میدارند.
کارگران ایران، امسال نه تنها با مسائل تکراری از جمله منصفانه نبودن قراردادهای کاری، بیمهی نامناسب اجتماعی، عدم افزایش مستمر دستمزد براساس تورم و … روبرو هستند بلکه به دلیل اتفاق ناگوار سیل در برخی از مناطق متاسفانه تعداد زیادی از ایشان محصولات زراعی، دامها و سرمایههای کاری خود با از دست رفتن خانه و کاشانهی خود مواجهند و با عدم موجودیت سازمانهای کارگری که میتوانست با حضور خود، ساماندهی خواستههای کارگران را با دولت و کارفرمایانشان عهدهداری کند، با روند کند و گاهی بینتیجه برای جبران خسارات خود دست و پنجه نرم میکنند.
مدتهاست که افزایش دستمزدها، متناسب با تورم درکشور انجام نگرفته و اکثر کارگران در زیرخط فقر زندگی میکنند و دستمزدشان همیشه بسیار پایینتر از وضعیت واقعی دستمزدهاست، در نتیجه روز به روز با سفرههای خالیتر به حاشیه شهرها رانده شده، آرامش و امنیت خود و خانوادههایشان را از دست میدهند.
برای از بین بردن مشکلات کارگران و امکان بهرهمندی از یک زندگی شرافتمندانه با رعایت کرامت انسانی، ما خواستار اجرایی شدن بندهای زیر به نفع طبقهی کارگر کشورمان هستیم:
ساماندهی مشکلات کارگران با ارتباط موثر اعضای شوراهای کارگری و نمایندگان کارگران
توجه ویژه نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی ایران به شرایط کارگران به خصوص حقوق زنان کارگر
اصلاح قوانین در خصوص حمایت از کودکان و افزایش سن کار از ۱۵ به ۱۸
شفافسازی وضعیت بیمهی کودکان کارگر ۱۵ تا ۱۸ سال
منصفانه کردن قراردادهای کارگری
برطرف کردن سطح اختلاف حقوق کارگران زن نسبت به کارگران مرد
تامین بیمهی مناسب اجتماعی
افزایش مستمر دستمزد کارگران براساس نرخ تورم
جلوگیری از تعطیل شدن کارگاهها، کارخانهها و بنگاههای اقتصادی
بیانیه موسسه مهر و ماه برای روز جهانی صلح
در حالی به روز جهانی صلح میرسیم که جنگ و خشونت، تروریسم سایه خود را بر پهنه عظیمی از جهان گسترانده است. استبداد و خودکامگی بسیاری از دولت ها، نقض مکرر و مستمر حقوق بشر،تحریم های دارویی، بهداشتی و غذایی علیه بسیاری کشورها، هر چند همه بر خلاف منشور سازمان ملل متحد و تعهدهای بین المللی دولت ها است. اما روز به روز چهره زشت و خشونت بار خود را عریان تر میکند.
فقر و مهاجرت، بی خانمانی و آوارگی بلای جان میلیونها انسان بیگناه شده است. کودکان و زنان و معلولین و افراد غیرنظامی بیشترین قربانیان این خشونت می باشند. درد آوارگان سوری و افغانستانی و… هنوز التیامی نیافته است که کودکان یمنی نیز به آنها اضافه می شوند.
امروزه همبستگی جهانی یک ضرورت است و ما نمیتوانیم نسبت به مسائل و رنج مهاجرین بی تفاوت باشیم. مهاجرین بسیاری نیز به کشور ما پناه آورده اند. حمایت و کمک به برگشتن آنها به زندگی از وظایف انسانی ما است. کودکان بسیاری را در خیابانها و کارگاههای کوچک مشغول به کار میبینیم که اکثریت آنها همین مهاجرین آواره جنگ و فقر حاکم بر خانه و کاشانه شان هستند. پدیده شوم کودکان زباله گرد نشان از بی عدالتی و خشونت جامعه نسبت به این کودکان مهاجر است.
به گفته باروخاسپینوزا، صلح به معنی نبود جنگ نیست بلکه فضیلتی است که از نیروی جان مایه میگیرد و همان طور که آزادی به معنای زندانی نبودن نیست صلح هم به معنی نبود جنگ نیست.
صلح باید از ذهن انسانها سرچشمه بگیرد.
احترام گذاشتن به حقوق مردم، پذیرفتن تفاوت ها و تنوع ها، احترام به مردم سرزمین های دیگر، حفظ محیط زیست، میراث فرهنگی، احترام به اقوام، ادیان، ملل، فرهنگ های مختلف زمینه ساز فرهنگ صلح است.
کشورهای بزرگ و کوچکی هستند که با مردم دنیا در تفاهم و همزیستی به سر می برند و کودکان خود را برای زندگی مسالمت آمیز تربیت میکنند و به این باور رسیده اند که تداوم هر جامعه فقط به واسطه فرهنگ صلح شکل میگیرد.
اگر نظام های آموزشی و سیاست های فرهنگی برای نسل جوان مبتنی بر صلح، عدالت و شادی باشد. میتوان امیدوار به نهادینه شدن فرهنگ صلح در ذهن ها بود.
کودکانی که از کودکی ارزشهای صلح را آموخته اند قطعا توان بیشتری برای زندگی مسالمت آمیز همراه با صلح و دوستی و مفاهیم زندگی را خواهند داشت.
برای تحقق رویای جامعه بشری “جهانی عاری از جنگ و خشونت” با فراگیر کردن “فرهنگ صلح” تلاش کنیم.
بیانیه موسسه مهروماه برای روز جهانی مبارزه با کار کودک
حق کودکی را از کودکان سرزمینمان نگیریم
بر اساس پیماننامه جهانی حقوق کودک، هر فعالیتی که ممکن است کودک را در معرض استثمار اقتصادی قرار بدهد و برای او زیانبار باشد و به تحصیل کودک خللی وارد کند یا به سلامتی، رشد جسمانی، ذهنی، اخلاقی یا اجتماعی او آسیب برساند کار کودک محسوب میشود.
همه کودکان حق دارند در محیطی امن رشد کنند و از حقوق اولیه مانند آموزش رایگان، تغذیه مناسب، سلامت، بهداشت، درمان و داشتن شناسنامه، بهرهمند باشند. توجه به نیازهای عاطفی و روانی کودک، نگاه یکسان و بدون تبعیض، فارغ از جنسیت و ملیت و قومیت، حق همه کودکان است.
در این میان ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی که نقش بسزایی در افزایش فقر و حاشیهنشینی دارند بر وضعیت زندگی کودکان اثر مستقیم میگذارند. واقعیت این است زمانی که زمینههای ساختاری پدیدآمدن یا گسترش معضل کودکان کار را بررسی میکنیم به عدم تعادل ساختاری بین درآمدها و مخارج خانوارها بهویژه دهکهای فقیرتر جامعه میرسیم. یکی از پیامدهای این عدم تعادل، عرضه کار کودک به بازار است.
افزایش آسیبهای اجتماعی در کشور مانند فقر، بیسوادی و کمسوادی، بیکاری، اعتیاد، خشونت، مهاجرت، حاشیهنشینی، تبعیض جنسیتی و نبود امکان تحصیل همه کودکان، بستری است برای پیدایش کودکان کار، خریدوفروش کودکان، ازدواج زودهنگام و بزهکاری کودکان. آوارگی و بیخانمانی نیز هدیه مهاجرت اجباری برای کودکان است.
باید توجه داشت کودکان کار چه در اشکال کار نهان و چه آشکار، در معرض بیشترین سوءاستفاده و آزار قرار میگیرند؛ اما چرا باوجود تمام این مشکلات لغو کار کودک تبدیل به مطالبه اجتماعی شهروندان نمیشود و چرا هنوز کودکان بسیاری در مشاغل پنهان با صدها آسیب دست به گریباناند؟
جمهوری اسلامی ایران با پیوستن به کنوانسیون حقوق کودک در سال 73 و همچنین پذیرش مقاوله نامه 182 سازمان جهانی کار در سال 80، ملزم به تأمین حقوق کودکان بوده و میبایستی با اتخاذ تدابیر فوری و مؤثر در جهت محو بدترین اشکال کار کودک اقدام نماید.
تغییر و بازنگری در سیاستهای اقتصادی و اجتماعی دولتی، تأمین درآمد و ایجاد کار و شرایط ایمن برای اشتغال والدین این کودکان، مبارزه با فقر و نابرابری، اقدامات حقوقی، بازنگری در قوانین و مقابله قانونی با کار کودکان، تصویب لایحه حمایت از حقوق کودک و نوجوان، ضرورت ارتقاء مسئولیت اجتماعی نسبت به کار کودک، مقابله با پذیرش و بهنجار سازی کار کودک، تقویت جامعه مدنی، جلب مشارکت مردم، بسیج عمومی مردم و حمایت از فعالیت سمنهای فعال در این حوزه از راهکارهای مؤثر برای حذف کار کودک است.
ملزم کردن شرکتها و کارفرمایان برای عدم استفاده از نیروی کار کودکان و افزایش سیاستهای حمایتی و رفاهی نیر از وظایف دولت در این حوزه است.
توجه داشته باشیم کودکان به هیچ تریبون و ابزاری برای پیگیری مطالبات خود دسترسی ندارند و این جامعه است که باید در این زمینه حساسیت داشته باشد و این دولت است که باید مسئولیتهای خویش را در این زمینه به عهده بگیرد. موسسه مهر و ماه روز جهانی لغو کار کودک را فرصتی میداند تا بار دیگر مسئولیت نهادهای دولتی را در راستای لغو کار کودک یادآور شده و خواستار تغییر اساسی در ایجاد و بهبود قوانین متضمن حمایت از کودکان باشد. مهر و ماه بر این باور است که با مشارکت مردمی میتوان مؤثرتر در جهت احقاق حقوق کودکان مطالبهگری کرد.
مطالبات مؤسسه مهروماه از رئیسجمهور آینده
این روزها بسیاری از گروهها و تشکلها اقدام به انتشار مطالباتشان از رئیسجمهور آینده میکنند. اینکه این خواستهها در بحبوحه انتخابات چقدر دیده و شنیده میشوند، شاید به اندازه طرح مکرر و عمومی مطالبات در فضای نسبتاً گشودهتر این روزها کمتر مورد توجه باشد. مؤسسه توانمندسازی مهر و ماه نیز با توجه به سابقه فعالیت پنج سالهاش در حیطه زنان و کودکان و در فضایِ محلهای مهاجرپذیر و محروم، نه لیستی بلندبالا که تنها بر دو خواسته مشخص و روشن تأکید دارد:
نخست) بهبود کیفیت نظام آموزش و پرورش در مناطق حاشیهنشین، غیررسمی و محروم کشور: خروج از چرخه فقر و محرومیت در مناطقی که به خاطر زمین ارزانقیمت، خانههای قولنامهای و اجارههای پایینتر به مرکز تجمع گروههای آسیبدیده و آسیبپذیر تبدیل میشود، به خودی خود و بدون دخالت عامل بیرونی تقریبا غیرممکن است. یکی از مداخلات ابتدایی و البته بسیار مهم و ضروری در چنین مناطقی، تقویت نظام آموزش و «پرورش» و مشخصاً مدارس آنهاست. نکته اساسی در این اولویتگذاری این است که اگرچه پایگاه اجتماعی-اقتصادی افراد به سختی در طول زندگی تغییر میکند و در بیشتر اوقات از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود، اما اجتماعیشدن جوانان به اندازه پایگاه اجتماعی-اقتصادی سخت و استوار نیست. یعنی می توان تصور کرد بدون لحاظ کردن پایگاه اجتماعی-اقتصادی افراد و تنها با تقویت نظام آموزش و پرورش عمومی، نسل آینده به نحوی جامعهپذیر شوند که آسیب کمتر، اعتماد به نفس بالاتر و جرات مداخلهورزی بیشتری در آیندهشان داشته باشند. به بیان ساده، باورهای افراد بواسطه جامعهپذیریشان قابل تغییر است. اگر کودکانِ طبقات فرودست جامعه، در مدارسی تحصیل کنند که تبعیدگاه معلمان بیتجربه و ناآگاه باشد، مددکار اجتماعی و مشاوره روانشناختی و تحصیلی در آن حضور نداشته باشند و دارای تراکم جمعیتیِ بالاتر از استاندارد باشد، نمیتوان امیدی به عدم تکرار چرخه فقر و آسیب بست و این در حالی است که اتفاقاً مدارس مناطق محروم پایینترین کیفیت را به لحاظ سختافزاری و نرمافزاری دارند. مساله مهم دیگر داشتن نگاهی فراملیتی و فراقومیتی به دانشآموزان در مدارس است. کودکان ایدهای درباره مرزهای سرزمینی و تعلقات قومی و نسبتاش با رفتارهای تبعیضآمیزِ معلم و کادر آموزشی ندارند. با این حال شاهد آن هستیم که در مدارس مناطق حاشیهنشین و محروم، هویتهای قومی و ملیِ دانشاموزان به وضوح در تعیین جایگاهشان در کلاس و مدرسه نقش ایفا میکند.
بدین ترتیب خواستههای مشخص ما بدین شرح است: آموزش رایگان برای همه کودکان ایرانی و مهاجران غیرایرانی، استفاده از مددکار اجتماعی و روانشناس در مدارس مناطق محروم، آموزش حقوق کودک برای معلمان،کادر آموزشی و دانشآموزان مناطق محروم.
دوم) احقاق حقوق مهاجران افغانستانی: بیش از سه دهه است که ایران مقصد بسیاری از افغانستانیهایی است که به سبب جنگ خارجی و درگیریهای داخلی آواره شدند. در تمامی این سالها رویکرد دولت و جامعه ایران نسبت به حضور آنها فراز و نشیبهای زیادی را به خود دیده است. سیاست درهای باز در اوایل انقلاب رفته رفته آنقدر تنگ شد که کار به عودت دادن اجباری آنها، طرح دستگیری و اخراج مهاجرین غیرقانونی (۱۳۸۶) و در نهایت توجیه ناکامیهای اقتصادی (بیکاری) و اجتماعیِ (دزدی، تجاوز و غیره) کشور به حضور آنها رسید. جدای از رویکرد جامعه به این مهاجران، دولت ایران در این سالها حقوقی را برای آنها لحاظ کرده که بدست آوردن همین حقوق بسیار دشوار است. به طور مشخص با توجه به اینکه دولت مدتهاست کارت آمایش (کارت اقامت) جدید صادر نمیکند و تنها کارتهای قدیمی را تمدید میکند، تعداد مهاجران غیرقانونی افزایش پیدا کرده و از طرف دیگر این سیاست منجر به کاهش تعداد مهاجران نشده است. بدینترتیب، ما با تعداد زیادی مهاجر غیرقانونی مواجهایم که از حقوق اولیه، چه به لحاظ استفاده از خدمات بیمه سلامت و خدمات آموزشی و چه به طور کلی برخورداری از حقوقِ اولیهی شهروندی محروم ماندهاند. برای مثال در حوزه قضایی و مراجع قانونی وضع بسیار بدتر هم میشود. مهاجران غیرقانونیای که حقوقشان در ایران پایمال میشود، از طریق پروسه طولانی و دشواری میتوانند اقدام به اعتراض و شکایت کنند و دقیقا به دلیل همین جایگاه نازلی که اشغال کردهاند، گرفتار انواع بیانصافیها و تبعیضها میشوند و در بسیاری اوقات مشکلات را به طور فردی و غیررسمی رفع میکنند. در این میان وضعیت زنان افغانستانی به مراتب بدتر از مردان است. این زنان که اغلب بیسواد، فقیر، به لحاظ اجتماعی منزوی و گرفتار خشونتهای خانگی هستند، در بدترین شرایط و با حداقل امکانات زندگی میکنند و آینده فرزندانشان را رقم میزنند. هنوز هم کودکانی که از مادر ایرانی و پدر افغانستانی هستند نمیتوانند صاحب شناسنامه شوند و این آغازی است برای محرومیت از حقوق اولیه کودکی.
بدین ترتیب خواسته مشخص ما این است که نسبت به احقاق حقوق اولیه و ضروری زندگی کسانی که سالها در ایران زندگی و کار کردهاند و به ویژه کودکانی که در این کشور متولد و تبدیل به «کودک کار» شدند، اهتمام جدیتری صورت گیرد.
8 مارس روز جهانی زن
بیانیه موسسه مهروماه درباره روز جهانی زن:
شاید پاسخ به این پرسش که «می خواهید چه تغییری در فضای جامعه ایران ایجاد کنید؟»، برای فعالان حوزه زنان، سوال دشواری نباشد. فعالان این حوزه، چه کسانی که به طور عینی و ملموس، در قالب سمن هاو خیریه ها وارد خدمات رسانی به زنان شدند و چه کسانی که در قالب تولید فکر و محتوا فعالیت می کنند، به ایجاد تغییر مثبت و بهبود شرایط زندگی و کارِ گروه های متنوع و متفاوتِ زنان امیدوارند. امید به بهبود شرایط زنان، اگرچه تاریخ و جغرافیایی مفصل و طولانی دارد و متحمل فراز و نشیب های بسیار شده، اما از آن حیث که هنوز اموری را به فعلیت نرسانده و کارهای نکرده بسیاری باقی مانده، همچنان زنده و الهام بخش است.
هشت مارس، روز جهانی «زنان» است. زنانی که تحصیلات دانشگاهی دارند و کار می کنند یا بیکارند، زنانی که بی سوادند و در فقر روزگار می گذرانند، زنانی که خشونت خانگی را به طور روزمره تحمل می کنند، زنانی که به هر دلیلی سرپرست خانواده شده اند و درآمدی ندارند، زنان سالمندی که طرد شدند، زنانی که به دینی غیر از دین رسمی کشور باور دارند و قومیتی غیر از قومیت اکثریت جامعه دارند و زنانی که ملیتی طرد شده دارند. هشت مارس روز همه زنان است. زنانی که جنسیت شان در ترکیب با عوامل دیگری همچون طبقه، سن، دین، قومیت و غیره به تشدید نابرابری ها منجر شده است. توجه و شناساییِ این عواملِ محرومیت و اولویت بندی آنها، برای جامعه ای که امیدش رفع بی عدالتی جنسیتی است، ضروری است.
در ایران سازمان های مردم نهاد بیش از یک دهه است که تلاش های موثری در رساندن صدا و مطالبات اقشار فرودست جامعه و به ویژه زنان به سطوح بالاتر تصمیم گیری و سیاستگذاری داشتند. فقر و آسیب های اجتماعی در جامعه امروز ما اگرچه به دلیل فرايندهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسیِ مشتركی است كه همه اقشار و طبقات پايين اجتماع را از دسترسی به شرايط مناسب زندگی محروم می سازد، اما به جرات می توان ادعا کرد فقر، جنسیت زده است و زنان را بیش از مردان متاثر می کند. دقیقا به همین دلیل است که گروهِ هدف بسیاری از سازمان های مردم نهاد چه در ایران و چه در جهان، زنان هستند. از اهداف سمن های فعال در زمینه زنان، مدیریت آسیب های اجتماعی در جهت کاستن از حجم و اشکالِ متنوع و مخرب آنهاست.
یکی از نقاط درخشان و امیدواری برای بهبود وضعیت زنان و به طور مشخص زنان در معرض آسیب، سمن ها هستند که توجه بخش های دولتی به نقش آنها در رده های تصمیم گیری و اجرا، قطعاً تعاملی برد-برد است که ضمن چابک تر ساختن بدنه دولت، مشارکت مردمی را از طریق شبکه های اجتماعی مردم نهاد در روند کاستن از آسیب های اجتماعی، گامی به تحقق نزدیک تر می سازد.
25 نوامبر روز جهانی محو خشونت علیه زنان
«نه» به انواع خشونت علیه زنان
25 نوامبر، «روز جهانی محو خشونت علیه زنان» است. مجمع عمومی سازمان ملل در سال ۱۹۹۹ این روز را بهعنوان روز جهانی محو خشونت علیه زنان تعیین کرد و از دولتها، سازمانهای بینالمللی و نهادهای غیردولتی (NGO) خواست تا در این روز با ترتیب دادن برنامههایی به رشد آگاهی زنان در این زمینه و مبارزه با خشونت علیه زنان کمک کنند.
سازمان ملل خشونت علیه زنان را بهعنوان یکی از عمدهترین مشکلاتی که سلامتی جامعه را به خطر میاندازد، میشناسد و همچنین آن را از موارد نقض حقوق بشر بهشمار میآورد.
خشونت جنسی، خشونت جنسی غیر تماسی، خشونت کلامی، تجاوز، تنفروشی اجباری، بارداری اجباری، ختنه دختران، خریدوفروش زنان و دختران، خشونت علیه زنان کارمند و مستخدمین زن، خشونتهای ناشی از جنگ، خشونت در زندان، تجاوزهای سیستماتیک، خشونت نگاهی و رفتاری وخشونت سیاسی از انواع خشونتهایی است که بر زنان اعمال میشود.
آثار خشونت فیزیکی (معمولاً) قابل مشاهده است اما در مقابل، خشونتهایی وجود دارد که آثار مخرب آنها به چشم نمیآید اما تحملشان بسیار دشوار است؛ مانند: دروغ گفتن؛ نفقه ندادن؛ به خواستههای زن بیتوجه بودن؛ چشمچرانی؛ تعدد زوجات؛ انتقاد کردن به طور مداوم؛ توهین، تحقیر و مقایسه کردن؛ جدا کردن زن از کودکانش، دوستان و فامیل؛ پرخاش کردن؛ وادار کردن زن به ترک خانه؛ تهمت زدن؛ وادار کردن زن به پوشش خاص بدون میل خود.
با شناخت انواع خشونت و آگاهیسازی درباره آنها می توان گامی جدی در جهت رفع این آسیب جدی اجتماعی برداشت.
20 نوامبر برابر با 30 آبان سالروز تصویب پیماننامه حقوق کودک
صدای کودکان را بشنویم
20 نوامبر برابر با 30 آبان سالروز تصویب پیماننامه حقوق کودک است.
کنوانسیون حقوق کودک شامل اساسیترین حقوق بشر برای کودکان و مقبولترین سند حقوق بشر در تاریخ است.
حق آموزش رایگان و اجباری، عدم تبعیض، منع هر نوع بدرفتاری و آزار، برخورداری از تغذیه مناسب، بهداشت، تفریحات، مسکن مناسب و همچنین حق برخورداری از محبت، امنیت، رهایی از ترس و آزارهای جسمی و روانی، آموزش، هویت، آزادی بیان، تشویق، بازی و رشد خلاقیت از مواردی است که در این پیماننامه به آن پرداخته شده است.
مهمترین دوران شکلگیری شخصیت انسانها دوران کودکی است. کودکان خود قادر به حفظ و دفاع از حقوقشان نیستند و نیاز به حمایت و مراقبت از طرف بزرگسالان دارند. تأمین شرایط مناسب برای رشد و سلامت کودکان و رعایت حقوق اساسی آنان از مهمترین وظایف دولتها است.
یکی از ویژگیهای پیماننامه، اهمیت دادن به نقش خانواده در رشد و پرورش کودکان و مسئولیت دولتها در زمینهسازی تحقق حقوق کودکان و تأکید بر ضرورت مشارکت همگانی است.
ایران در سال 1373 به صورت مشروط پیماننامه حقوق کودک را پذیرفته است. لذا دولت میبایستی در برنامهریزیهای کلان و در سطح ملی خود شرایط رشد و سلامت کودکان را موردتوجه قرار دهد اما متأسفانه هنوز گامهای اساسی و جدی در این خصوص برداشته نشده است. بر اساس ماده 42 پیماننامه، دولت متعهد است درباره مفاد پیماننامه آگاهی سازی کند و اطلاعرسانی گسترده داشته باشد.
نابرابری آموزشی و نبود ابتداییترین شرایط رشد و آموزش کودکان در مناطق محروم نشان از بیتوجهی عمیق دولتمردان به مواد پیماننامه در برنامهریزی کلان کشور دارد.
استفاده از شیوههای منسوخشده آموزشی و سطح پایین کیفیت آموزش در مدارس، تبعیض آموزشی، عدم امکان دسترسی به پیشدبستانی برای همه کودکان و تبلیغ شیوههای تربیتی ناکارآمد، روند رشد شخصیتی کودکان را دچار مشکل کرده است.
افزایش آمار کودکان کار، کودکان بازمانده از تحصیل، کودکآزاری، خریدوفروش نوزادان و ازدواج کودکان و… همه نشان از نادیده گرفتن حقوق اولیه انسانی دارد؛ حقوقی که با امضای پیماننامه، دولت ملزم به رعایت آن شده است.
موسسه مهروماه، در بیست و هفتمین سالگرد تصویب پیماننامه حقوق کودک خواهان شنیدهشدن صدای کودکان است.
آموزش رایگان و اجباری و باکیفیت، رعایت عدالت آموزشی، توجه به پدیده کودکآزاری، رسیدگی به وضعیت کودکان کار و خیابان و کودکان مهاجر، جلوگیری از ازدواج کودکان و مبارزه با خریدوفروش کودکان از خواستههای اصلی کودکان این مرز و بوم است.
16 مهر روز جهانی کودک
کودکان خالق زیباترین احساسها و عشقها
مجمع عمومی سازمان ملل، بر پایة نظر صندوق کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف)، پیماننامة حقوق کودک را در سال 1989 تصویب کرد و بیشتر کشورهای جهان نیز به آن پیوستند. در این پیماننامه، وضعیت حقوقی ایدهآلی برای کودکان پیشبینی شده است و کشورهایی که به آن میپیوندند، باید بکوشند وضعیت رفاهی، حقوقی، آموزشی و پرورشی کودکان را تا سطح مورد نظر پیماننامه افزایش دهند. دولت جمهوری اسلامی ایران نیز در سال 1372 به این پیماننامه پیوست.
کودکان آسیبپذیرترین گروه هر جامعه و متأسفانه اولین قربانیان تبعیضهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی هستند. در جهانی که فقر، جنگ، استثمار و ناامنی در حال افزایش است، آوارگی، بیخانمانی و مهاجرت اجباری سرنوشت بسیاری از کودکان است.
در کشور ما نیز افزایش آسیبهای اجتماعی مانند فقر، بیسوادی و کمسوادی، بیکاری، اعتیاد، خشونت، مهاجرت، حاشیهنشینی، تبعیض جنسیتی و ممکن نبودن تحصیل برای همة کودکان، بستری است برای پیدایش مشکلاتی مانند کودکان کار، خرید و فروش کودکان، ازدواج زودهنگام کودکان و بزهکاری آنها.
این مشکلات در حالی دنیای کودکان را احاطه کرده است که کودک حق دارد و باید در فضایی سرشار از خوشبختی، محبت و تفاهم بزرگ شود. رشد کودکان در محیطهای ناامن بسترساز شیوع انواع آسیبهاست. همة کودکان حق دارند در صلح و آرامش زندگی کنند. همة کودکان حق دارند از آموزش رایگان بهرهمند باشند. همة کودکان حق دارند از مسکن، تغذیه، بهداشت و درمان رایگان و مناسب برخوردار باشند. همة کودکان حق دارند دارای شناسنامه باشند. شادی و بازی و تفریح حق همة کودکان است. نگاه یکسان و بدون تبعیض، فارغ از جنسیت و ملیت و قومیت، حق همة کودکان است. جای کودک پشت نیمکتهای مدرسه است نه سر چهارراهها و کورههای آجرپزی.
روز جهانی کودک بهانهای است برای یادآوری مجدد این حقوق اولیة کودکان
لغو کار کودک در همة اشکال آن با کمک به کودکان کار و خانوادههای آنان از وظایف اصلی دولت است. اما متأسفانه موازیکاری نهادهای متفاوت دولتی و نبود یک نهاد مرکزی برای برنامهریزی، پیگیری و ساماندهی این امور باعث شده است این طرحها در کاهش آسیبهای اجتماعی موفق نباشند یا تأثیرگذاری اندکی داشته باشند.
مؤسسه مهر و ماه از مجلس شورای اسلامی درخواست میکند هرچه زودتر لایحة حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان را در دستور کار خود قرار دهد و ضمن اصلاح نقایص آن، خلأ قانونی در حمایت از حقوق کودکان را از بین ببرد.
روز جهانی صلح
صلح یک هدیه نیست بلکه چیزی است که ما باید همگی در هر روز و در هر کشوری برای آن تلاش کنیم…
21 سپتامبر مصادف با 30 شهریور روز جهانی صلح است. زنگ صلح همه ساله در 21 سپتامبر مصادف با 30 شهریور در سازمان ملل نواخته میشود.این زنگ از سکه های همه کودکان جهان ساخته شده و در کنار زنگ نوشته شده “زنده باد صلح مطلق جهانی”
براساس آمار یونیسف:
-از هر 200 کودک در جهان یکی آواره است.
-از هر 3 کودک که در خارج از کشور محل تولدشان زندگی می کنند یکی اواره است.
-در طی سال گذشته بطور متوسط هر روز 2 کودک آواره در راه رسیدن به اروپا جان خود را ازدست داده است.
-تعداد کودکان آواره در سال 2015 دو برابر سال 2005 است.
-جنگ 28 میلیون کودک را آواره کرده است.
-از حدود 50 میلیون کودک اواره، 31 میلیون آواره دیگر کشورها شده اند و 17 میلیون آواره در کشور خود هستند.
-در سال 2015، 45درصد کودکان پناهجو اهل دو کشور سوریه و افغانستانی هستند.
آمار فوق نشان از این دارد که کودکان اولین قربانیان مخاصمات مسلحانه هستند.انسانها برای یرقراری صلح نیاز به آرامش دارند.کشورهایی چون سوریه و افغانستان سالهاست که در انتظار صلح هستند.آیا براستی برقراری صلح امکان پذیر نیست؟
به امید ان روز که پرنده سفید صلح و برابری روزی در آسمان همه کشورها به پرواز درآید.
روز جهانی لغو کار کودک
رهایی از کار کودک
مطابق ماده 32 پیمان نامه جهانی حقوق کودک،هر فعالیت و کاری که که ممکن است کودک را در معرض استثمار اقتصادی قرار بدهد و برای او زیان بار باشد و به تحصیل کودک خللی وارد کند ،یا به سلامتی کودک یا به رشد جسمانی،ذهنی،اخلاقی یا اجتماعی او آسیب برساند کار کودک محسوب میشود.
کار کودک میتواند آشکار و یا پنهان باشد. کارهایی که در فضاهای عمومی و یادر خیابانها و معابر مثل دستفروشی و یا پاک کردن شیشه ماشین ها و یا زباله گردی و ….قابل مشاهده هستند و یا کارهای دیگری که در فضاهای بسته کودکان مشغول به کار میشوند که به چشم نمی آیند،مانند کار در کارگاهها ،کوره های آجرپزی و… یا کار در خانه.
متاسفانه استثمار کودکان کار، در شرایط بسیاردردناکی صورت میگیرد.هیچگونه پاداش ، عیدی ،حق اولاد ،حق مسکن و بیمه و مزایا مرخصی و بازنشستگی و… برای کار انان دیده نمیشود.و متاسفانه این امر در خصوص کودکان پناهجو بسیار اسفناک تر است.کودکان مهاجر و یا پناهجو هرچند ممکن است به لحاظ ملیت و ظاهر و…با دیگر کودکان تفاوتی داشته باشند ولی همه آنها در یک ویژگی ذاتی مشترک هستند و آن کودکی و انسان بودن است.
ورود کودکان به چرخه کار و تولید، دلایل بسیاری دارد و از مهمترین انها میتوان به وضعیت فقر ،فقدان تامین غذا و سرپناه و عدم تامین نیازهای اولیه در خانواده اشاره کرد.سقوط به ورطه فقر در اثر افزایش گرانی، ناتوانی سرپرست خانواده بعلل گوناگون مانند اعتیاد،بیماری ،فوت ، زندانی بودن و از هم پاشیدگی خانواده از علل دیگر پیدایش کودک کار می باشد.رشد شهرنشینی ناموزون، بدون ایجاد زیرساختارهای لازم که منجر به حاشیه نشینی میگردد عامل دیگری است برای افزایش روزافزون تعداد کودکان کار
کودکی که باید کودکی را تجربه کند،بتواند از حق مسلم آموزش برخوردار باشد،ازتغذیه، سلامت ، بهداشت و درمان مناسب بهره مند باشد،در محیطی گرم نیازهای عاطفی کودکانه خود را برطرف کند متاسفانه در معرض بدترین آسیبهای اجتماعی مانند خشونت ،تبعیض، تحقیر وتجاوز قرار می گیرد.
این وظیفه دولت است که مطابق پیمان نامه حقوق کودک از کودکان در برابر نقض حقوقشان دفاع کند.این دولت است که میبایستی حافظ منافع کودکان باشد.ملزم کردن شرکت ها و کارفرمایان برای عدم استفاده از نیروی کار کودکان و افزایش سیاستهای حمایتی و رفاهی از وظایف دولت است.کودکان به هیچ تریبون و ابزاری برای پیگیری مطالبات خود دسترسی ندارند.
موسسه مهر و ماه روزجهانی لغو کار کودک را فرصتی میداند. تا بار دیگر مسئولیت نهادهای دولتی را درراستای لغو کار کودک یادآور شده وخواستار تغییر اساسی در ایجاد و بهبود قوانین متضمن حمایت از کودکان میباشد.و براین باور است که با مشارکت مردمی میتوان موثرتر در جهت احقاق حقوق کودکان مطالبه گری کرد .
روز جهانی کارگر
اول ماه می همواره یادآور تلاش انسان هایی که اگر نباشند، زندگی روزمره ما دوام چندانی نخواهد داشت آنانی که صدایشان کم شنیده می شود و حضورشان نیز چندان دیده نمی شود.
جشن گرفتن این روز برای ما سازمان های غیردولتی حوزه کودکان نه فقط وظیفه ایی از جهت پر رنگ کردن نقش آنان که از جهات دیگری قابل توجه می باشد. کار کودک به عنوان یکی از آسیب های جدی که هر روزه با آن مواجه هستیم در ارتباط مستقیم با این گروه می باشد.
یکی از عوامل جدی در کار کودک فقر و نبود منابع مالی میباشد که باعث میگردد آنان به جای کودکی در کارگاه ها یا خیابان ها در جایگاهی قرارگیرند که هنوز برای آن بسیار کوچک و جوان هستند. آموزش و مدرسه رفتن برای آنان رویایی دست نیافتنی میشود و هرروزه با مشکلات متعددی روبرو می شوند.
برخورد خشن کارفرمایان، دستمزد ناچیز ، عدم توانایی جسمی در انجام کار، آزار ها ی متعدد از سوی افراد و… متاسفانه باعث می گردد هر یک از این کودکان به بمبی در حال انفحار تبدیل شوند. متاسفانه عدم نگاه منطقی به میران دستمزدهای کارگران و نبود حمایت ارگان های زیربط باعث می گردد که این کودکان هر روز در شرایط بدتری قرارگیرند. وجود کارگاه هایی که از سوی سازمان تامین اجتماعی به عنوان کارگاه های فامیلی و یا زیر 5 نفر معرفی می گردد راهکار خوبی برای استثمار هر چه بیشتر این کودکان می باشد.
بر اساس افزاش دستمزدهای سال 95 این میزان نمیتواند حتی کفاف خرج یک نفر در شهرهای بزرگ در ایران باشد چه رسد به خانواده های کارگری که حداقل 4 نفر می باشند. در این میان قرارداد های کوتاه مدت، نبود بیمه های بیکاری، فرم های سفید امضائ که بطور معمول و جاری در اوایل سال از سوی کارفرمایان از کارگران اخذ می گردد کار را دشوار تر می کند
.
موسسه توانمند سازی زنان و کودکان مهروماه ضمن تبریک به همه کارگران جهت بزرگداشت این روز بر تقاضاهای زیر جهت بهبود وضعیت کودکان کار تاکید دارد:
1- تعیین حداقل دستمزد براساس کیفیت بهتر زندگی شامل تغذیه ، آموزش ، سلامت و مسکن
2- ارائه پوشش خدمات بیمه ای تامین اجتماعی و برخورداری از بیمه بیکاری
3- لغو کلیه آئین نامه ها و قراردادهای که کار کودک را به رسمیت می شناسد
4- الزام دولت به ایجاد تسهیلات ویژه برای بازگشت کلیه کودکان کار به مدرسه
5- ارائه یارانه ویژه به کودکان کار جهت حمایت از آنان و خانواده هایشان
۸ مارس روز جهانی زن
روز جهانى زن، تاريخ مبارزه سياسى و اجتماعى عليه تبعيض است. اين روز روز همبستگى براى مبارزه در راه برابرى حقوق و شرايط بهتر كارى و زندگى زنان است.
انتخاب تاريخ روز هشتم ماه مارچ به عنوان روز جهانى زن به خاطره مبارزه زنان كارگر نساجى در سال ۱۸۵۷ در شهر نيويورك امريكا بر مى گردد.
شرايط كارى سخت و غير انسانى و دستمزد كم كارگران زن كه در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم همراه با مردان در كشورهاى صنعتى وارد بازار كار شده بودند، آنان را وادار به اعتراض و مبارزه صنفى به شكل هاى سازمان يافته ويا غير متمركز عليه اين بى عدالتى مى كرد.
در اين روز كارگران نساجى زن در يك كارخانه بزرگ پوشاك براى اعتراض عليه شرايط بسيار سخت كارى و وضعيت اقتصاديشان دست به اعتصاب زدند وخاطره اين اعتصاب براى كارگران نساجى باقى ماند . در هشتم مارچ سال ۱۹۰۸، بعد از گذشت بيش از پنجاه سال كارگران زن كارخانه نساجى كتان در شهر نيويورك با خاطره اعتصاب در اين روز، به دليل تبعيض ومحروميت و فشار زياد كار در مقابل حقوق بسيار كم اعتصاب خود را شروع كردند. صاحب اين كارخانه به همراه نگهبانان براى جلوگيرى از همبستگى كارگران ديگر بخش ها با اين اعتصاب و سرايت آن به بخش هاى ديگر اين زنان را در محل كار خود در كارخانه محبوس كرد. به دلايل ناشناخته اى آتش در كارخانه درگرفت و فقط تعداد كمى از كارگران زن محبوس توانستند خود را نجات دهند. ۱۲۹ كارگر زن در آتش سوختند و روز هشتم ماه مارچ بر پايه سنتى مبارزه كارگران زن عليه شرايط سخت كاريشان در خاطره ها ماند.
در سال هاى بعد در كشورهاى مختلف اروپايى و امريكا مبارزه زنان به شكل تظاهرات و اعتصاب كارى عليه فشار، تبعيض و استثمار كارى و همينطور براى داشتن برابرى حقوق در اجتماع و عليه جنگ ادامه پيدا كرد.
در اروپا به پيشنهاد كلارا زتكين در ۲۷ اگست سال۱۹۱۰ روز هشتم ماه مارچ به عنوان روز زن و براى دفاع از حقوق آنان در مقابل تبعيضات مختلف و چند جانبه برگزيده شد.
اولين روز جهانى زن در ماه مارچ ۱۹۱۱ در دانمارك، آلمان، اتريش، سويس و امريكا برگزار شد. ميليون ها زن در برگزارى اين روز شركت كردند. خواست هاى اساسى زنان عبارت بودند از قوانين حمايت كننده كار براى زنان، حق راى و شركت در انتخابات، مخالفت عليه جنگ هاى امپرياليستى، برابرى مزد با مردان در مقابل كار مساوى، هشت ساعت كار در روز و حمايت از مادر و كودك در فاصله دو جنگ جهانى علاوه بر موضوعات قبلى حق قانونى سقط جنين و حمايت از مادران نيز از اهميت خاصى برخوردار شد. اين مبارزه به دليل بحران اقتصادى كه در آن زمان تمام اروپا را در بر گرفته بود به يك حركت بزرگ تبديل شد.
به دلیل شرایط اقتصادی و اجتماعی ناشی از جنگ سالانه حدود يك ميليون زن وادار به سقط جنين مى شدند. به دنبال آثار منفى اين سقط جنين هاى غير قانونى در سال ۱۹۳۱ تنها در آلمان حدود ۴۴۰۰۰ زن به مرگ رسيدند.
از طرف ديگر مسئله برابرى مزد در مقابل كار برابر، كوتاه كردن ساعات كار، پايين آوردن قيمت اجناس وغيره نيزاز خواست هاى زنان بودند. که متاسفانه امروز برای ما هم غريبه نيستند.
در كشورهاى اروپاى غربى در ابتدا بعد از جنگ هيچ برنامه اى در ارتباط با روز زنان برگزار نمى شد. بعدها اين روزبه عنوان روز مبارزه براى خواست هاى عمومى زنان و روز خانواده و جشن عمومى زنان تبديل شد.
در سال هاى هشتاد بود كه در اين كشورها روز هشتم مارچ باز هم اهميت و معنى خاصى پيدا كرد. دوباره موضوعاتى مانند برابرى حقوق زنان در تمام عرصه هاى زندگى، حق سقط جنين، رفع تبعيض در زندگى خانوادگى و حمايت از مادران در دوران حاملگى و بعد اززايمان مورد توجه قرار گرفتند.
امروزه بزرگداشت اين روز در تقريبا تمامى كشورها به عنوان روز اعتراض عمومى به اجحاف و فشار بر روى زنان و هم چنين تجليل از كسانى كه اين مبارزه را شروع كردند و براى دگرگونى و بهبود وضع زنان تلاش ورزيدند، برگزار مى شود.
در طى دو قرن گذشته پيشرفت ها براى به رسميت شناختن و قبول حقوق اوليه و انسانى زنان اندك نبوده. در اكثر كشورهاى جهان حق راى زنان و شركت آنان درفعاليت هاى سياسى و اجتماعى به رسميت شناخته شده است. با وجود اين راه طولانى براى انجام واقعى اين خواست ها در پيش است. زنان هنوز در موارد زيادى در خانواده، در اجتماع و يا در محيط كارمورد خشونت قرار مى گيرند. قوانين زن ستيز در بسيارى از كشورها عمل مى كنند. براى نيروى كار زنان در مقابل كار مساوى با مردان هنوز حتى در كشورهاى صنعتى كمتر پرداخت مى شود، درآمد نسبى زنان در همه كشورها بسيار پايين تر از مردان است.
آنان از امكانات آموزشى و بهداشتى به مراتب كمترى برخوردارند. سه چهارم بيسوادان درسطح جهان را زنان تشكيل مى دهند. اكثر آوارگان و پناهنگان جنگ زنان هستند. قاچاق و خريد و فروش زنان، سوءاستفاده جنسى از آنان و غيره و غيره از نمونه اجحافات آشكار عليه حقوق زنان میباشد كه امروزه بطور عادى و در همه جا اجرا مى شوند.
سازمان ملل متحد و برابری جنسی
قطعنامه سازمان ملل متحد که در سال 1945 امضا شد، نخستین توافقنامه ای بود که اصل برابری زن و مرد را تصریح کرد. از آن زمان تاکنون، این قطعنامه بین المللی که منجر به ارائه استراتژی ها، استانداردها، برنامه ها و اهداف مختلف از سوی سازمان ملل شده، در پیشرفت موقعیت و وضعیت زنان در سرتاسر جهان موثر بوده است.
پس از سال ها، سازمان ملل متحد و آژانس های تخصصی اش مشارکت زنان را به عنوان شرکا برابر با مردان در دستیابی به پرورش، صلح، امنیت، و احترام کامل برای حقوق بشر مداوم، ترفیع داده اند.
امروزه و تجلیل از روز جهانی زن
در چند ساله اخیر، 8 مارس روز جهانی زن برای زنان، نه تنها در کشورهای توسعه یافته که در جوامع در حال توسعه نیز به صورت گسترده تری مطرح و ابعاد تازه ای به خود گرفته است. جنبش رو به رشد جهانی زنان، که با برگزاری چهار کنفرانس بین المللی زنان توسط سازمان ملل متحد جهان تعمیق یافته است، در تبدیل روز جهانی زن به صف آرایی و اعتراض در جهت دستیابی زنان به حقوق شان و مشارکت آنان در عرصه های سیاسی و اقتصادی یاری بسیار رسانده است.
علاوه بر این، زنان جهان در روز جهانی زن تلاش کرده اند تا این روز را به فرصتی برای انعکاس پیشرفت ها و دستاوردهای به دست آمده، و کنش های شجاعانه و نیز عزم راسخ زنان عادی (که نقش شگفت آوری را در تاریخ کشورها و جوامع شان ایفا کرده اند) تبدیل کرده و این دستاوردها را گرامی بدارند.
زنان در ایران
8 مارس در ایران در سال ۱۳۰۱ توسط پیک نسوان رشت وسپس در سال ۱۳۰۵ توسط جمعیت بیداری زنان جشن گرفته شد.
پس از ایجاد تشکیلات زنان در سال ۱۳۳۱ این جشن به یک سنت تبدیل شد و در دوران پس از کودتای ۱۳۲۸ این سنت توسط زنان آگاه به صورت های مختلف پیگیری شد.
در انقلاب ۱۳۵۷ عواملی چند از جمله افزایش سطح سواد و مشارکت در تظاهرات خیابانی علیه رژیم و نقش فعالانه در عرصه جنگ ایران و عراق به همه نشان داد که زن میتواند نه تنها مادر باشدکه میتواند در عرصه های متفاوتی از جمله عرصه اجتماعی ، سیاسی و تولید نقش افرینی داشته باشد .اما متاسفانه طی ۳۰ گذشته سلب بسیاری از حقوق زنان همچون حق طلاق، حق حضانت فرزند، حق مسافرت بدون اجازه همسر، حق الارث برابر، حق کار و تحصیل بدون اجازه همسر، دیه نابرابر، شهادت در مسایل قضایی و… نه تنها عرصه را برای حضور آنان تنگ کرده بلکه باعث گردیده مشکلات عدیده دیگری را نیز بر آنان تحمیل نماید . شیوع خشونت های خانگی ، خشونت در محل کارو عرصه عمومی ، فشارهای بسیار گسترده در جلوگیری از حضور آنان در مجامع عمومی از جمله پست های مدیریتی از دیگر جنبه های این کاستی ها میباشد.
عدم توجه به نقش اجتماعی نیمی از جمعیت کشور که به گفته آن نیمه دیگر در ساختن نسل نو نقش محوری دارند بار دیگر ضرورت اصلاح قوانین و پذیرش حضور زنان را صد چندان مینماید.
به امید روزی که همه انسان های روی این کره چرخان فارغ از جنسبت شان از حقوقی برابر با یکدیگر برخوردار گردند.
















































